آقای محدثین، اول ازهمه، خودتان به انتخابات گردن بگذارید!
آقای محمد محدثین که چند روز پیش هم با تلویزیون العربیه مصاحبه کرده بود وما مواضع مان درمورد گفته های اورا روشن کرده بودیم، این بار مصاحبه ی طولانی با این فرستنده ی عربستانی کرده که اینجانب برای جلوگیری از اطاله ی کلام ، ازآوردن سئوال خبرنگار مربوطه پرهیز کرده ونظری به گوشه های مهم مصاحبه ی این نماینده ی باند رجوی در شاخه ی اشاعه ی”ایران هراسی ” میپردازم:
” …کسی نمیگوید که وضعیت اقتصادی رژیم از قبل از توافق اتمی بدتر شده است ولی این توافق نتوانست رژیم را کمک کند تا مشکلات اقتصادیاش را حل کند. چرا که مشکلات اقتصادی رژیم ایران ناشی از ماهیت رژیم ولایت فقیه است. این رژیمی متعلق به قرون وسطی است و به هزار سال پیش تعلق دارد و نمیتواند که مشکلاتش را حل کند. پولهایی که بعداز توافق اتمی بدست آورده را برای تروریسم و سوریه صرف میکند “.
درجواب این ادعا باید گفت که ، این توافق دستآوردهای مهمی داشته وازمدت انجام آن فقط ۶ ماه میگذرد که درهیچ جای دنیا نمیتوان مشکلات باین بزرگی را که هم ریشه ی تاریخی دارد وهم دست دخالت سلطه گران درکار است ، حل کرد.
شما ابدا تعریفی که بتوان نام علمی برآن گذاشت ، ازجمهوری اسلامی ندارید ومن دراین مورد تنها میتوانم بگویم که رژیم حاکم برایران ، ازنظر ساختار سیاسی- اقتصادی ، یک رژیم قرون وسطایی که نه، بلکه یک رژیم پارلماتاریستی بشمار میآید ومیدانیم که درقرون وسطی پارلمان وانتخاباتی وجود نداشته وروابط اقتصادی غالب ، یک رابطه ی فئودالی بوده مجموعا و کسی نمیتواند بگوید که درایران روابط فئودالی حاکم است!
شما اگر اطلاع متوسطی ازتطورات تاریخی داشته باشید، میتوانید وجود اشکال مختلف سیسستم های اجتماعی منقرض شده را در سیستم های جدید مشاهده کنید که البته بقایای این اشکال حذف شده، حالت تعیین کننده ندارند!!
همچنین شمارا آگاه میسازم که دربررسی پدیده ها، شکل غالب مناسبات موجود را مورد توجه قرار میدهند که شما ابدا توجهی باین موضوع نکرده وبه مسائل درجه چندم پرداخته ایم!
شما دربرابر کسی از حکومت قرون وسطایی ایران صحبت میکنید که اهل عربستان است که بازهم حکومت آنرا نمیتوان قرون وسطایی تام نامید اما ازنظر وجودعلائم قرون وسطائی درروبناها ورفتارها ، صدها بار بیشتر ازهرکشور جهان ، نمونه وارتر است!!!
دیگر اینکه شما ابدا مدرکی دال بر خرج پول توسط دولت ایران و بنفع تروریزم ارائه نداده وحرف مفتی است که زده اید وطرف عربستانی شما با سوء نیت خاص خود، ابدا دلیلی از شما نخواسته است!
درمورد سوریه باید گفت که هزینه ی اصلی این جنگ تحمیل شده برمردم بد شانس این کشور، عمدتا توسط همین مردم تامین میشود و متحدان دولت وملت سوریه ، هریک به فراخور حال وموقعیت جهانی وحتی داخلی خود، متقبل هزینه هایی میشوند که اجتناب ناپذیر بنظر می رسد !
دولت وملت سوریه به کشوری تجاوز نکرده که حمایت قانونی ازآن کراهت داشته باشد ، بلکه مورد تجاوز قرار گرفته وایران هم با رعایت تعهدات اخلاقی خود، کمک هایی میکند که اگر این کمک های کم را حالا نکند، بعد ها باید هزینه های هنگفتی درمقابل این غفلت خود بپردازد!
