
” مطمئن باشید هم قبل و هم بعد از صدور حکم این دادگاه ، با آتش از خود دفاع خواهیم کرد و تمام شرکت کنندگان در دادگاه اعم از قاضی، نماینده دادستان و … را به آن 17000 نفر الحاق خواهیم کرد”.

” مطمئن باشید هم قبل و هم بعد از صدور حکم این دادگاه ، با آتش از خود دفاع خواهیم کرد و تمام شرکت کنندگان در دادگاه اعم از قاضی، نماینده دادستان و … را به آن 17000 نفر الحاق خواهیم کرد”.

تشکیلات موسوم به مجاهدین خلق ( MEK & MKO ) و کلیه انجمن های آن در اروپا که با پوشش های دروغین دفاع از زنان، حقوق بشر، آزادی مانند این ها راه اندازی نموده، همچنین تشکیلات شورای ملی مقاومت ایران ( NCRI ) که برای مخفی کردن ماهیت تروریستی خود و فریب افکار عمومی راه اندازی کرده، همگی ماهیت تروریستی دارند. این تشکیلات علیه انسانیت، وجدان انسانی و عقلانیت می جنگند.
“تلگراف مجاهدین خلق به امام خمینی
قم – محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی امام خمینی
بسم الله الرحمن الرحیم
پدر گرامیمان
اکنون که انقلاب رهایی بخش اسلامی و ضد امپریالیستی ایران در مسیر حقیقی مردمی خود مجددا اوج گرفته و بر آن است تا ریشه های استعماری و آمریکایی شاه خائن را از بن برانداخته و راه هرگونه بازگشت را بر آنها سد کند؛
فرزندان مجاهد شما که اکیدا خواستار ادامه رسالت ضد استعماری شما هستند جانهای ناچیز خود را که کمترین فدیه رهایی این میهن و این خلق و مکتب است بر کف گرفته و آمادگی نثار کردن آنها را با همه توانایی های ناچیزتر سیاسی و نظامی شان اعلام می دارند.
به انتظار فرمان قاطع امام در ریشه کنی همه بنیادهای امپریالیستی و صهیونیستی
مجاهدین خلق 4 / 8 / 1358″
و امروز رجوی ها افتخار می کنند که مقامات سابق آمریکا در برنامه های شان شرکت می کنند.


خبر درگذشت محسن حمزه لوئیان، در سن 63 سالگی باز هم با ایست قلبی و سکته در آلبانی و مجاورت روستای مانز ، توسط سایت های کذاب رجوی اعلام شد . بعد از خلع سلاح سازمان در عراق و به دنبال آن اخراج از عراق و آلبانی نشین شدن سازمان، تمامیت سازمان در باتلاق و بن بست استراتژیک قرار گرفت، به دلیل سن بالای اکثریت اعضای سازمان ، هفته و ماهی نیست که یکی از این اسرای رجوی بر خاک سرد غربت بوسه نزند. مسعود رجوی و مریم رجوی مسبب اصلی این مرگ و میرها در آلبانی هستند، چرا که با وجود اینکه می دانند سازمان زمین گیر شده است و هیچ کاری از آن ها بر نمی آید، باز هم به برده داری خود ادامه می دهند، چرا که حیات ننگین خود را در ممات اعضای سازمان می بینند.

سالها پیش، یکی از روزهای گرم در پادگان اشرف ، اعلام کردند که نشست قرارگاه است و همه تا یکساعت در سالن غذاخوری حضور پیدا کنند، معمولا در اینگونه موارد که کارهای جاری، برای نشست قرارگاه تعطیل می شد، اولین احتمال پیامچه ای از مسعود رجوی بود، احتمال بعدی اعلام جدایی یک عضو بود که دیگران باید او را می انقلاباندند! ( تعجب نکنید این کلمه “انقلاباندن” از فرهنگ عجیب مجاهدین بود که فرد را باید با انقلاب اجباری درونی مریم رجوی ، وادار به ماندن در سازمان می کردند)، یا برنامه حرکت برای نشست رهبری و یا …

این روزها، مدام خبرهای مربوط به مرگ اعضای حاضر در کمپ مانز مجاهدین خلق از طریق رسانه های منسوب به فرقه منتشر می شود و دلیل اکثر آنها بیماری های مزمن عنوان می شود.
به عنوان کسی که سالهای زیادی از عمرم را در تشکیلات رجوی به سر برده ام و تجربیات تلخ و دردناکی از ان دوران تا همیشه در خاطرم ثبت شده است باید بگویم که با هر خبر فوتی مربوط به اعضای سازمان، چند نکته به ذهنم می رسد. اول اینکه این اخبار و دلایل لزوماً دلیل واقعی نیست. سران سازمان در تمام این سالها یاد گرفته اند که چگونه افراد ناراضی را سر به نیست کنند و بعد دلایل مختلفی برای مرگش بتراشند و به خورد اعضا و جامعه بیرونی بدهند.

