وعده ها و تهدیدهای نتانیاهو و رجوی پس از سه دهه
رجوی ثابت کرده ایدئولوژی و اصول برای او تنها پوشش کسب قدرت به هر قیمت بوده است..
نتانیاهو بیست سال پیش ادعا کرد اگر دست روی دست بگذاریم ایران تا ۵ سال آینده موفق به ساخت بمب اتم خواهد شد! مسعود رجوی هم سی و دو سال پیش ادعا کرد ظرف هفت تا هشت ماه و النهایه یک سال آینده رژیم را سرنگون خواهد کرد! ادعاهای بیست سال پیش نتانیاهو و همچنین اظهارات مضحک و خنده دار او طی چند سال اخیر از ارائه کاریکاتور بمب اتمی ایران در سازمان ملل تا ادعای محروم بودن مردم ایران از پوشیدن لباس جین و گوش دادن به موسیقی غربی و … آنقدر در عرصه بین المللی و در میان سیاستمداران مضحک و مسخره جلوه کرده که نه تنها واکنش سیاستمداران بسیاری نسبت به خود را برانگیخته که موجب مرزبندی رقبای حزبی و هم مقامات و جناح های داخلی و منتقد نتانیاهو را نیز برانگیخته است.
نتانیاهو و رجوی هر دو طی سالهای متمادی با دستاویز قرار دادن فعالیت های هسته ای تا توانستند بر ایران هراسی و اسلام هراسی در جهان و منطقه اصرار ورزیدند. این همسویی در حالی بود که مجاهدین سالهای متمادی اسرائیل را یکی از دشمنان استراتژیک خود می شمردند! در مانیفست اولیه مجاهدین، اسرائیل به اندازه آمریکا و چه بسا فراتر در زمره دشمنان ایدئولوژیکی – طبقاتی و تاریخی تعریف می شدند. به ریشه های این همسویی پیشتر پرداخته شده است. اما عجالتا آشی که نتانیاهو طبخ کرده آنقدر شور است که فغان همه از جمله آمریکا و کری سیک کارشناس و صاحبنظر روابط بین الملل آمریکا را درآورده و تا آنجا پیش رفته که فارغ از پرنسیب ها و ملاحظات سیاسی و عرف دیپلماسی بسیاری از پرده ها فروافتاده و ملاحظات در عرف دیپلماسی و سیاسی نادیده انگاشته می شود؛ و جالب ترین موضع گیری در این رابطه به اظهارات کری سیک مربوط می شود که نتانیاهو را با چوپان دروغگوی معروف مقایسه می کند و می گوید:
” «بنیامین نتانیاهو» مرد زیرکی نیست و از روزی که پا به دنیای سیاست گذاشت نقش همان چوپان دروغگوی داستان های قدیمی را بازی کرد.“
این اظهارات شبیه توصیفاتی است که اعضای جداشده از فریبکاری ها و دروغ ها و اظهارات بی سروته رجوی در مورد ایران و مردم آن می کنند؛ البته جناب کری سیک یا رجوی را نمی شناسد و یا او را قابل نمی داند که او را با نتانیاهو مقایسه کند؛ اما آنها که نسبت به ماهیت این دو چوپان دروغگو واقف هستند بخوبی می دانند این شباهت ها پیش از اینکه اتفاقی باشد ریشه در خصلت کینه توزانه، جنگ طلبانه و … این دو دارد که ورای تضادهای صوری اینچنین به یکدیگر وصل شده اند. همچنانکه نگاه این دو همزاد به جهان پیرامون وقتی کمترین نتیجه اش باعث سخره گرفتن دوقلوها از سوی جامعه جهانی و فعالان سیاسی می شود، باز از سرناگزیری عقب نشینی کرده و مواضع همسو اتخاذ می کنند. اعلام مشارکت و حضور نتانیاهو در مذاکرات شش ماه آینده و همچنین عقب نشینی لاعلاج مریم رجوی که با استقبال از توافقات ژنو ماده شده، بر دامنه و ابعاد این اشتراکات صحه می گذارد! اما با این حال این عقب نشینی مانع آن نشده که تمسخر این دو در فضای رسانه ای متوقف شود. شاهد این وضعیت، کامنت هایی است که در فضای مجازی درباره دوقلوها گذاشته می شود که حداقل در مورد همزاد اسرائیلی چندان مسبوق به سابقه نبوده است.
در یک کلام باید تصریح کرد نتانیاهو نیز همچون رجوی این روزها خود را تبدیل به سوژه طنز پردازان و کاریکاتوریست ها در حوزه مجازی کرده است. در واقع وقتی سیاستمداری!! مثل نتانیاهو به جایی می رسد که همتاهای آمریکایی اش در مورد او از کلمه بی ارزش و چوپان دروغگو استفاده می کنند به این معنی است که پرنسیب و اعتبار سیاسی خود را چوب حراج زده اند. به نظر می رسد وقتی رجوی و نتانیاهو یکی در هیبت دشمن استراتژیک ایران و دیگری در قالب دشمن ملت خود تا این اندازه به هم نزدیک می شوند بدیهی ترین نتیجه این اشتراکات این است که به تاکید رجوی :
” اگر اصل و فرع را رعایت نکنیم، سرانجام هویت خودمان را هم از دست خواهیم داد، چه رسد به اینکه حمایت دیگران را به دست آوریم.” ص۴۳٫ پراگماتیسم
یا در جایی دیگر در این خصوص می گوید:
” در مد نظر قرار دادن صرف اکتساب قدرت سیاسی به هر بهایی، حتی به قیمت فدا کردن اصولی که قرار بود قدرت سیاسی در خدمت تحقق آن باشد، عین پراگماتیسم است. در این صورت کسب قدرت به صورت هدف مطلق در آمده و فوق اصول قرار می گیرد. بنابراین برای ما به عنوان صاحبان ایدئولوژی همیشه انقلابی توحیدی به هیچ وجه نبایستی قرار گرفتن صرف در موضع قدرت و جلب حمایت این و آن مطرح باشد. هیچ اشکالی ندارد که سالهای سال با حفظ موضع ایدئولوژیک خود دور از قدرت و توجهات مربوط به آن قرار گیریم و رسالت و خلوص ایدئولوژیک خود را حفظ کنیم.” ص۴۱٫ پراگماتیسم
این که سقوط تا این اندازه رجوی و زیر پاگذاشتن اصول مورد نظر او را صرفا معلول بها دادن بیش از اندازه به قدرت سیاسی تعبیر کنیم، خوش بینانه ترین وضع است؛ والا رجوی ثابت کرده ایدئولوژی و اصول برای او تنها پوشش کسب قدرت به هر قیمت بوده است. شاید رجوی تا پیش از این می توانست با دستاویز قرار دادن برخی آموزه های ماتریالیستی از جمله قوانین تکاملی اجتماعی، همسو شدن و دخیل بستن به آمریکا را تئوریزه کند! اما همسویی با نتانیاهو و آن هم وقتی نماینده دولت حرامزاده راسا ایران را تهدید به حمله نظامی می کند و آن هم در حالی که اجماع تمامی اپوزیسیون بردفاع از حقوق مشروع مردم ایران و از سویی تاکید بر مقاومت آنها در مقابل هر گونه تجاوز و زیاده خواهی است، عنوانی جز خیانت و کینه توزی و اثبات حرامزادگی این دوقلوها را در پی نخواهد داشت.