محکومیت دیدار نماینده کنگره آمریکا با مریم رجوی
همچنانکه در خبرها آمده است روز شنبه 5 اسفند ماه برابر با 24 فوریه 2018 دوتن از اعضاء مجلس نمایندگان امریکا به تعبیر فرقه تروریستی رجوی ” هیئتی ” در پاریس به دیدار مریم رجوی رفتند .
نفس این خبر و این نمونه دیدارها نه جدید است و نه اتفاق نادری محسوب میشود زیرا تا آنجا که به هیئت حاکمه آمریکا برمیگردد از بدو انقلاب ضد سلطنتی تاکنون از هیچ تلاشی علیه انقلاب مردم ایران فروگذار ننموده و در این مسیر به هر مزدور و وطن فروشی متوسل شده و میشوند .
از طرف مقابل نیز که سهم فرقه تروریستی رجوی میشود کارنامه سراسر خیانت و جنایتش علیه مردم ایران چه در رکاب صدام و چه اکنون در نقش پادوی امریکا بر همگان واضح و مبرهن است .
اما اگر اهمیتی ندارد چرا به آن میپردازیم ؟
هدف از پرداختن به این موضوع و تحلیل و تفسیر آن بیشتر بررسی روند تحولات منطقه و قطب بندی ها و جبهه گیری ها در منازعه منطقه ای و فرامنطقه ای میباشد که امروزه موضوع مورد بحث در اکثر محافل سیاسی و اجتماعی و حتی جوانان میباشد .
بد نیست با مثال ساده و ملموس تری شروع کنیم ، دراوایل پیروزی انقلاب در آن فضای باز سیاسی همه گروه های سیاسی رشد قارچ گونه ای داشتند ، از چپ کمونیست تا مجاهدین ، اتحادیه و رنجبران ، مائوئیست تا گروههای کردی همه و همه سخت در گیرو دار مبارزه ضد امپریالیستی و تحلیلهای طبقاتی بودند و موضوع اصلی نحوه مبارزه با امپریالیست بود ، اما هرچه شرایط جدی تر و واقعی تر میشد بتدریج یکی پس از دیگری درونمایه خویش را بیرون ریختند و مشخص شد هرکدام در عرصه مبارزه چه در چنته دارند و عمدتا از صحنه تاریخ حذف شدند .
حال در دعوای منطقه و حوادث اخیر یعنی زاییده شدن داعش از رحم آمریکا وظهور آن و تسلطش بر بیشتر مناطق عراق و سوریه و سایر گروههای تروریستی ، نقشه اشغال عراق و تجزیه آن ، طرح براندازی بشار اسد و دولت سوریه ، طرح مهار ایران و حزب الله لبنان ، و ائتلاف غربی عربی علیه یمن همه با شعار مبارزه با تروریست شروع شد و بسیاری مدعی سکانداری مبارزه علیه داعش و تروریست بودند در حالیکه دولت و نظام ایران سالیان است با اهرم و تهمت حمایت از گروههای تروریستی زیر تیغ امپریالیزم و اقطاب آن بوده است !
روند تحولات منطقه و شرایط دشواری که گاها هم دولت ها و هم جریانها و تشکل های غیر دولتی را در لبه پرتگاه و سقوط قرار میداد و تحلیلگران همواره از پیروزی ها و شکست های قریب الوقوع خبر میدادند . نبرد و مبارزه ، برای همه طرف های درگیر بسیار نفس گیر و سرنوشت ساز بود اما نقطه قوت این شرایط سخت این بود که هیچ دولت و حکومت و گروه غیر دولتی و تشکل مبارزاتی نتوانست ماهیت خود را پنهان نماید ، غربالگری خاصی صورت گرفت و به مصداق : خوش بود گر محک تجربه آید بمیان …… تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد .
بسرعت صف بندی ها و جبهه ها مشخص گردید .
از یک طرف داعش و جبهه النصره و سایر گروههای تروریستی همه ناگزیر زیر آغوش امریکا و اسرائیل ، آل سعود و هم پالگی هایشان قرار گرفتند ، دیگر بی محابا هواپیماهای ائتلاف غربی برای داعش و جبهه تروریستی کمک های تسلیحاتی و آماد و پشتیبانی میرساند و بمب هایش را بر سر نیرو های مردمی و حشد الشعبی عراق و سوریه فرو می ریخت .
