تشکیلات آلبانى یا استخوان لاى گلو براى زوج رجوى
روزگار سختى بر فرقه تروریستى رجوى میگذرد و زوج ترور و تزویر هنوز چنان در خود بزرگ بینى کاذب شان مست و مدهوش و غرق هستند و شعار توخالى و بى محتواى مبارزه مسلحانه و ارتش نداشته آزادى و هزار اشرف سر میدهند و نعره میکشند، انگار که ظرفى همانند اشرف در کنار مرز میهن دارند، صدام حسینى هست که تمام عیار مأمن و تأمین کننده ساز و برگ نظامى آنهاست و تشکیلاتى در حصار و زنجیر خود دارند که حداقل با آن مانورى بدهند. باید به این زوج سرکوب و ترور یادآورى کرد که تشکیلات تان از اشرف و سپس لیبرتى با آن همه ادعاى کاذب و آن همه خون ریخته و بهدر رفته بهترین دوستانم که همه اش توسط لجاجت شما به زمین ریخت، اخراج شد و ته مانده آنها هم به زودى عراق را ترک خواهند کرد و به آلبانى منتقل میشوند. کشورى در اروپاى شرقى که بلحاظ اقتصادى یکى از فقیر ترین کشورهاى اروپایى است و مسلماً جاى مناسبى در بند کردن ایدئولوژیکى تمام عیار افراد تشکیلاتت نیست و از این پس هر کدام از نفرات چماق بالاى سرتان خواهد بود و به هیچ عنوان توان به بند کشیدنشان مثل اشرف ندارید. افراد تشکیلات آلبانى کسانى هستند که تور اختناق و سرکوب ایدئولوژیکى را پاره کرده و از آن حصار پا بیرون گذاشته اند. دیگر محال است به نشست هاى سرکوب موسوم به „نشستهاى دیگ و عملیات جارى و غسل هفتگى تفتیش عقائد“ تن بدهند و از این پس همه روى میزتان هستند( اصطلاحى در درون تشکیلات که به نفرات مسئله دار اطلاق میشد) آنوقت تمام انرژى مسئولین را باید روى جمع کردن افراد بگذارید که باید گفت دیگر اینکار محال است، جو پلیسى مجددا راه بیندازید.
نکته اى که شما روى آن حساب باز کرده اید و اینروزها خودتان را در دامن آل سعود انداخته و میخواهید با پول این شیخ نشین همانند عراق در میان مردم و دولتمردان کشور آلبانى تفرقه انداخته و با پول، کسانى را به سمت خود بکشید و داعشى از نوع آلبانى آن راه بیندازید، سخت به اشتباه افتاده اید. درست است که از آزادى مفرط بعد از سقوط صدام حسین حداکثر استفاده در تروریسم پرورى در جامعه عراق بردید، اما آلبانى جایى نیست که بتوانى با پول عربستان همان خط را پیش ببرید. الان همه چشمها روى اعمال تزویر شما باز هستند و اجازه چنین شکر خوردنهایى به شما در راستاى منافع تروریستى تان نخواهند داد.
نکته بعدى که باید تاوان آنرا بدهید، فرار سران جنایتکار شما با اسم مستعار است که روانه اروپا کرده اید، این افراد که جنایات زیادى هم در ایران و هم در عراق مرتکب شده اند و پرونده قضائى در این دو کشور دارند و تحت تعقیب اینترپل هم هستند تا کى میخواهید قایم موشک بازى در آوردید، بالاخره دستتان رو میشود و انسانهاى آزاده و زجر کشیده از تشکیلات منحوس شما وجود دارند که شاهد جنایات آنها بوده و خود نیز زیر دست بسیارى از آنها شکنجه شده و مورد سرکوب وحشیانه تشکیلاتى – ایدئولوژیکى موسوم به انقلاب مریم توسط همین افراد قرار گرفتند و کشورهاى اروپایى بخصوص آلبانى جاى امنى براى آنها نخواهد بود، هر چند که جنایتکار در هر جاى این گیتى باشد جاى امنى ندارد.
رجوى که خود را قانونمدار در کشورهاى اروپایى جا زده است و متعهد شده که به قوانین کشورهاى میزبان پایبند باشد، چطور در آینده میخواهد این شیادیها و جعلیات و فریبکاریها را توجیه نماید.
سالى که نکوست از بهارش پیداست. هنوز کاملا تشکیلات رجوى به آلبانى منتقل نشده که خبر بستن قراردادهاى امنیتى میان ایران و بعضى از کشورها از جمله کشور آلبانى، به گوش میرسد و این را باید به فال نیک گرفت که جانیان و شکنجه گران و عاملان کشت و کشتار بیگناهان، به دست عدالت سپرده شوند و تاوان جنایات خود را پس بدهند. به امید محقق شدن آنروز که ببینم عاملین سربه نیست کردن و شکنجه و سرکوب در فرقه رجوى به عدالت تسلیم شده اند. آنوقت است کمى از این الام درونى و زخمهاى عمیق تشکیلاتى ناشى از شکنجه روحى و روانى، التیام پیدا خواهد کرد. به امید آن روز!
„پایان“