برقراری جامعه ی عادلانه، ازباند رجوی ساقط است!!
باند رجوی تلاش های مذبوحانه ی زیادی کرد که ازایام شعبانیه، سوء استفاده های لازم راببرد که توفیقی دراین امر نداشت!
درمقاله ی ” میلاد فاتح جامعه بی طبقه توحیدی مهدی موعود “ که امضای ع ـ مدرسی اول را دارد، آمده است:
” انسانهایی که به علت گرسنگی دست به خودسوزی میرنند “.
آیا افرادی از فدائیان رجوی که بخاطر رفاه حال هرچه بیشتر مریم رجوی عیاش دست به خود سوزی های فجیع زدند ، گرسنه بودند یا مسئله ی دیگری بنام مغزشوئی وایجاد رابطه ی مرید ومرادی، جانشان را با این وسیله ی دهشتناک گرفت؟؟
اگر خود سوزی بد بود، شما چرا ازتمامی اهالی اشرف آن زمان واهالی فعلی لیبرتی امضاء گرفتید تا هرلحظه رهبران سازمان بسود خود تشخیص دادند، دست به خودسوزی بزنند؟؟
درادامه ی نوشته ی منتسب به ع ـ مدرسی اول آمده است :
” … سؤال این است که کشور پهناور و ثروتمندی چون ایران با این هم استعدادهای موجود ثروت های خداداده چرا باید به این روز بیافتد؟ این آخوندهای ضد بشر چه به روز این مملکت آورده اند که همه جانشان به لب رسیده و از روی یأس و ناامیدی دست به خودکشی میزنند و بالاخره چاره چیست و چه بایدکرد ” ؟
برای اینکه استعمار پیر بدین نتیجه رسیده بود که دیگر کشورها را به مصرف کنندگان کالاهای تولیدی خود تبدیل کرده و با خریدن مواد اولیه ی ما ، نگذارد صنعت روبه رشد ما درحدود ۴۰۰ سال پیش را شکوفا شود والبته ایادی خریداری شده اش دربین دربارهای وقت و خوانین ، با برخورداری ازامتیازاتی که ازاین صادرات مواد اولیه وواردات مواد مصرفی بدست آوردند، پشتیبانی زیادی ازاستعمار کردند ونتیجه آن شد که ما که دراوایل صفویه جزو ده کشور بزرگ وبا صنعت ابتدائی ت خود کفا بودیم ، کارگاه های خود را که میبایست به کارخانه تبدیل میشدند درطول سده ها – بعلت نرسیدن مواد اولیه ای که انگلستان با خاصه خرجی از کشور ما میبرد – تعطیل شدند!!
به موازات این کار، دولت استعمار گر وقت – پرتغال – بندر عباس ما را اشغال کرد ودلیل این پیروزی استعمارگری که حالا خود به نیمه مستعمره ی آمریکا واروپای غربی تبدیل شده – قدرت مالی، تکنولوژی ونظامی بالاتر آن نبود وبلکه آنها کشتیهای خود را مجهز به توپ کرده بودند و کشتی های تجاری ما که قصد کشورگشائی های این چنینی نداشتیم ، فقاد این تکنولوژی بودند!
انگلستان قوی تر، دربرابر اخذ امتیاز گمرکی ازما ، کمک کرد که بندر عباس را بازپس گیریم واین امر بهای گزافی برای ما داشت ونتیجه این شد که انگلستان باوضع مقررات گمرکی ، پارچه های خود را بدون پرداخت عوارض گمرکی وارزان به بازار ما ریخت ودربرابر، کالاهای صادراتی بسیار مرغوب ما، با تعرفه ی گمرکی سختی مواجه شده ومشتریان خود رادر اقصی نقاط جهان ازدست داد و ” فاستونی” انگلیسی، جای پارچه های حریر زیبای ما را درهمه جا وازجمله درخود ایران گرفت وکارگاه های بی رمق شده ی ما را بازهم بی رمق تر کرد!!
این روند با کش وقوس های متفاوت ادامه داشت تا سرانجام نوبت به امضای قرارداد ترکمان چای رسید و انگلستان بعنوان برنده ترین طرف این جنگ بغایت مشکوک ، امتیاز گمرکی مرگباری ازما گرفت و تلاش های قائم مقام وامیر کبیر برای احیای صنعت داخلی ، منتهی به قتل آنان شد!!!
انقلاب مشروطه از گرد راه فرارسید و درمقطع حساس اش ، به فراماسونرهایی مانند سپهدار و … امکان داده شد که تهران را براحتی تصرف کنند و نمیچه مشروطیت لرزانی برپا داشته و سرداران آن را بکشند وسپس رضاخان رااز زرادخانه ی وسیع استعمار بیرون آورده وفاتحه ی این جنین ناقص مشروطه را برای همیشه بخوانند!
