سوءاستفاده ابزاری سرکرده گروه تروریستی مجاهدین از کودکان
«یاسر عزتی» روز دوشنبه در یک نشست خبری با عنوان «نیمه پنهان مقر اشرف» در خبرگزاری مهر در تهران افزود: پدر من در سال ۵۷ به عضویت سازمان مجاهدین درآمد و با عضویت وی در این گروه ترویستی به همراه مادرم نیز به عضویت این سازمان در آمدیم.
وی گفت: همکاری ما با این فرقه تروریستی به صورت کامل ادامه داشت تا اینکه پس از خرداد سال ۶۰ مسوولان این سازمان از پدرم خواستند که برای جابجایی گروه های عملیاتی این گروه تروریستی از تهران و تبریز به کردستان عزیمت کند.
این عضو میلیشیای جدا شده از فرقه رجوی توضیح داد: بعد از حضور چهار ساله ما در کردستان و پس از دیدار مسعود رجوی سرکرده مجاهدین با «صدام» دیکتاتور سابق عراق، وی چندین پادگان و مقر عملیاتی را برای ادامه فعالیت های این گروه برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی به رجوی اهدا کرد که من به اتفاق پدر و مادرم برای حضور در یکی از این مقرها به صورت قاچاقی از مناطق مرزی غرب کشور خارج و به شهر کرکوک عراق رفتیم.
عزتی اضافه کرد: هنگام ورود خانواده های عضو این گروه سراسر فریب به عراق، سرکردگان این فرقه اقدام به راه اندازی نخستین مدرسه مجاهدین با نام «جلالیه» در عراق کردند که این اقدام سازمان با تشویق صدام برای دادن امتیازات بیشتر به سازمان همراه شد بطوریکه بعد از مدتی مدرسه ای دیگر با نام «ایزدی» برای فرزندان مجاهدین در عراق تاسیس شد.
وی اذعان کرد: پس از احداث این مدرسه ها در عراق، سرکردگان این گروه به فکر تمرکز بیشتر به منظور کنترل نیروهای این فرقه برآمدند و تصمیم گرفتند با حمایت صدام در سال ۶۶ به منظور ادامه حیات فرقه ای خود به پادگان اشرف، دژ پوشالی مجاهدین در عراق نقل مکان کنند.
عزتی افزود: با حضور این افراد و خانواده های آنان در فراموشخانه اشرف، مسوولان این گروه به فکر تاسیس مدرسه ای جدید با نام «مصباح» برای به ظاهر آموزش ۸۰۰ کودک ساکن در این پادگان افتادند.
این عضو جدا شده از فرقه رجوی اذعان کرد: حضور ما در این پادگان ادامه داشت تا اینکه بعد از شکست مجاهدین در عملیات «فروغ جاویدان»(مرصاد)، مسعود رجوی مجبور شد که این شکست نظامی را توجیه کرده و با فضاسازی و ایجاد طلاق ایدئولوژیک، این شکست را به گردن خانواده ها و کودکان همراه مجاهدین ساکن در فراموشخانه اشرف بیاندازد.
وی گفت: با این سناریوی از پیش ساخته و تاکتیک فرار به جلو از سوی مسعود رجوی، کودکان ساکن در فراموشخانه اشرف که به اعتقاد رجوی از دلایل این شکست و به هم رسیدن پدران و مادران هنگام مبارزه مسلحانه علیه نظامی اسلامی بودند به اجبار از آنان جدا و به صورت مخفیانه از عراق به کشورهای خارجی قاچاق شدند.
عزتی افزود: با این اقدام ضد عاطفی رجوی، کانون خانواده ها در گروه مجاهدین از هم پاشید و بسیاری از این والدین که در عملیات های تروریستی شرکت داشتند، دیگر هیچ وقت نتوانستند فرزندان خود را ملاقات کنند که مادر من هم یکی از این افراد بود.
وی ادامه داد: با قاچاق پنهانی این دسته از کودکان به کشورهای خارجی، شماری از آنان که ظرفیت آموزشی مناسبی داشتند در کشور های دیگر تحت آموزش های نظامی و القائات عقیدتی و بین فرقه ای این گروه تروریستی قرار گرفتند تا در مواقع لزوم جهت اجرای عملیات های تروریستی در داخل کشور، حمایت از این فرقه در اروپا و اقدام به انجام حرکات تبلیغاتی و نمایشی اعم از خودکشی در مقابل سفارتخانه های کشور اروپایی مورد استفاده قرار گیرند که خودسوزی دختر جوانی به نام «فروغ حسنی» برای آزادی مریم رجوی از دست پلیس فرانسه یک نمونه از این گونه اقدامات است.
عزتی گفت: این کودکان از آن به بعد تحت القائات ذهنی مجاهدین قرار گرفتند و به گونه ای آموزش دیدند که مفهوم خانواده را فقط در «پدر مسعود» می دانستند و مابقی کودکان نیز یا در اختیار هواداران خارج از کشور قرار گرفتند و یا به اتباع خارجی که فرزندی نداشتند به عنوان فرزند خوانده فروخته شدند که من نیز به عنوان کودک بی سرپرست به یک خانواده کانادایی ساکن در شهر کبک سپرده شدم.
