سی خرداد سالروز بسرقت رفتن مبارزه مردم ایران

بعد از سی سال افشاگریهای مجاهدین ازپرویز یعقوبی گرفته تا آخرین موردش محمد (مصطفی) رجوی فرزند اشرف رجوی که بزودی منتشر خواهد شد ، بالاترین کاری که شنوندگان افشاگریهای مجاهدین جدا شده میتوانند بکنند این است که آنرا باور کنند و بدانند که هر جدا شده فقط قادر است یک از صد هزار آنچه اتفاق افتاده را بیان کند …
هر جور ما حساب و کتاب کردیم ، نتوانستیم این معادله الگوریتم موهومی را حل کنیم .


این جمله ای است که آقای حسین ثابت رستمی از خدا می خواهد . خیلی سخت است و تحمل آن برای پدر و مادر بسیار سخت تر . چون با فرقه ای بسیار جنایت کار مواجه هستیم که حتی حاضر نیست اعضایش با خانواده خود تماس برقرار نموده و دلشان را شاد کند .

قبل ازپرداختن به 30 خرداد 1360 نگاهی بیاندازیم به آن سالهای اولِ بعد از انقلاب، در ایران بهطور عام و تهران بهطور خاص، چه خبر بوده است؟ آن موقع هم فضای سیاسی و اجتماعی ایران، مردم و بهخصوص جوانان چهکار میکردند؟
برای اولین بار بود که در یک پایتخت خارجی ، توسط هم وطنانم ، استقبال گرمی می شدم و من هم سرفرازانه از این برخورد های بسیار گرم ، به خود می بالیدم که بالاخره کسانی در دنیا پیدا شدند که قدرشناسانه به یک مبارز از مردم کشورشان ، احترام لازم را می گذراند و قدر می شناسند .

برای او بهتر بود که بجای گنده گویی ازکلیدخوردن و فاز باند رجوی صحبت کند که نکرد و من مجبور به اظهار نظر کوتاه دراین مورد گردیدم:
خانم شعبانی با شنیدن خبرهای نفرات جدا شده استان بسیار خوشحال شد و آرزو کرد که روزی برادرش نیز مانند آنان به آن حد از آگاهی برسد و درک کند که تمام حرفهای سران فرقه تروریستی رجوی طی این سالها دروغی بیش نبوده است .


در آن زمان که مسعود، از فرانسه اخراج شد ، در اولین مراحل تشکیل ساختار کیش شخصیتی خود بود. اخراج او از فرانسه یک سال پس از ازدواجش با مریم قجر در خرداد 64، رخ داد. این ازدواج که آغازگر انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک در تشکیلات مجاهدین خلق بود، اعضا را ملزم به طلاق از همسرانشان کرد و به تدریج ساز و کار شستشوی مغزی را چنان استحکام بخشید که اعضا همه ی وجود خود را وقف رهبری کنند.

حاج آقا سعیدفر در تماسی که با دفتر انجمن نجات انجام دادند از وضعیت برادرشان یعنی حاج سید سعیدفر جویا شدند. که به وی گفتم: سران فرقه رجوی بعد از شکست ذلت بارشان در عراق و اخراج شدنشان به آلبانی ، متاسفانه جلوی چشمان نهادهای بین المللی به اصطلاح حقوق بشری ، اقدام به برپاسازی اشرف 3 در اطراف تیرانا نموده اند و با این حرکت غیر انسانی خود بار دیگر نشان داده اند که حرفهایشان در مورد رعایت حقوق اولیه انسانها که همانا آزادی آنها میباشد شعاری بیش نبوده و هیچ ارزشی برای جایگاه انسانیت نداشته و ندارند.