مجاهدين خلق و داستان جدا شدگان
تمامي كساني كه در تشكيلات مجاهدين بوده اند بنابر تجربه اي كه ساليان سال در تشكيلات مجاهدين كسب كرده اند، مي دانند كه سازمان مجاهدين نسبت به وضعيت افراد جدا شده و موضعگيري يا عدم موضعگيري آنها بسيار حساس است. بطوري كه ستادهاي پرسنلي، تشكيلات، دبيرخانه در ارتباط مستقيم با اين موضع قرار دارند. خوب به ياد دارم زماني كه يكي از افراد رده بالا از سازمان فرار كرد و به خارج از كشور آمد، رجوي در نشستي گفت كه بيش از دو ماه شخصا تمامي وقتش را صرف خنثي كردن موضوع اين فرد كرده است.
بخصوص براي كساني كه در بخشهاي ستادي سازمان كار كرده اند اين موضوع ملموس تر است كه چگونه سازمان و شخص رجوي در مورد جدا شدگان و يا بقول سازمان «بريدگان» وقت مي گذارند. اما آنچه كه واكنش سازمان نسبت به اين جدا شدگان است شامل چه چيزهايي مي شود؟ قبل از هر چيز مارك «مزدور وزارت اطلاعات»، انتشار نامه ها و نوشته هايي كه در تشكيلات به زور از او گرفته شده است و چاپ عكسهايي كه فرد مربوطه را ناجور نشان دهد و آخر هم كساني كه عضو خانواده آنها در تشكيلات است به صحنه آوردن او عليه عضو جدا شده.
اين چهار مورد تقريبا در مورد تمامي جدا شدگان صدق مي كند. يكي از دوستانم كه اكنون در تشكيلات مجاهدين است، مي گفت، سازمان در مورد همه ما الان اطلاعيه و افشاگري آماده دارد به محض اينكه پايمان به خارج از تشكيلات باز شود، شروع مي كند به منتشر كردن آنها. و راستي اين رفتار كليشه اي و تكراري مجاهدين تا كي ادامه خواهد داشت؟
پس از جنگ اشغال عراق و خارج شدن بيش از 1500 نفر از سازمان، تقريبا كنترل از دست تشكيلات خارج شد جز مواردي معدود ديگر دست به اين كارهاي عقب مانده نمي زد. اما در ميان اين جدا شدگان بودند افرادي كه جدا شدن آنها براي سازمان بس گران تمام شد بخصوص اينكه مواضع تند و تيزي هم عليه تشكيلات گرفتند و اسرار مهمي را از تشكيلات رو كردند. از آن جمله مي توان اعضاي شوراي رهبري را نام برد كه با افشاگريهاي تكان دهنده خود پايه هاي تشكيلاتي مجاهدين را به لرزه در آوردند. همينطور آقاي حسين نژاد كه ساليان سال بعنوان مترجم شخصي رجوي فعاليت كرده بود، با جدا شدن و افشاگري خود اسرار مهمي را در مورد رابطه رجوي با صدام برملا كرد.
البته اين موارد چيزهايي نبودند كه سازمان و شخص رجوي بتوان از آنها چشم پوشي كند. سرانجام پس از هفت سال از شروع افشاگريهاي اعضاي جدا شده شوراي رهبري، مجاهدين مجبور به واكنش شدند. محمد علي توحيدي با نام مستعار «محمد علي هدايت» كه نقش كاتب رجوي را ايفا ميكند، مقاله اي نوشت و ريل برخورد با يك جدا شده را اجرا كرد. در مورد آقاي حسين نژاد نيز قريب به يك سال با تاخير صرفا عكسهايي از او را به چاپ رساندند و هيچگونه موضعگيري در مورد افشاگريهاي او نكردند.
در هر دو مورد هيچگونه موضعگيري پيرامون محتواي حرفهايي كه زده شده نكرده اند و از كنار آن گذشته اند. چرا؟ تنها دليل اين است كه هيچ حرفي براي گفتن ندارند. مثلا در مورد فضاحت جنسي رجوي چه مي توان گفت؟ اگر تكذيب كنند كه افتضاح است اگر تأييد كنند كه افتضاح تر است.
اما در اين ميان چماقداران و جيره خواران سازمان با عربده كشي و فحاشي در فضاي مجازي مثل سايت بالاترين و فيس بوك و تويتر، سعي مي كنند خلاء حضور سازمان را جبران كنند. بيچاره ها نمي دانند كه موضوع اينقدر افتضاح است كه خود «سيد» هم ازپس آن بر نمي آيد.