در اظهاراتي كه يكي از همسران رجوي در سايتهاي مجاهدين به مناسبت روز جهاني زن كرده است خواستار «لغو حجاب اجباري» در ايران شده است. سهيلا صادق كه عنوان «وزير آموزش و پروش» در كابينه خيالي مريم رجوي را يدك مي كشد، گفته است: «ما مخالف هرنوع تحمیل و اجباری در این زمینه [حجاب] هستیم, هرگونه تحمیل به هرشکلی به زنان در این رابطه را اهانت به هویت و شخصیت زن ایرانی میدانیم. بگذارید در پایان به این واقعیت اشاره کنم که موضع هر نیرو در مورد زنان شاخص دموکراتیسم و ملاک بسیار واقعی و روشنی از ماهیت آن نیرو یا جریان است»

اعضاي شوراي رهبري پيشين مجاهدين كه اخيرا از تشكيلات خارج شده اند افشاگريهاي وسيعي عليه فساد و مناسبات كثيفي كه رجوي در ارتباط با زنان شوراي رهبري برقرار مي كرد انجام دادند. رجوي تمامي اعضاي زن شوراي رهبري را كه از شوهران خود در جريان انقلاب ايدئولوژيك طلاق گرفته بودند، به عقد و نكاح خود در آورد و با همه آنها بصورت تكي و حتي به صورت جمعي رابطه جنسي برقرار كرده است.
اكنون بايستي از سازمان مجاهدين و مشخصا از اين خانم وزير خيالي پرسيد آيا اين رفتار با زنان اهانت به شخصيت و هويت زن ايراني نيست؟ آيا اين اهانت نيست كه زنان شوهردار بدون لباس جلوي رجوي و جلوي ساير اعضاي شوراي رهبري «رقص رهايي» بكنند؟ آيا اين اهانت به هويت و شخصيت زن نيست كه رجوي بصورت جمعي با آنها رابطه جنسي برقرار كند؟
اگر قرار است موضع هر نيرو در مورد زنان شاخص دمكراتيسم آن جريان باشد، آيا رابطه اي كه رجوي با زنان بر قرار كرد، مي تواند شاخص دمكراتيسم مجاهدين خلق باشد؟ آيا اين الگوي جامعه اي است كه مجاهدين مي خواهند در جامعه ايران فردا برقرار كنند؟
اگر روسري اجباري خوب نيست پس چرا خود مجاهدين پيشتاز نمي شوند كه روسري خودشان را بردارند. آيا همه زنان مجاهد به دلخواه خود روسري سر كرده اند؟ تمامي كساني كه در تشكيلات مجاهدين بوده اند بخوبي به ياد دارند كه اولين قانون براي ورود يك زن به مجاهدين اين بوده است كه بايستي روسري سر كند. تمامي زنان و دختراني كه در اروپا زندگي مي كردند و اصلا به هيچ عنوان حجابي نداشتند وقتي به اشرف كشانده مي شدند بايستي روسري و حجاب آنها كامل مي شد و الا از طرف مسئولين خود مورد توبيخ قرار مي گرفتند.
من شخصا به ياد دارم كه مريم رجوي در نشست عمومي گفت« خواهران ما بايد بدانند كه حجاب آنها همه چيز آنهاست» و اين خود بيانگر اين است كه رجوي هيچ اعتقادي به آزادي حجاب نداشته و از آنها تنها براي حربه اي عليه رژيم مي خواهد استفاده كند.
همه ما به ياد داريم كه رجوي بيش از نود درصد زنان (شامل زنان جوان) را در حصار و قلعه اي جدا از سايرين نگهداري مي كرد. يعني زنداني در زندان ديگر. قرارگاه چهارده و پانزده شامل زناني بود كه رجوي آنها را جدا كرده بود تا هرگز چشمشان به مردي نيافتد. اين رفتار جنون آميز و خشونت بار عليه زنان تنها و تنها از موجودي مانند رجوي برمي آيد و اكنون اين فرد با اين سابقه خشونت و عياشي، مي خواهد مدافع حقوق زنان باشد.
رجوي مي تواند بگويد براي زماني كه حكومت را بدست گرفت چه برنامه اي براي زنان دارد؟ آيا جامعه كوچكي كه درا شرف ايجاد كرده است الگويي نخواهد بود كه در مورد كل جامعه ايران اجرا مي كند؟ اگر چنين است آيا قرار است تمامي زنان ايراني از شوهرانشان جدا شده و به نكاح رجوي در بيايند؟ آيا رهبري عقيدتي مي تواند بيش از چهل ميليون زن ايراني را اداره كند؟