در برابر ادعای بیانیه مجاهدین خلق که کودکان با اصرار خودشان به عراق برده شدند و با اصرار خودشان لباس نظامی پوشیدند و در هیچ عملیات نظامی شرکت داده نشدند، امیر یغمایی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس مینویسد:
“والا من هم یکی از همان کودکانی بودم که در سن ۱۴ سالگی خواستم بروم پیش مادرم اما یک دفعه بدون اینکه متوجه بشم با یک کلاشینکف به دست روی نفربر بی ام پی ظاهر شدم. خودم هم نفهمیدم چی؟ در سن ۱۶ سالگی هم رفتم عملیات خمپاره زنی که در آن یکی از اسرای سابق به اسم شهرام جوینده کشته شد.”

تا زمانی که در عراق بودیم و صدام بود همیشه برای یک عملیات شناسایی باید با سپاه و لشگر و تیپ و گردان آن منطقه هماهنگ میکرد و فکر میکرد کسی نمیداند که هر حرکتی را باید با صدام دوست عزیزش هماهنگ بکند.
بارها بود که من شخصا با این موضوع روبه رو شده بودم و برایم سوال بود که چرا رجوی درنشست هایش دروغ میگوید و این همه دروغ به خاطر چیست؟!

محمدرضا ترابی در حال دریافت هدیه از مسعود رجوی
محمدرضا ترابی کودک سرباز پیشین سازمان مجاهدین خلق در حساب کاربری خود در پلتفرم ایکس زنده بودن یا نبودن مسعود رجوی را بر اساس شواهدی که خود به عنوان شخصی که 18 سال از عمرش را در مناسبات این فرقه گذرانده است، بررسی کرده است.
او که با نام کاربری “ری ترابی” در شبکه های اجتماعی فعال است در یک رشته توئیت که در تاریخ 9 نوامبر 2024، منتشر کرد، پاسخ پرسش مهم “آیا مسعود رجوی زنده است؟” را با مخاطبانش به اشتراک گذاشت. بر اساس شواهد و برداشت های شخصی ترابی، مسعود رجوی هنوز زنده است.

آلدو سولولاری مدیر رسانه ای انجمن نجات آلبانی، در صفحه فیس بوک خود از حملات سایبری مجاهدین خلق به کریستال تی وی آلبانی خبر داد. ظاهراً پس از افشاگری های این شبکه درباره حقایق پنهان مناسبات مجاهدین خلق هدف حملات سایبری این گروه قرار می گیرد.
آلدو سولولاری می نویسد:
دیروز توسط مدیر شبکه های اجتماعی و نگهدارنده رسانه من CTV MEDIA، رسانه مورد احترام مردم آلبانی از سال 2019 تاکنون و در آستانه سال 2025، به من گزارش شد که کریستال مدیا مورد حمله شدید سایبری سازمان مجاهدین خلق قرار گرفته است.

در بین تمامی فرقه ها فرقۀ رجوی در خباثت دست همه را از پشت بسته و به عبارتی یکی از مدرن ترین و مخوف ترین فرقه ها شناخته می گردد. معرفی خانواده در فرقه رجوی بعنوان کانون فساد و از هم پاشیدگی اعضا گویای این امر است. محرومیت ها و ممنوعیت ها در ارتباط با خانواده و زندگی آزاد نسخه ای است که رجوی برای قربانیان پیچیده و با این روش بخش اعظمی از فکر و عواطف افراد اسیر را به خود معطوف نموده که در این عمل شیطانی تقریبا موفق بوده است. حال پرسشی که در اینجا مطرح میگردد این است که چرا رجوی در اولین گام تلاش میکند ارتباط اعضا با خانواده را قطع کند؟! این ارتباط چه در داخل تشکیلات فرقه باشد چه در خارج از تشکیلات .

