نامه سرگشاده کانون ایران قلم به آقای مهدی سامع
استقبال از جدایی آقایان کریم قصیم و محمد رضا روحانی از ” شورای ملی مقاومت” مجاهدین خلق
تحریریه ایران قلم، هشتم یونی ۲۰۱۳
پیشاهنگ قادر نیست بدون اینکه خود مشعل سوزان و مظهر فداکاری و پایداری باشد توده ها را در راه انقلاب بسیج کند. زنده یاد بیژن جزنی
آقای مهدی سامع
با سلام و احترام
با شناخت واشراف به روح آزادیخواهی ای که در گذشته از یک چریک فدایی خلق با سابقه درخشان مبارزاتی دیده ایم ، زمان را مناسب می بینیم که به حکم وظیفه روشنگرانه ای که سالهاست بهای آن را با همه چیز خود پرداخته ایم نکاتی را به شما رفیق گرامی یادآور شویم ، باشد که خیرات آزاده گی و آگاهی به مستحکم شدن جبهه خلق و فرارسیدن بهار آزادی منجر شود. شاید و امیدواریم که هنوز عنصر شجاعت و آزادگی یک چریک فدایی در شما باقی مانده باشد. شما نیز بدانید اگر با تکیه بر این شجاعت و آزادگی بر ظلم و استبداد حاکم بر سازمان مجاهدین نه گفتید، در این روزگار آکنده از نامردمیها و بی پرنسیبی ها که داعیان دروغین مبارزه به سوداهای سیاسی ، پا بر اصل الاصول ها میگذارند ، تنها نیستید و هستند کسانی که قدر استقلال و مواضع انقلابی شما را بدانند که در روزگاری که هر که بر در می کوبد شباهنگام ، به کشتن چراغ آمده است ، می خواهند اگرچه حتی نه مشعلی که شعله ای ، که شمعی از آگاهی برفروزند.
حتما در جریان استعفا و جدایی آقایان محمد رضا روحانی و کریم قصیم از شورای ملی مقاومت هستید . در قسمتی از نامه سرگشاده ای که ایشان خطاب به عموم نوشته اند به گوشه ای از تناقضاتی که به دلیل خودکامگی مجاهدین و به طور خاص آقا و خانم رجوی ، در شورا برایشان به وجود آمده اشاره شده و صد البته انتقاداتی که بی جواب مانده آمده است :با هم بخوانیم.
ــ ” باری، ما در چهارسال گذشته نه تنها در هیچیک از محورهای فوق گشایش و اصلاحی ندیدیم بلکه دردمندانه شاهد انقباض و تکرار اشتباهات نیز بوده ایم….
ــ ادامه مطالبات اصلاحی فوق گاه حتی موجب خشم دوستان مجاهد و طبعاً عذاب ما بوده است. به ویژه که همزمان به پرسشهای مصرّانه افکار عمومی و مسائل مطروحه نیز پاسخ شایسته داده نمی شد.
ــ لازم به یادآوری است که ما، درست یا نادرست، بحث و بررسی مشکلات را به خارج شورا نمی کشاندیم. می کوشیدیم سربسته و درخود، هنگام جلسات بزرگ، بیشتر در نشستهای محدود ولی رسمی، پیشنهادهای مشخصی برای موضوعات مورد اختلاف عرضه کنیم. “
ــ که البته این صبوریِ ناشی از امید به اصلاح سیستم بسته و غیر دمکراتیکی که آقای رجوی بنیان نهاده ، نتیجه ای نداشته و باز در متن آمده است :
ــ اینها نمونه هایی از انبوه مشکلات سالهای اخیرمان بوده اند…. در ماههای اخیر که انواع معضلات جدید به دشواریهای پیشین افزوده شده است:
ــ افشای مسائل شخصی و تعرض غیرقابل دفاع و علنی چند ماه پیش به موضوعی که درحوزه حقوق بشر افراد قرار دارد.
ــ پیامهای (نصیحت و انذار !) آقای رجوی خطاب به سران غالب و مغلوب رژیم ولایت فقیه!
ءمداخله دادن مکرر و بی وجه کمیسیونها و دبیرخانه شورای ملی مقاومت در مسائل ، و بعضاً مشاجراتی ، که آشکارا به ایدئولوژی و تشکیلات و …. سازمان مجاهدین خلق مربوط بوده اند….”
البته با همه کاستی ها و خودسانسوری هایی که آقایان قصیم و روحانی در نامه سرگشاده خود داشته اند ولی در نهایت چه شرافتمندانه حرف آخر را زده اند “
” ما نمی توانیم با این کارها و رویکردها موافق باشیم. می رویم ، چون دیگر نارضایتی و ندای اعتراضِ شأن و وجدانمان بر سکوت و صبرمان چیره شده. نمی توانیم در پیشگاه ملت ایران و افکار عمومی و تاریخ به عبارت دیگر نزد وجدان خویش پاسخگوی سیاستها، رویکردها، کنش و واکنشهایی باشیم که در بحث، تصمیم و اجرای آنها مشارکتی نداشتهایم.”
