انتخابات؛ شکاف عمیق اجتماعی بین مردم و مجاهدین
رجوی درپی اشتهار به شعبون بی مخ
بسنده کردن به این که نظام جمهوری اسلامی ایران، آمار و ارقام حضور مردم در انتخابات ریاست جمهوری را دستکاری و از ترس قیام مردم در مرحله اول فرد پیروز را اعلام کرده است، واکنشی منفعلانه و از سرناچاری از سوی رهبری گروه تروریستی مجاهدین است که ادعا داشت مردم انتخابات را تحریم خواهند کرد!
با اغماض میتوان گفت که چنین واکنشی مصرف داخلی دارد و فقط به درد اعضای محصور و تحت کنترل شدید تشکیلاتی و بی خبر از دنیای بیرون میخورد، چرا که آنان نیز، همزمان با شنیدن این اظهارات و مواضع، متوجه دروغ بودن آن میشوند، این واقعیت را از زبان هر فردی که موفق شده است از مجاهدین جداشود میتوان دریافت.
این چنین دروغ بافیهایی، نتیجه ادعاهای بی اساسی است که رهبری مجاهدین در باره موضع مردم در رویدادهای سیاسی می کند و بدون آن که نظر و یا توصیه خودش را ابراز کند، قیم مآبانه و از پیش تعیین و تکلیف می کند که آنان چه خواهند کرد و بعد مجبورمی شود اینچنین به پرت و پلاگویی بیفتد.
از این فراتر، ادعای ابلهانه رهبری گروه تروریستی مجاهدین در مورد تعیین و تکلیف شدن کلیت نظام حاکم و دادن وعده سرنگونی در سرفصل انتخابات و در سال ۱۳۹۲، شکاف عمیق بین واقعیت اجتماعی و تلقی و تفکر رهبری مجاهدین را نشان می دهد.
مضحکتر این که ابلهانی که برجایگاه رهبری گروه تروریستی مجاهدین تکیه زده اند، پس از بورشدگی و برمبنای ادعاهایی که در عمل نادرستی آن اثبات شد و محاسبات غیرواقعی از حرکت مردم و نیز تحلیلهای مالیخولیایی و ایدئولوژیک، دست پاچه و سراسیمه به جهان پیغام می دهند که رئیس جمهور منتخب مردم ایران را به رسمیت نشناخته و در عوض رئیس جمهور مادام العمر و غیرقابل تعویضی که رجوی برای ایران در نظر گرفته است را مورد حمایت و توجه قرار دهند:
«انتخابات ریاست جمهوری که در قدم اول با حذف رفسنجانی، شروع شد و با مناظره های مضحک ۸نفری و سپس تقلبهای بزرگ ادامه یافت، بار دیگر حقانیت و ضرورت راه حل سوم را به اثبات رساند که از سالها پیش از جانب مقاومت ایران مطرح شده است. تنها راه تغییر رژیم حمایت از تنها جایگزین دموکراتیک است.»
با بورشدگی سی ساله رجوی و غلط درآمدن تحلیلهای دن کیشوت وار و مالیخولیایی وی، جز این نمی توان نتیجه گرفت که این واکنش نامعقول و بیراه علاوه بر پنهان کردن ناکارآمدی رجوی در عرصه سیاسی و بی ذکاوت بودنش، به قصد معرفی مجاهدین به عنوان دار و دسته عربده کش وقمه به دست و اشتهار رجوی به شعبون بی مخ است تا در صورتی که طرف درگیر با ایران احساس نیاز به یک باندمزدور داشتند بدانند که مجاهدین هیچ تخصصی جز چماقداری و عربده کشی ندارند و به وجه اکمل از آنها می توان برای آدمکشی و جنایت استفاده کرد!