چهارشنبه سوری صوری در فرقه ترویستی رجوی

اما آنچه که به خود افراد بر می گشت وقتی مسئولیت پروژه ای را به یک یکان یا قرارگاهی از سوی ستاد بالاتر به آنها محول می شد عناصر تشکیلات عزا می گرفتند و فاکت های تقابلی خودشان را که هر شب می بایست از سر اجبار ذهنیات خود را تخلیه می کردند توی جمع کوچکی می خواندند ، در واقع در قبال پروژه محوله استقبالی در بین افراد وجود نداشت در یک کلام اعضای فرقه ترجیح می دادند کار یومیه را به طور معمول و جاری داشته باشند اما مسئولیت تدارک مناسبتی را به آنها ندهند .
در باره چهارشنبه سوری باید بگویم فضای دلچسبی بین افراد نبود حتی پریدن از روی آتش را صوری برگزار می کردند برای این که جلوی مسئولین ، خودشان را نشان بدهند و بعداٌ یقه آنها را نگیرند که چرا پاسیو هستید ؟ مجبور بودند از خودشان ادا و اطوار در بیاورند
وقتی جواب پیامم روازمحسن نگرفتم مجددا براش نامه دادم . چندی بعد شنیدم آقای منصورشعبانی بعدازجداشدن ازآلبانی به ایران و زادگاهش رشت برگشتند و من ازموضع خبرگیری وضعیت محسن درهمین دفترانجمن به ملاقات آقای شعبانی با حضورشما اومدم و همش توصیه مادرپیر وناتوانم بود که پیگیرخبرگیری ازمحسن باشم .الان هم ازشما خواهش دارم که حرفم را منعکس بکنین ومیخوام به محسن بگم که تودردستگاه مغزشویی وکنترل ذهن رجویها درآلبانی اجازه نداری ولویک تماس کوتاه با مادرمون داشته باشی تا ازنگرانی دربیاری . درعوض مجبورت کردن که بیای توصفحه تلویزیون یه مشت لاطائلات دیکته شده رونشخوارکنی وعلیه فعالیت انساندوستانه آقای پوراحمد اباطیل ببافی وبگی که آقای پوراحمد عامل فشارعلیه خانواده های چشم انتظارهست !

وقتی آقای حیدرزاده ما را دید بسیار خوشحال شد و خواست که برای دیدار به منزل برویم ولی ما چون نمی خواستیم زیاد وقتش را بگیریم در محل کار وی با او ملاقات نمودیم .











آقای جلیل ایمن طبری ( اهل بابل ) برادر سید جلال ایمن طبری که سالیان درازی است با مغز شویی رجوی فریبکار هنوز در اسارت فرقه تروریستی رجوی بسر می برد به دنبال دیدار با برادرش می باشد .







