دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۱ - - ناصر -
سایت ایران قلم:
هنگامیکه شما در سازمان مجاهدین در عراق فعالیت می کردید، آیا به ذهنتان نمی زد که چرا بیهوده در عراق و اشرف حضور دارید ؟
آقای مهدی نیکبخت :
واقعیت این است که وقتی خارج از سازمان قرار دارید و هنوز وارد مناسبات تشکیلاتی سازمان نشده اید به دلیل تبلیغات گسترده ای که دارند نمی شود سازمان را شناخت و خود من شخصا تا زمانی که وارد سازمان نشده بودم ماهیت حقیقی سازمان را نمی دانستم ولی بعد از مدت خیلی کوتاهی که وارد سازمان شدم ماهیت حقیقی سازمان برایم آشکارشد و پوچ بودن و دروغین بودن شعارهای سازمان برایم روشن شد , در حقیقت سازمان نه بعد از سرنگونی صدام بلکه از ابتدا بیهوده در عراق بود و این حقیقتی است که سازمان آن را می پوشاند , وگرنه شعاری به نام ارتش آزادیبخش دروغی بیش نبود , رجوی دنبال فرصتی بود که به ایران روزی حمله ای بشود و از او و سازمانش استفاده شود . ولی اینکه من و یا افراد داخل سازمان به این پوچی و بیهودگی اشرافی نداشتیم , چرا , اتفاقا برای خیلی از افراد داخل سازمان واضح و روشن بود , ولی تا قبل از سرنگونی صدام که هر صدایی مبنی بر اعتراض به خط و مشی سازمان و یا بیهوده بودن و ماندن در عراق و یا هر چیز دیگری به شدت سرکوب می شد و سازمان هم تا می توانست سلاح و توپ و تانکش را به رخ افرادش می کشید و تا کسی حرفی می زد ارتش آزادیبخش را جلو می انداختند و حتی من از کسانی شنیده بودم که در مورد تعادل قوا سوال می کردند از مسئولین سازمان که به لحاظ تعادل قوایی نمی توانند با ایران مقابله کنند ولی مسئولین در لفافه می گفتند که حمایت عراقیها را خواهند داشت و در این جنگ تنها نخواهند بود و بعد هم بحث هر رزمنده در مقابل 100 نفر دشمن باید توانایی جنگ داشته باشد چون انقلاب ایدولوژک کردند و خوب اینها همه برای سرپوش گذاشتن بر این واقعیت بود که حتی اگر واقعیت داشت و مجاهدین روزی با حتی 10 هزار نفر وارد جنگ با ایران می شدند در دنیای تعادل قوایی اگر واقع بینانه نگاه کنیم برای همین تعداد افراد کافی بود که ایران تعدادی هواپیما می فرستاد و دیگه این افراد حتی از مرز هم رد نمی شدند چه برسد به تهران و ... که رجوی همیشه وعده می داد , ولی بعد از سرنگونی صدام خیلی راهها باز شد و بیش از پیش حتی مشخص شد که سازمان بیهوده در عراق است و حتی افرادی که شعارهای پوچ رجوی را باور کرده بودند بعد از سرنگونی صدام این بیهودگی برای اغلب افراد روشن شد و خوب خیلی ها منتظر روزی بودند که بشود از این سازمان نجات پیدا کنند و بعد از سرنگونی صدام بهترین موقعیت بود که با توجه به اینکه آمریکاییها هم در کنار اشرف محلی برای جدا شده ها درست کرده بودند هرکسی خودش را از شر سازمان نجات بدهد و من هم مثل خیلی های دیگر به محض اولین فرصت از سازمان بیرون آمدم .
سایت ایران قلم:
سازمان در حال چاپلوسی و ابراز ارادت مداوم برای آمریکایی هست که روزگاری جهانخوار و امپریالیست می نامید، آیا آمریکا انها را به عنوان مزدور می پذیرد.