با مبارزات ملی شدن صنعت نفت ، برخوردی آنچنانی شد و …
انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ باقدرتی ده ها بار بیشتر وبمنظور قطع این نابسامانی ها وتقاص شکستهای جند دهه ای گذشته، فرارسید واستقلال سیاسی را به کشور بازگردانید ودرراه احداث موسسات روستائی و خدمات شهری، مسکن سازی بی سابقه ، حمایت ازاختراعات و… گام های بزرگی برداشت که کودتاها ، ترورها، تنگ نطری ها ودرراس همه جنگ ویرانگر بر انقلاب تحمیل شد وجلوی این آغاز پرشتاب برای صنعتی کردن کشور ورسیدن به خود کفایی را گرفت ومسلم است که دراین موارد ، مواد خام است که به فروش می رسد وامپریالیزم مجرب، قادر است با پایین آوردن قیمت مثلا نفت از ۱۳۰دلار به ۳۰ دلار ، علاوه براینکه جلوی رشد وشکوفائی را بگیرد، میتواند مردم را اینگونه درتنگنا قراردهد وآنها را با گرفتار کردنشان درفقر وحرمان، به خودکشی و… وادارد!
من البته به نارسائی های مهم داخلی بی توجه نیستم اما نقش این عوامل را بالاتر از ۳۰ درصد نمیدانم و بدین خاطر است که با صدای بلند فریاد میزنم که ما گرفتار توطئه های سلطه گران شده ایم وکار طولانی مدتی برای رهائی ازاین مخمصه داریم!!!
حالا پررویی کسانی راکه دست در دست عوامل یاد شده داده، تماشا کنید:
” … سؤال بعدی این است که سازمان پیشتازمجاهدین خلق ایران که تنها نقطه امید مردم است و تنها او است که آینده ای روشن وتابناک را نوید میدهد، چه رابطه ای باآمدن امام زمان و مهدی موعود(ع) دارد ” ؟
من مشکلات ریشه ای مردم را بازگو کردم و دشمن ومانع اصلی رفاه و استقلال مردم را نمایان کرده وقبلا هم بارها ثابت شده که خط مجاهدین، همان خطی است که سلطه گران ادامه میدهند وبنابراین ادعای بررسی روابط کمی- کیفی سازمان با امام موعود (ع) را دروغی بیشرمانه میدانم!
در قسمت دیگری ازاین مقاله آمده است:
” … تمامی کسانی که باسازمان مجاهدین خلق ایران آشنائی دارند میدانند و به چشم دیده اند که از روز بنیانگذاری این سازمان تا به امروز، چیزی جز فدای تمام عیار برای آزادی و رهایی این سرزمین از شر شاه و سپس شیخ کار دیگری نداشته اند و هم اکنون هم تنها نیروی جدی و واقعی برای سرنگونی این جانوران عمامه دار که برمقدرات این مملکت چنگ انداخته اند، همین سازمان است “.
فدا بلی ولی برعلیه مردم و بنفع یک کوتولوی سیاسی و مریض روانی بنام مسعود رجوی!!
این نیروی جدی؟؟!! ازنظر تکامل تاریخی، هم از شاه وهم ازشیخ عقب مانده تراست، چون رجوی برده داری را ترویج میکند ولی آنها نه!
بنابراین کاراین نیروی جدی، تازه بشرط آنکه قدرتی داشته باشد، نتیجه ای جز قهقرا واضمحلال برای کشور ندارد وهیچ انسان عاقلی قبول نمیکند که وضع فعلی را با برده داری خاص رجوی عوض کند!!!
سرانجام اینکه:
” … نقطه اوج سعادت ملت ما داشتن یک رهبری ذیصلاح است که طی ۵۰ سال همه گونه آزمایشی را پس داده است. بنابراین پیش بسوی سرنگونی هر چه سریعتر این دجالان ضد بشر و ضد دین و بیخدا، که نشان داده اند به هیچ یک از مبانی دین وآئین توحید و انسانیت پایبند نیستند و همه چیز را فدای قدرت پرستی خود میکنند “.
این نقطه، نقطه ی حضیض شماست. ادعای حضور درسازمانی که این رهبری ذیصلاح؟؟!! آنرا ازماهیت یک سازمان سیاسی تهی کرده وفاقد حق انتخاب کردن وانتخاب شدن برای اعضایش نموده است و …!
شما پرستشکار قدرت طلبی هستید ودراین مورد گوی سبقت را ازهمگان ربوده اید و خجالت آور است که به نقد آن بشینید!
جواب ساده ی این حرف شما این بیت شعر میتواند باشد:
سیر یک روز طعنه زد به پیاز
که تو مسکین چقدر بد بویی
صابر