در جبهه مقابل اما نیروهای مستشاری ایران و سپاه پاسداران ، حشد الشعبی عراق و سوریه ، حزب الله لبنان و نیروهای انقلابی و فداکار افغان ( فاطمیون) ارتش سوریه و البته پشتیبانی بیدریغ روسیه جبهه شکست ناپذیری را تشکیل دادند که پوزه امپریالیزم و تمام اعوان و انصارش را حقیقتا بخاک مالیدن ، نه اینکه عراق اشغال و تجزه نشد بلکه از لوث داعش و تروریست پاکسازی شد و کاملا در جبهه مقاومت قرار گرفت ، دولت سوریه که به زعم غربی ها در لبه پرتگاه و سراشیبیی سقوط بود نه اینکه سقوط نکرد بلکه قوی تر و آبدیده تر هر روز به موفقیتی انکار ناپذر در پاکسازی خاک کشورش از لوث وجود داعش و سایر تروریست ها دست می یابد .
در عرصه دیپلماسی و سیاست جهانی اما جبهه مقاومت با پرچمداری روسیه و ایران موفق به انزوای امریکا و اسرائیل شده اند .
حال در این کشمکش ها و نبرد های پر تلاطم و پازل های هیجان انگیز با ذره بین بدنبال نقش و هویت فرقه تروریستی رجوی بگردیم .
این فرقه بعلت پیشینه خیانت بار و ضد ملی و ضد ایرانیش از زمان اتحاد با صدام ، شرایط دیکتاتوری درون تشکیلاتی و خفقان و جبر ، ناپدید شدن وگم و گورشدن رهبر ترسو و بزدل ، هیچگاه روند صعودی و موفقیتی حاصل نکرد و آنقدر در حالت بی وزنی قرار داشت که در عرصه جنگ و نبردهای عراق چه نظامی و چه سیاسی هیچ امکان عرض اندامی نداشت و تازه برای جان سالم بدر بردن از حوادث خطیر عراق همواره دست به دامان امریکا میشد تا اینکه فرار و اخراج خفت بار به کشور آلبانی را برای خود فتح الفتوح و پیروزی اعلام نمود که فقط توانسته از مهلکه جان سالم بدر ببرد .
فرقه تروریستی رجوی نیز از این قاعده آزمایش در شرایط سخت مستثنی نماند و هرچه بیشتر و آشکار تر از قبل ماهیت خود را بیرون ریخت و بی هیچ ابایی و شرم و حیایی نوکری و پادویی امریکا را پذیرفت و عملا سر را از زیر برف خارج نموده و هر روز حضور در کنار اسرائیل و آل سعود را به کار نامه افتخاراتش می افزاید .
و هرچقدر جبهه مقاومت با نقش محوری ایران در تحولات منطقه موفقیت و پیروزیهای انکار ناپذر خود را تثبیت مینماید در مقابل نقش خفیف و خائنانه جبهه مقابل نیز نمایان تر میشود .
در شرایطی که امریکا با تمام قوا با بکارگیری اسرائیل و آل سعود در صحنه رویارویی با ایران ناکام میمانند ، ناگزیر به ملاقات اعضای کنگره با مریم رجوی بسنده میکنند و خواستار تحریم های مالی و بانکی ایران و خارج نمودن سپاه پاسداران از منطقه میشوند . زهی خیال باطل و در عین حال بی شرمی !!!
مریم رجوی
بفرمایید:
مگر تحریم مالی و بانکی ایران جدید است ؟ ایران بیش از سی و اندی سال است تحریم میباشد .
مگر کینه و عداوت شما با سپاه پاسداران از همین امسال شروع شده ؟
مگر شما فرقه خائن رجوی با حمایت آمریکا از دیرباز علیه مناقع و مصالح ملت ایران نبوده اید ؟ حال چگونه برای دفاع از معترضین ایرانی که هیئت حاکمه ایران به آنها اختیار و آزادی اعتراض مسالمت آمیز داده ، یقه پاره میکنید ؟
مگر همین معترضین نبودند که در دی ماه گذشته وقتی متوجه نقش خیانت بار شما و تخریب و خشونت شما شدند بلافاصله اعلام برائت نموده و در روز بعد طومارتان را جمع کردند ؟
مگر از ملاقات های ریچارد پرل ، ریموند تنتر ، پاتریک کندی و چند دوجین دیگر چه نتیجه ای حاصل شده که امروزه با دیدار دینا رورا باکر و قاضی تدپو دلخوش میکنید ؟
بدانید با حمایت از اغتشاش گران و قاتلان نیروهای انتظامی، در اتحاد و همصدایی با آمریکا ، اسرائیل و آل سعود و با قرار گرفتن در آغوش سیاستمدارن پیر و فرتوت آمریکا از نظر مردم ایران هر روز منفور تر و مطرودتر میشوید و ملت ایران راه خویش را از دیرباز یافته است و شما را در جبهه وطن فروشان و خائنان قرار داده است و در انتظار انتقام همین مردم باشید .
علی مرادی