آقای مهدی سامع نظر شما جیست؟
آیا رهبری فرقه مجاهدین اساسا می تواند انتقاد را بپذیرد؟
باور کنید ما اعضای شورای مرکزی و اعضای با ۲۰ الی ۲۵ سال سابقه همکاری با این سازمان بوده ایم. اما آیا می دانید وقتی لب به انتقاد گشودیم با ما چه کردند و چه می کنند؟ از زندان انفرادی در اشرف گرفته تا زندان ابوغریب. از شکنجه روانی و جسمی گرفته تا توهین و دشنام و اتهام های روزانه.
آقای مهدی سامع آیا می دانید که اعضای سازمان مجاهدین به دلیل همین نکته که در درون حکومت حرف های مختلف وجود دارد و باید از این شکاف ها برای روشنگری و اگاهی مردم استفاده کرد ـ همین کاری که الان آقای رجوی می کند و در نامه آقایان روحانی و قصیم اشاره شده است، مارک ” خمینی زده ” و “جاسوس ایدئولوژیک ” زده می شد؟
آقای مهدی سامع
رهبری سازمان مجاهدین با زنده یاد دکتر قاسملو و دکتر ابوالحسن بنی صدر چه کرد؟
با آقای خانباباتهرانی و دکتر نیرومند و دکتر ماسالی و دکتر متین دفتری چه کرد؟
آیا شما اینها را نمی بینید؟
آیا یک نیروی دگر اندیش در آنچه شورای ملی مقاومت خوانده می شود، وجود دارد؟
نظر شما در مورد جبهه همبستگی ملی مجاهدین چیست؟ آیا این یک جبهه است یا اعضای حرفه ای و در ارتباط با سازمان مجاهدین و در خوشبینانه ترین شکل وابستگان سببی و ایدئولوژیکی آنها؟
آری آنها ( آقایان روحانی و قصیم ) رفتند تا در برابر تاریخ روسفید باشند ، که عروسک خیمه شب بازی رجوی ها نباشند . تا مُهر آزاده گی بر نامشان بزنند . هرچند دیرصباحی همراه ” سفر و حضر ” و یار غار بودند اما “پیرانه سر ” در پی پاک کردن ننگ همراهی با عنصر بی پرنسیبی چون رجوی برآمدند و این آفرین دارد .
رفیق گرامی
شما به دلیل اینکه در سابقه فعالیت سیاسی تان، چندین انشعاب از سازمان چریک های فدایی خلق را از سر گذرانده اید،شرایط افرادی که ازمجاهدین جدا شده اند یا جدا خواهند شد ممکن است برایتان قابل فهم باشد . در مورد دوستانتان آقایان روحانی و قصیم که سالها در کنار یکدیگر بوده اید نیز اگر اندیشمندانه و با همان روح پرسشگر به ماجرا نگاه کنید تلنگری است بس جدی و نقطه عطفی است که میتوانید شما هم خود را در آینه این عمل اصولی ببینید و رخوت سالیان همراهی با گروهی که در تمام این سالیان همگام با استعمار و ارتجاع در به عقب بردن مسیر رسیدن به آزادی مردم ایران کوشیده است را از تن بتکانید .
سازمان مجاهدین امروز به فرقه ای بسته تبدیل شده که در ضد دمکراتیک بودن گوی سبقت را از دیگر حریفان غالب و مغلوب ربوده است.
همراهی با چنین ایدئولوژی ویرانگری که روز به روز در منجلاب فردپرستی رهبر خودشیفته اش بیشتر فرو می رود دیگر بس است .
به خود بیایید و با تأسی به همراهان پیشینتان از شورای دست ساز رجوی بیرون بیایید و بیش از این خود را بازیچه تصمیماتی که در اتخاذ آنها دخیل نبوده اید نگردانید . هرچه پیشتر روید و دیرتر به راه طی شده با نگاه نقادانه بنگرید ، برگشتن به جبهه خلق سخت تر خواهد شد .
انتظار داریم به زودی شهامت خود را نشان داده و عطای مقام پوشالی و کرسی ویران در شورای فرمایشی رجوی را به لقای تجربه تلخ و بیهوده چندین ساله ببخشید و استقلال فکری و عملی تان را در پهنه حقیقی کنش سیاسی دمکراتیک به دست آورید .
برایتان آگاهی ، خرد و جسارت آرزو داریم .
کانون ایران قلم