سوریه درحال حاضر مانع اولیه ی امپریالیزم ، صهیونیزم و ارتجاع منطقه برای ایجاد خاورمیانه ی بزرگ است وایران عقلا نمیتواند دربرابر وقایع آنجا بیطرف باشد ومنافع ملی اش ، کمک به دولت قانونی سوریه ودفع ضرر ازابتداست!!
درادامه:
” … ما بعنوان مردم ایران با مردم سوریه هم سنگر هستیم مردم ایران از همان دیکتاتوری رنج میبرند که مردم سوریه رنج میبرند … “.
شما ومردم ایران؟!
مطایبه که نمیکنید محدثین گرامی!
شما به پابوس کسانی رفته اید که دشمن مردم ایران بشمار میروند و سخن گفتن ازمردم ایران ازطرف شما، احتیاج به پرروئی وشارلاتانیزم خاصی دارد که خوشبختانه شما بهمراه همکاران خود، ازاین مزیت بزرگ برخوردارید!
همنطور:
” …, ما با اپوزیسیون سوریه مشارکت سیاسی داریم و این بهترین کمک به آنهاست, ما سربازان خودمان را داریم, آنها هم سربازان خودشان را دارند و به سربازان آنها نیاز نداریم, آنها هم به سربازان ما نیاز ندارند “.
سردسته ی اپوزیسیون سوریه داعش و جبهه النصره است وآیا شما ازاین ها حمایت میکنید که عربستان هم بطور آشکار واسرائیل بطور پنهان میکند؟!
آیا نمیدانید که این گروه های تکفیری ، چه حیات خلوت وامنیت بزرگی برای اسرائیل تجاوزگر تهیه کرده اند ؟!
یک ادعای بی شرمانه:
” … ما اپوزیسیون خارجی نیستیم. بخش اصلی جنبش ما در داخل ایران است. ثانیاً مشکل به کشورهای غربی برمی گردد نه سیاستمداران غربی. کشورهای غربی به دلیل تجارت و پول و منافع سیاسیشان از رژیم ایران بهره میگیرند. ولی حکومتهای غربی بخوبی میدانند که این رژیم بی آینده است و جهت اطلاع شما بعد از گذشت یک سال از توافق اتمی, هیچ بانک جهانی بزرگ و شرکت بزرگی وجود ندارد که آماده کار با رژیم ایران باشد “.
قدرت تشکیلاتی شما ، دروجود همان هزارو چند صد نفری است که در لیبرتی زمنگیرش کرده اید تا بمیرند و برای شما مدرک حقوق بشری تهیه کنند تا برای کشورتان؟! ایجاد مزاحمت کنید!
به داخل کشور که نگاه میکنیم، شما را منفورترین تشکیلات میدانند که سازمان حنیف نژاد ها را به استحاله برده وبلعیدید وبا این وصف، صحبت از وجود پایگاه و تشکیلات داخلی ، بی شرمانه است!!
اگر بانک وموسسه ای جلو نمیآید که کاملا هم اینطور نیست، ازفشار لابی گری قدرتمند اسرائیل بر دولت آمریکاست وگرنه دراین واویلای اقتصاد جهانی، چه کسی از عدم همکاری با ایران سود می برد؟!
دروغی که گفته شده با دروغ های دیگر توجیه میشود :
” مجری: بنابراین آینده پناهندگان در ارودگاه لیبرتی چیست؟ – محمد محدثین: رژیم ایران مجاهدین لیبرتی را یا میخواهد به قتل برساند … امیدوارم که در یک کشور اروپایی یا در یک مکان امن مستقر شوند “.
شما تا آخرین نفس وامکان، تلاش برای نگهداشتن این افراد نگون بخت در لیبرتی عراق کردید و تنها درمقابل فشار افتخار آفرین خانواده ها و دولت عراق که برابر قوانین اش شما را تروریست می شناسد ، حاضر شده اید که این کار انتقال را بصورت قطره چکانی انجام دهید!!
اگر براستی هم معتقدید که رژیم ایران میخواهد آنها را بکشد، اینهمه تعلل وطومار جمع کنی برای قبول دائمی آنهادرعراق برای چه بود؟!
راست آنست که شما منتظر حمله ی نظامی بودید ومیخواستید این بدبخت ها را درعراق نگه دارید وهمراه ارتش متجاوز بیگانه وارد کشور شوید که معادلات جهانی اجازه ی این کار را به اربابان و خود شما نداد.
این اصلی ترین دلیل تعلل شما بود!