در سال 1376 که به مقر فائزه در شهر کوت عراق منتقل شدیم، بطور ناگهانی متوجه غیبت طولانی حسن تدین و رسول کرمی شدیم. پس از گذشت حدودا 6 ماه حسن و رسول کرمی که هر دو اهل زنجان بودند را دیدم، ظاهری وحشت زده با رنگ پوست سفید که مشخص بود به دور از نور آفتاب در مکانی نامعلوم حبس شده بودند، مجددا در مقر فائزه ظاهر شدند. با احدی صبحت نمی کردند و درسالن غذا خوری به تنهایی حاضر می شدند. گویی از امر مهمی وحشت داشتند و به آنها سپرده شده بود که با کسی ارتباط نگیرند!

محمدرضا ترابی کودک سرباز و عضو پیشین مجاهدین خلق در اسپیس مورخ 27 مهرماه 1403 در پلتفرم ایکس از مکانیزمهای خروج از مجاهدین خلق در دوران حضور در عراق و آلبانی از گذشته تا امروز، گفت. او در آغاز سخن یک جمله کلیدی در این باره گفت که شایان توجه است: “واقعیت این است که امکان خروج از مجاهدین وجود دارد اما خیلی خیلی سخت است.”

عملکرد مجاهدین خلق از ابتدای تأسیس تا کنون به همه ثابت کرده است که این گروه یک گروه تروریستی است که اهدافش همواره در ترور و خیانت و خرابکاری و جاسوسی گنجانده شده است .از سال 44 سازمان مجاهدین خلق با هدف مبارزه مسلحانه علیه رژیم پهلوی به وجود آمد اگر چه در ابتدا ایدئولوژی اسلامی را به عنوان مکتب سازمان پذیرفتند ولی با مطالعه سطحی بر متون مارکسیستی از آن برای ایدئولوژی سازمان بهره جسته و مشی مبارزاتی سازمان را بر پایه این آموزشها بنا گذاردند و آغاز فعالیتهای نظامی مجاهدین خلق بر این اساس شد.

روز یکشنبه 13 آبان 1403 (برابر با 3 نوامبر 2024) نمایش مستند “مادر، عشق، جدایی” به کارگردانی آلدو سولولاری در سالن همایش هتل گلدن پالاس شهر اشکودر آلبانی برای تعدادی از مدعوین و علاقمندان آلبانیایی برای اولین بار به نمایش درآمد.
این برنامه ساعت 10 صبح به وقت محلی (12:30 به وقت ایران) آغاز شد> ابتدا خانم اریسا ادریسی (رحیمی) که در تولید این مستند همراه با آقای آلدو سولولاری بوده است توضیحاتی داد و حاضران را به تماشای این مستند دعوت نمود.

ورودی و خروجی فرقه تروریستی مجاهدین خلق به قیفی می ماند که دهانه گشاد قیف ورودی و دهانه باریک آن خروجی است. البته مسعود رجوی برعکس این تعبیر را به کار می برد. ادعا می کرد ورود به سازمانش دشوار و خروج از آن آسان است. اما همه ما به وضوح دیدیم و تجربه کردیم که خروج از آن امری به شدت دشوار و به شدت چالش برانگیز و مخاطره آمیز است.

اعضای محترم انجمن نجات آلبانی، با حضور پرشور و حمایت بیدریغ خود از تیم ملی کشتی ایران در مسابقات جهانی کشتی در تیرانا، پایتخت آلبانی، نشان دادند که عشق به میهن و حمایت از ورزشکاران کشورمان در هر شرایطی ممکن است. این عزیزان با در دست داشتن پرچم سه رنگ ایران و آرم انجمن نجات، به تشویق تیم ملی ایران پرداختند و در روحیه جوانان میهنمان تأثیر به سزایی داشتند.

انجمن نجات آلبانی، مقدم نو رسیده را گرامی داشته و تولد آرمین جان را به علی هاجری و التیسا بالو (هاجری) تبریک عرض می نماید.


اول حضور چشمگیر اعضای انجمن نجات، که در ورزشگاه به تشویق تمام عیار تیم ملی کشتی ایران در تمامی مسابقات پرداختند و در موفقیت های آنان بی تأثیر نبودند، و دوم سکوت فرقه رجوی در رابطه با موفقیت های ورزشکاران ایرانی و همچنین عدم حضور وابستگان آنان در ورزشگاه می باشد.


