دورۀ چهارم ارتباطات آشکار خارجی سازمان
دفتر مطالعات و پژوهشهای سیاسی
دوره چهارم (از ۱۳۶۸ به بعد) :
بعد از شکست عملیات فروغ (مرصاد)، سازمان نه به لحاظ نظامی و نه به لحاظ سیاسی توان انجام عملیات دیگری را نداشت . از این رو رحلت حضرت امام (ره) را به عنوان شرط اصلی برای انجام هرگونه عملیات مطرح می کرد . بعد از ارتحال امام نیز از نظر سازمان هفت شرط وجود داشت که با تحقق آنها شرایط عملیات در مرز فراهم می گردید. از جمله این شرایط اوضاع مساعد بین المللی عنوان گردید، که دیگر هیچگاه فراهم نشد.
بعد از ارتحال امام، قدرت های غربی با جمع بندی طرح های ناکام قبلی، چشم امید به تحولات تدریجی در آینده دوختند و این سیاست با طرح براندازی نظامی مشترک رژیم صدام و سازمان، کاملاً متفاوت بود. از این رو فعالیت در جهت جلب توجه افکار عمومی و ایفای نقش متناسب با سیاست قدرت های غربی در اولویت سازمان قرار گرفت.
در این مقطع که در واقع سازمان و شورا صرفاً به یک گروه فشار تبلیغاتی در دست قدرت های غربی و به ویژه آمریکا تبدیل شد، کماکان اینگونه اعلام و تظاهر می شد که سازمان این مقاصد را دنبال می کند :
۱٫ متقاعد کردن افکار عمومی جهان مبنی بر آلترناتیو بودن سازمان
۲٫ سلب مشروعیت از جمهوری اسلامی ایران
۳٫ تلاش در جهت نفی نظریه رفرم پذیری نظام که مبنی بر میانه رو شدن جمهوری اسلامی در دیدگاه رسانه های غربی بود .
۴٫ جلب حمایت های بین المللی برای برخورد قهرآمیز با جمهوری اسلامی ایران .(۲)
اما در چارچوب مواجهه آمریکا و غرب با ایران، اقدامات سازمان فقط در حد نمایش تهدید و به قصد اعمال فشار برای وادار کردن جمهوری اسلامی به عقب نشینی، مفهوم و کاربرد می یافت. شورا و سازمان در این دوران رسماً و کاملاً به زائده تبلیغاتی و عامل جنگ روانی در موارد مورد نیاز آمریکا تبدیل شده بودند که دیگر حتی در مطبوعات غربی نیز کسی داعیه آلترناتیوی آنها را جدی نمی گرفت.
اعلام حمایت های غیر دولتی و یا فاقد تأثیر علمی در دولت ها از شورا یا سازمان، توسط اعضای پارلمان های اروپایی و آمریکا صورت می پذیرفت و عمدتاً کارکرد تبلیغی داشتند. که از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد:
• اعلام حمایت دهها تن از اعضای کنگره (………) پارلمان اروپا .
• اعلام حمایت چندین تن از اعضای کنگره آمریکا .
• اعلام حمایت تعداد زیادی از نمایندگان پارلمان ایتالیا.
• نامه نمایندگان چند کشور به دبیر کل سازمان ملل متحد، جهت محکوم کردن جمهوری اسلامی و حمایت از شورای ملی مقاومت.
• درخواست اخراج جمهوری اسلامی ایران از سازمان ملل متحد، توسط نیل کیناک، رهبر حزب کار انگلستان.
• درخواست ۱۱۴ تن از نمایندگان پارلمان ۶۲۶ نفری اروپا، برای اخراج جمهوری اسلامی ایران از سازمان ملل متحد و به رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت.
• درخواست ۷ تن از نمایندگان مجلس عوام انگلستان برای به رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت .(۳)
روند فعالیت سیاسی این دوره، حول جا انداختن شورا در سطح بین المللی دور می زد که این جریان پس از ارتحال امام خمینی (ره) به امید ایجاد بحران در ایران، از دید سیاستمداران غربی، به اوج رسید . حوادثی که پس از خرداد ۱۳۶۸ در پهنه سیاسی – اجتماعی جامعه ایران رخ داد، ناکامی سازمان و پوشش سیاسی آن، شورا را به دنبال داشت .
جنگ خلیج فارس و شرایط و عوارض همراه با آن، عامل مؤثر مهمی در فعالیت های سیاسی شورا بود . بحرانی بودن منطقه، فعالیت های سازمان و شورا را کاملاً محدود می نمود، بنابراین وجود این وضع و مواضع ضد و نقیض جریان رجوی (سازمان یا شورا)، حمایت های راست و دروغ شخصیت های سیاسی غرب را از شورا و سازمان تنزل داد .
پس از خاموش شدن جنگ خلیج فارس و ویرانی عراق، شورا نزدیکی به آمریکا و حمایت علنی آمریکا از سازمان و شورا را تنها راه ادامه حیات و حفظ امید به آینده برآورد کرد . تبریک رجوی به بیل کلینتون و پاسخ محبت آمیز رئیس جمهور آمریکا نشانه تحقق این خواست بود :
” آقای بیل کلینتون رئیس جمهور منتخب آمریکا
با خوشوقتی بسیار از سوی مقاومت عادلانه مردم ایران برای صلح و آزادی که علیه دیکتاتوری تروریستی – مذهبی حاکم بر ایران مبارزه می کند، پیروزی شما را که بر حسب آرمان ها و اهداف اعلام شده تان یک پیروزی برای دموکراسی و حقوق بشر در دنیای امروی به شمار می رود، تبریک می گویم . از آنجا که طی مبارزات انتخاباتی مستمراً بر روی دمکراسی و حقوق بشر در نقاط مختلف دنیا تأکید نموده اید، بسیار طبیعی است که امروز تمام نیروهای دموکراتیک و مدافعان و مبارزان حقوق بشر از پیروزی شما خرسند شده و در آن احساس اشتراک کنند . با بهترین آرزوها و با ایمان به آزادی میهن اسیرم . ”
مسعود رجوی
مسئول شورای ملی مقاومت ایران
۱۳آبان۱۳۷۱(۴)
پاسخ رئیس جمهور آمریکا :
” مسعود رجوی
شورای ملی مقاومت ۲/دسامبر / ۱۹۹۲
–