محدثین گفته است:
” … استاد حسن ما اولین سازمان در ایران بودیم که در ابتدای این رژیم در سال ۷۹ خواستار اصلاحات بودیم. اما این رژیم یعنی رژیم ولایت فقیه اصلاح پذیر نیست. ولایت فقیه مبتنی بر سرکوب مطلق و تروریسم و افراطی گری است و این دو اصل قابل تغییر نیستند و با وجود این دو اصل اصلاح این رژیم امکانپذیر نیست “.
دریکی دوسال اولیه ی انقلاب، درظاهر هم که شده، سازمان شما دست به خشونت نمیزد ولی درکنار آن با اشغال ادارات مهم دولتی و ایجاد ستادهای مختلف ، بطور مسلحانه ازاین ستادها محافظت کرده و دولتی کوچک درداخل دولت تشکیل داده بودید که امری تحریک کننده بود وهرآن بیم درگیری وجود داشت که سرانجام این بیم وسوء ظن تبدیل به درگیری فیزیکی وسپس مسلحانه شد!
سازمان شما درایامی که حالت حمایت از حکومت جدید را بخود گرفته بود، سرگرم تشکیل هسته های مسلح ومخفی بود ودرخیابان های تهران به ابراز قدرت نظامی می پرداخت که ابدا درخدمت این هدف ظاهری شما نبود!
دوباره:
” … اگر به مردم ایران نظری بیفکنیم خواهیم دید که ما دارای ریشههایی گسترده در ایران هستیم و در ایران یک شبکه مخفی داریم. همچنین ما دارای ارتباطات مختلف با برخی افراد در آنجا هستیم. ما حتی در داخل این رژیم چه در سپاه پاسداران یا در دفتر رهبری این رژیم شبکه ای داریم و اطلاعات بسیاری در رابطه با این رژیم از طریق این منابع در اختیارمان هست “.
دروغ میگویید آقای محدثین!
دراوان انقلاب، نیروهای بینابینی عمدتا جوان ونوجوان جذب سازمان شما شد وچرا؟
بافت اجتماعی ایران آنروز وهمچنین شعارهای پوپولیستی شما این امکان را برای جذب نیرو میداد:
هم دراین دنیا جامعه ی بی طبقه وعاری از تبعیض را وعده میدادید وهم درآن دنیا مردم را به سعادت وبهشت میرسانیدید!!
بلی خدا وخرما، تواما به خورد این نوجوانان وجوانان کم تجربه داده میشد ، عشق سلاح بازی خاص این ایام از سن آنها و مجبور نبودن آنها به تحقیق ومطالعه وتحمل صبر وبردباری ، جذبه های زیادی میتوانست برای کسانی که کار مبارزه را اینقدر ساده دانسته وبه شما روی آوردند، دربر داشته باشد!
اما دنیای این رویا و جامعه ی موعود اتوپیایی شما، دربرخورد با واقعیات سرسخت زندگی درهم ریخت ودیگر افراد زیادی پیدا نشدند که به شما روی آورند و از طریق آن دارای پایگاه گسترده شوید!
ازشبکه های مخفی شما و دنیای فتو شاپ بازی تعدادی اندک هم اطلاع داریم ولازم نیست این مسئله را اینقدر به رخ بکشید!
ونیز:
” مجری: آیا این تظاهرات که میگویید حتی یک تیر هم در آن شلیک نشد به عملیاتی مانند عملیات انفجار در مقر حزب جمهوری اسلامی منتهی نشد؟ محمد محدثین: این نوعی عکس العمل از جانب مردم ایران بود چرا که رژیم حاکم بر ایران در دوسال اول تعداد زیادی از مردم را در خیابانها کشت و بعد از انقلاب ایران آزادیهای ما را در جامعه ایران از بین برد. انقلاب ما علیه رژیم شاه هم برای آزادی بود ولی خمینی همان روش شاه و چه بسا بدتر از آنرا را در پیش گرفت، لذا این عکس العمل مردم بود “.
از صداقت آقای محدثین همین بس که انفجار بشدت مرموز وخائنانه ای که احتمالا بدست سروبس های اطلاعاتی آمریکا واسرائیل وبا همکاری سازمان مجاهدین انجام گرفت ، به مردم نسبت داده میشود!!