رقابت های جهانی کشتی در اوزان المپیکی و غیر المپیکی و در دو رشته آزاد و فرنگی در تیرانا آلبانی برگزار شد و تیم های ملی امید کشتی جهان با هم به مبارزه پرداختند. در این دور از مسابقات تیم های ملی امید کشتی فرنگی و کشتی آزاد ایران نیز شرکت داشتند و موفق به کسب دو مقام قهرمانی و جمعا 6 مدال طلا شدند.
آنچه طی برگزاری این مسابقات توجه همگان را به خود جلب کرد، تشویق بی مانند اعضای انجمن نجات آلبانی از ورزشکاران ایرانی بود که انجمن را به یاور مؤثر تیم ملی ایران تبدیل کرده بود.
ا

جلسات دادگاه رسیدگی به اتهامات مسئولین فرقه تروریستی رجوی در تهران در جریان است و دیر یا زود حکم آن صادر خواهد شد اما تا همین جای کار واکنش رجوی ها و برخی از سران فرقه به این دادگاه نشان از آشفتگی، گیجی و وحشت آنها از نتایج این دادگاه و تبعات آن برای خودشان دارد.
یک نمونه از گیجی و منگی آنها را می توان در صحبت های زهرا مریخی دید. یعنی عروسکی که رجوی ها از او تحت عنوان “مسئول اول مجاهدین خلق” سوء استفاده می کنند اما به هیچ وجه به او اجازه مطرح شدن را نمی دهند و همه جا این خودشان هستند که حرف می زنند، موضع می گیرند و خط می دهند..

در میان گروههای تروریستی و فرقههای مخربی که از تاکتیک خودسوزی و عملیات انتحاری برای پیشبرد اهدافشان استفاده میکنند، متاسفانه مجاهدین خلق کمتر شناخته شدهاند. پیش از آنکه القاعده و داعش زنان و جوانان را برای ارتکاب به اعمال تروریستی شستشوی مغزی بدهند، سازمان مجاهدین خلق از این تاکتیک استفاده میکرد.

اجازه ندادیم رجوی عمر و زندگی ما را خرج امیال قدرت طلبانه ی خودش بکند. نگذاشتیم اراده خودش را به تحمیل کند. همه ما یک روزی به نقطه ای رسیدیم که اراده مان بر ترس از سختی های مسیر غالب شد. آنجا بود که نظر واقعی مان را اعلام کردیم و پای حرفمان ایستادیم و سختی های راه را به جان خریدیم. تلاش کردیم و تلاش کردیم و مداومت به خرج دادیم و در نهایت آزادی را به آغوش کشیدیم. خدایا شکرت که این توان را به ما عطا کردی.

سالها بود از دیدن مسابقات ورزشی وطنم ایران محروم بودم. سالها بود در گوشمان شیادترین بشر آفریده شده خواند و خواند که ورزشکاران ایرانی همه عضو اطلاعات هستند ، همه فلان و فلان که کلمات ناشایست شایسته خود رجوی ست و بس.
بارها از دوستانم در خصوص مسابقات فوتبال ، والیبال وووو خبرها را میپرسیدم و اندرون خود غبطه میخوردم …

من موسی دامرودی که 29 سال در تشکیلات رجوی جوانی و عمرم را هدر دادم سازمانی که مدعی فدا و صداقت و عاطفه میباشد. میخواستم یک خاطره تلخی را برایتان از درون یک سازمان انقلابی که مدعی این است که ما گوهران بی بدیل آن بودیم را برایتان بگویم. در تشکیلات یکی از دوستان نزدیک و همشهری من مریض بود و به مدت سه ماه در بیمارستان بستری بود. بعد از بهبودی که از بیمارستان به مقر ما برگشت من و چند تن دیگر از دوستان که همشهری بودیم تصمیم گرفتیم با هم روز شنبه را برای تفریح به پارک جنگلی برویم که دوستمان فضایی عوض کند.
تعدادی از اعضای انجمن نجات آلبانی در شهر تیرانا با در دست داشتن پرچم سه رنگ ایران و آرم انجمن نجات آلبانی در استادیوم محل برگزاری مسابقات حضور یافته و با شور و علاقه به تشویق تیم ملی امید ایران پرداختند که در روحیه جوانان میهنمان تأثیر بسزایی داشت.


در اواخر شهریور 1372 برای نشست به قرارگاه باقرزاده رفتیم. بعد از آن که همه نیروها به این قرارگاه آمده و مستقر شدند، برای شرکت در نشست رجوی، به سمت سالن نشست حرکت کردیم. قبل از ورود به سالن فرمانده قسمت همه را جمع کرد و از قول رجوی پیامی را با این مضمون خواند: “قرار است در این نشست مطالب مهمی بیان شود. اگر کسی قصد دارد از سازمان جدا شود قبل از نشست اعلام کند. در غیر این صورت بعد از شروع نشست به کسی اجازه جدا شدن داده نمی شود.”
