توسط انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی آخرین بروزرسانی 18 اردیبهشت 1398
” مهمترين درسي كه شريف واقفي بمن بعنوان تحت مسئولش داد اين بود كه يا پاي در اين راه نگذار يا اگر ميگذاريم بايد به هر قيمت در هر شرايطي بجنگي و مقاومت كني. هيچ چيز براي خودت نخواهي جز اراده اي بي انتها براي جنگ. فدا و پرداخت. رمز مجاهد شدن و مجاهد ماندن پرداخت است “.
کدام راه؟
راهی که شریف واقعی بدان معتقد بوده ویا راهی که رجوی ماکیاولیست آنرا قبول داشته وادامه داده است!
توصیه ی شریف واقفی به مجاهدین بوده وارتباطی با تشکیلات عملا موجود رجوی وافراد مسلوب الارده ی آن ندارد!
رجوی در سر هربزنگاه تسلیم شد ودرتداوم این تسلیم شدن ها کارش به خیانت وجنایت کشیده شد ومسلما که شریف واقفی ، نه چنین راهی را میخواست ونه اعتقاد داشت که ماکیاولیست ها اهل فدا و ازجان گذشتن اند و برعکس حق وحقوقی ده ها برابر برای خود قائلند ورجوی این موضوع را با روشنی تمام ثابت کرد.
بازهم :
“شريف واقفي ميگفت: اگر پاي به راه مبارزه ميگذاري و تصميم داري مجاهد بشوي، مجاهد بماني بايد همواره از آنچه كه دوست داري و خيلي هم دوست داري براي ادامه مبارزه بگذري. كه كمترين آن شهادت در زير سخت ترين شكنجه ها است… بعد نتيجه ميگرفت بدون پرداخت و گذاشتن و فدا كردن از آنچه دوست داريم نميتوان به خدا ايمان آورد. ايمان به خدا به خلق به آزادي حتما با گذشتن و فدا بوجود ميايد و تعميق ميشود…”.
و تو ای مسافر کمپ اشرف!
آیا با شنیدن این حرف ها ، و ملاحظه ی شیوه ی زندگی رجوی ، این سئوال برتو عارض نشد که چرا رجوی با مخالفت عملی با این نوع زندگی مورد نظر شهید شریف واقفی ، زندگی شاهانه ای برای خود با به کشتن دادن دیگران در کاخ زیر زمینی ومقاوم حتی دربرابر بمب اتمی ، ترتیب رقص های رهائی، حرمسرا و… برای خود ترتیب داد و با این صراحت دشمنی اش را با ایده های شریف واقفی نشان داد؟!
شما مریدان بیچاره ی رجوی ، مسائل را اینگونه ارزیابی میکنید وسئوالی مطرح نمیسازید ؟!
خلاصه اینکه زندگی وایده های رجوی، درتضاد با شریف واقعی است و تو نویسنده ی متن مورد نقد ، نمیتوانی از شخصیت شریف بنفع رجوی استفاده کنی که این دو، مقوله های متفاوت اند:
گیرم پدر توبود فاضل
ازفضل پدر ترا چه حاصل
حمید