انفجاری که طی اظهار نظر کارشناسان وقت، ازنظر فنی ازنوع پیشرفته اش بوده وکار مردم که سهل است، کار تنهای یک گروه ( بدون کمک فنی سرویس ها) ممکن نمیتوانست باشد!!
فرقه ی رجوی درطی این ۳۵ سال مسئولیت رسمی آنرا بعهده نگرفته ودرعین حال مزورانه کوشیده است که خیال هم نشود که کار او نبوده است.!!
بدین ترتیب، این فرقه ی منحوس درمورد این انفجار، میان دوصندلی نشسته تا به فراخور زمان ، دستآوردی ازآن داشته باشد و ضمنا طوری نشود که اتهام تروریزم برآنها زده شود!!
درادامه ی این صحبت مفصل آمده است:
” … برپایی یک جمهوری دمکراتیک و … جدایی دین از دولت و هر کس که این سه اصل را تأیید کند ما با او هستیم و این اصول منحصر به ما نیست بلکه جهانی است”.
شما درچهار چوب مناسبات تنگ وتاریک فرقه ی رجوی، یک حکومت تمام عیار فرقه ای ( مذهبی- سیاسی) تشکیل داده اید وطی آن دین را به آلت سیاست های مالیخولیایی مسعود رجوی تبدیل کرده ونشان داده اید که اعتقادی به جدایی دین وسیاست ندارید و حالا چگونه به چیزی که اعتقاد ندارید وخود را متعهد به آن اعلام میکنید ، عمل خواهید کرد؟!
یک دروغ دیگر ازطرف این بچه مرشد رجوی:
” …جنبش ما یک جنبش دمکراتیک و اصیل و مبتنی بر انتخابات است. دیدگاه ما در رابطه با آینده بسیار روشن و واضح است و هیچ چیز مخفی نداریم و بسیاری در زمانیکه قرارگاه اشرف به روی مردم باز بود به آنجا رفتهاند البته آنموقع وضعیت با الان متفاوت بود و اکنون همه وضعیت اشرف و لیبرتی را میدانند. جنبش ما طرح و برنامههای مخفی ندارد”.
انتخابات؟!
واقعا درست شنیدم؟!
شما که درعرض این ۴۰ سال وحتی شاید درتمام دوران حیات تان ، برای یک بار هم انتخابات درون تشکیلاتی برگزار نکردید ، به چه علت باید ملتزم به برگزاری انتخابات شوید؟!
انتخابات درطرز تفکر شما جایی ندارد و لطفا ازاین دروغگویی ها دست بردارید!!
اگر برصحت ادعای خود تاکید دارید، لطفا یک بار انتخابات درون سازمانی وتحت نظر سازمان های حقوق بشری واپوزیسیون ایرانی واحزاب مترقی خارجی برگزار کنید تا نتیجه اش را ببینیم!!
دیگر اینکه بما نمیتوانی ازمناسبات درونی اشرف صحبت کنی!
ساده ترین کار درآنجا انجام ملاقات خانواده ها با اسرای رجوی بود که اگر عملی میشد، با حضور چندین جاسوس ونگهبان انجام می گرفت و همراهان فرد ملاقات شونده با طرح مسائل متفرقه وتلاش برای اخاذی ، اجازه ی صحبت به قربانی رجوی را که ملاقات شونده نام داشت، نمیدادند واین ملاقات های ابتر هم ، بزودی وبرای همیشه برچیده شد!!
درقسمت دیگر این مصاحبه میخوانیم:
” … ایران باید یک حکومتی دمکراتیک باشد جدا از اینکه ما در دینمان یک قانون دمکراتیک وجود دارد و بنا بر آنچه از اسلام فراگرفتهایم حکومت اسلامی یا دینی را مورد تأیید قرار نمیدهد. دولت را باید مردم یا نمایندگان آن انتخاب کنند. مشروعیت آینده ایران باید از طریق پارلمان و انتخابات باشد “.
اگر چنین آرزویی دارید ، ابتدا این دموکراسی را درتشکیلات خود تسری داده وما ودیگران را برای دیدن این الگویی که میخواهید درایران پیاده کنید، دعوت کنید.
مشاهدات ما ، فعلا خلاف اظهارات شما را نشان میدهد ودروغگوی تان میشناسیم!
پیشنهاد مشخص مرا قبول کنید ، تا عملا ” سیه روز شود هرکه دراو غش باشد ” !!!
صابر