شوکت و جلال دروغین
زینال شهیدی (مستعار)
لینک به منبع
یادم هست در یکی از نشست ها که مسعود رجوی میدید در چشم نفرات مثل قبل نیست و دارد افت می کند شروع کرد به دروغ بافتن که حقا استاد ریسندگی و بافندگی در این زمینه بود. میخواست با قمپز و دغل دوباره جای خود را بین افراد باز کند و البته در این زمینه هم یشه از نفرات چاپلوسی مثل شریف و احمد واقف و رحمان زیاد استفاده میکرد. او گفت:
“یک روزی من را ملک عبدالله دعوت کرد رفتم به عربستان (ملک عبدالله پادشاه سابق سعودی بود که آن زمان که از مسعود رجوی دعوت کرد امیر عبدالله و ولیعهد سعودی بود). فقط رفتم خانه خدا و پیش ملک عبدالله نرفتم (امیر عبدالله به اصرار صدام حسین دعوت کرد اما با رجوی ملاقات نکرد). ملک حسین (پادشاه سابق اردن) هم مرا هر چند وقت یکبار دعوت میکرد و یکبار پیشش رفته بودم که عکس خوب در نیامده بود و دوباره فقط برای عکس گرفتن مرا خواست و پیش او رفتم. یا همین سید الرئیس (صدام حسین رئیس جمهور معدوم عراق) بعضی مواقع مرا صدا میکرد ولی معذرت میخواستم و رحمان (عباس داوری) را میفرستادم یا معاونینش در خواست ملاقات داشتند و من نفرات دیگر را میفرستادم. پیش هر کسی هم میرفتم اول میگفتم ما استقلال خودمان را داریم و از الان به شما بگویم که نمیتوانید سر استقلال ما صحبتی کنید.”
هر بار که از این موضوعات میگفت همه دست میزدند و با خودشان میگفتند که رجوی عجب هیبتی دارد که پیش شاه کشورهای دیگر به راحتی نمی رود. من هم کمی باور کرده بودم و در ذهن تعجب می کردم. این شده بود چند روزی ورد زبان مسئولین ما که می گفتند دیدید عظمت رهبری را، فقط به فکر مردم خودش است نه رفتن پیش این و آن و تبلیغ برای خودش.
گذشت و من بعد از چندین سال از فرقه بیرون آمدم و شروع کردم به مراجعه به سایت ها و مطالعه و دیدن مطالبی در خصوص فرقه رجوی که دیدم که مسعود رجوی دغل و حقه باز پیش رئیس استخبارات (دستگاه امنیت و اطلاعات) عراق مثل موش نشسته و التماس می کند که به سید الرئیس بگویید زمانی برای ما باز کند تا ملاقات کنیم و خواهش و تمنا می کرد. بعد یاد آن حرف ها افتادم و خنده ام گرفت که میگفت ما فلان و بهمان هستیم و با هر کسی ملاقات نمیکنیم و گفتم که چقدر از سادگی ما سوء استفاده میکرد ودروغ می بافت. سر عدم وابستگی هم راست میگفت، به یک جا وابسته نبود. هر روز در اجاره یک نفر بود و الان هم کار فرقه اش همین هست.
نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی . زینال شهیدی
–