وی گفت: این روند ادامه داشت تا اینکه سازمان در مقطعی به دنبال من آمد و با بیان اینکه پدر و مادرم در قید حیات هستند، من را از خانواده کانادایی پس گرفت و برای شرکت در راهپیمایی های حمایت از فرقه رجوی به خیابان های کانادا می فرستاد.
عزتی افزود: پس از مدتی استفاده ابزاری و تبلیغاتی از کودکان برای حمایت از گروه ترویستی رجوی، مسوولان این سازمان به من اعلام کردند که پدرت برای شرکت در جلسه ای به آلمان سفر کرده و با گذرنامه متعلق به هواداران این فرقه به آلمان سفر کردم که با حضورم در این کشور مشخص شد که از حضور و سفر پدرم به این کشور خبری نیست.
وی گفت: با حضور من و شمار دیگری از کودکان به آلمان، سرکردگان مجاهدین برای شستشوی مغزی ما از فضایی غرب و کشورهای اروپایی اقدام به ایجاد یک پانسیون ایزوله شده با مفاهیم درون فرقه ای به نام «موسوی» درشهر کُلن آلمان کردند و با گرفتن مقادیر زیادی پول از دولت آلمان به بهانه بی سرپرست بودن این کودکان، ما را در این پانسیون اسکان دادند.
عزتی توضیح داد: این مکان که اسمش پانسیون بود از کوچکترین وسیله ارتباط جمعی از قبیل رادیو، تلویزیون و نظایر آن بی بهره بود بطوریکه کودکان مستقر در آن از دنیای خارج اطلاعی نداشتند و فقط از خوراک های تبلیغاتی سانسور شده ارسالی از سوی سرکردگان این گروه استفاده می کردند.
وی ادامه داد: با حضور در این پانسیون، من و دیگر کودکان در اثر تبلیغات درون فرقه ای مسوول مجاهدین در آلمان به نام «پری مُشفق»، دوباره نسبت به عضویت در این گروه تروریستی تمایل نشان دادم و پس از برگزاری چندین جلسه با این زن منافق به «اورسوارز» فرانسه پایگاه دوم مجاهدین منتقل شده و از آنجا به هلند و اُردن عزیمت کرده و در یک هتل در پایتخت این کشور که متعلق به این گروه بود ساکن شدیم.
این عضو میلیشیای جدا شده از فرقه رجوی افزود: من و تعدادی از همراهانم که در این هتل ساکن بودیم برای عزیمت به عراق توسط پلیس اُردن اسکورت امنیتی شده و به استان دیالی و اردوگاه اشرف منتقل شدیم.
عزتی گفت: پس از حضور ما در فراموشخانه اشرف، کودکانی که از اعضای ملیشیای فرقه رجوی بودیم در «هنگ حنیف» سازماندهی شدیم و در سلسله آموزش های مرزی به فرماندهی «کریم قریشی» شرکت کرده و آموزش های نظامی حمله به پاسگاه های مرزی ایران را فرا گرفتیم.
وی با اذعان به این موضوع که در چهار عملیات خمپاره زنی علیه پاسگاه های نظامی و نیروهای مدافع آن شرکت داشته است، افزود: در اجرای این عملیات ها با استخبارات ارتش عراق وارد نوار مرزی ایران و عراق می شدیم و با شناسایی مواضع نیروهای ایرانی آنها را هدف قرار می دادیم.
عزتی در پاسخ به سووالی مبنی بر اینکه گروه های ترور شخصیت های مهم جمهوری اسلامی چگونه انتخاب می شدند نیز گفت: افرادی که برای ترور شخصیت ها انتخاب می شدند دو تا پنج سال در گروه های ترور آموزش های لازم را فرا می گرفتند و از حضور فرماندهان ایدئولوژیک برخوردار بودند.
وی با افشاگری این موضوع که اعضای گروه تروریستی مجاهدین برای تشکیل خانه های تیمی و گروهی خود در زمان حضورشان در ایران دست به کودک ربایی می زدنند، گفت: این اقدام آنان به این منظور بود تا بتوانند بدون شک همسایه ها، اقدام به اجاره و تشکیل خانه های تیمی کنند و این کودکان نیز برای کمک به خروج اعضای گروه تروریستی به خدمت گرفته می شدند.
این عضو میلیشای جدا شده گروه تروریستی مجاهدین، سرکردگان این فرقه را افرادی روانی و دارای بیماری روحی معرفی کرد و افزود: در آخرین نشست رجوی، وی به حاضرین گفت که دیگر در ایران کسی برای ریاست جمهوری و رهبری وجود ندارد و آماده ایم که برای گرفتن کرسی ریاست جمهوری و رهبری در ایران، عملیات «فروغ جاویدان ۲» را انجام دهیم!