صالح کهندل از همولایتی های ماست و اهل علمدار- گرگر مرند استان آذربایجان شرقی.

کار او مدتی جمع کردن نیرو که توام با وعده وعیدهای طلایی و دروغین وفرستادن آنها به کمپ های رجوی بود که تبدیل به سیاهی لشکر بی جیره و مواجب این کوتوله ی سیاسی و خودشیفته ی علاج ناپذیر شده تا شاید دری به تخته خورده و در رکاب رجوی که خود در رکاب ارتش آمریکا قرار دارد به ایران آمده و عطش سیری ناپذیر او را برای کسب انحصاری قدرت در ایران فرونشاند، مصدر امری گردند!
قربانیانی که در مدت چند سال به تور آقای کهندل خوردند، عمدتا از اعضای خانواده ی خود و مخصوصا فرزندان باجناقش بود که تعدادی ازاین افراد نوجوان در عراق غرق در بحران جان باختند.
شکارهای دیگر او از آشنایان منطقه ی جلفا- مرند بود که آقا صالح با قول تامین زندگی بهتر برای آنها گولشان زد و بعنوان کاریاب ازکمپ های رجوی سر درآورده و زندگی تلخ و پرمرارتی را تجربه کرده اند.
در خاطرات تعدادی از افراد اخیر، شرح مبسوطی ازنحوه ی فریب خوردنشان توسط آقای صالح کهندل آورده شده که من این موارد را اقلا در خاطرات آقایان شهرود و شهرام بهادری دیده ام.




