آقای مهدی نیکبخت:
من فکر می کنم که آمریکا ماهیت حقیقی سازمان را به خوبی می شناسد و حتی بعد از سرنگونی صدام هم بیشتر از قبل اینها را شناختند , ولی در دنیای سیاست, آمریکا به صورت کوتاه مدت از مجاهدین استفاده می کند , ولی اینکه در نهایت روی این سازمان حساب خاص و ویژه ای برای آینده ایران بکند من فکر نمی کنم آمریکا این کار را بکند , قبل از هر چیز آمریکا از بی پشتوانه بودن سازمان در ایران به خوبی خبر دارد و بهترین نمونه اش همین اعتراضاتی که در ایران انجام شد ولی یک نفر حتی به حمایت از مجاهدین حضور نداشت و دیگه روشنتر از این که مردم ایران مجاهدین را نمی خواهند. اون زمان به واقع مجاهدین تمام تلاششان را می کردند که اعتراضات را به خودشان ربط بدهند , واقعیت این است که مجاهدین سالیان سال است که منتظر فرصتی هستند و البته تمام تلاششان را خواهند کرد که هیچ فرصتی را از دست ندهند کما اینکه تعدادی افراد را از خارج به ایران اعزام کردند برای شلوغ کاری و اینکه شعار های مردم را عوض کنند به نفع خودشان که البته کسی بهشون اجازه نداد، به همین دلیل اساسا آمریکا حتی فرقه مجاهدین را لایق مزدوری نمی داند و باید در یک راه طولانی همچنان فرقه مجاهدین به مجیزگویی و چاپلوسی از آمریکا مشغول باشد.
سایت ایران قلم:
شما الان در اروپا حضور دارید، نقش قلعه اوورسورواز در فرانسه را در ادامه حیات این فرقه تروریستی چگونه می بینید، توصیه شما به مقامات کشور فرانسه و سایر دولتمردان اروپایی در این مورد چیست؟
آقای مهدی نیکبخت:
من فکر می کنم که اروپا در قلب خودش یک غده خطرناک دارد که هر لحظه ممکن است این غده سر باز کند و خیلی مشکلات جدی و خطرناک برای شهروندان اروپایی به بار بیاورد . کما اینکه این افراد در جریان دستگیری مریم رجوی نشان دادند که تا چه حد می توانند خطرناک باشند , با خودسوزیهایی که انجام دادند و با حملاتی که به افرادی که غیر از اونها فکر می کنند و ..., و کسی که بهش فرمان داده می شود که خودت را بسوزان و این کار را انجام می دهد پر واضح است که هر فرمان دیگری را هم اجرا خواهد کرد .
قلعه اورسورواز یک اشرف کوچک شده است که با همان شیوه اداره می شود و من فکر می کنم همه ترورها و خشونتها به راحتی از همین قلعه هدایت و سازماندهی می شود .
افرادی در این قلعه هستند که حتی 20 سال است که از این قلعه بیرون نیا مده اند واین یک برده داری وحشتناک در قلب اروپا است و از طرف دیگه یک خطر جدی بیخ گوش کسانی که به دمکراسی و آزادی اعتقاد دارند, مجاهدین از قوانین اروپا که بر اساس احترام به دمکراسی و آزادی بنا شده سوء استفاده می کنند و مقاصد خودشان را پیش می برند . من فکر می کنم بعد از بسته شدن دکان و قلعه اشرف می بایست قدم بعدی بستن قلعه اورسورواز باشد , و مقامات و دولتمردان فرانسوی و اروپایی به واقع باید متوجه این خطر بزرگ باشند و برای امنیت مردم و کشورشان می بایست قلعه اورسورواز را ببندند و می بایست متوجه نقض شدید حقوق بشر مجاهدین و برده داری مجاهدین در درون این قلعه باشند که این در کشوری مثل فرانسه به عنوان مهد آزادی اتفاق می افتد .
هنگامیکه شما در سازمان مجاهدین در عراق فعالیت می کردید، آیا به ذهنتان نمی زد که چرا بیهوده در عراق و اشرف حضور دارید ؟
آقای مهدی نیکبخت :
واقعیت این است که وقتی خارج از سازمان قرار دارید و هنوز وارد مناسبات تشکیلاتی سازمان نشده اید به دلیل تبلیغات گسترده ای که دارند نمی شود سازمان را شناخت و خود من شخصا تا زمانی که وارد سازمان نشده بودم ماهیت حقیقی سازمان را نمی دانستم ولی بعد از مدت خیلی کوتاهی که وارد سازمان شدم ماهیت حقیقی سازمان برایم آشکارشد و پوچ بودن و دروغین بودن شعارهای سازمان برایم روشن شد , در حقیقت سازمان نه بعد از سرنگونی صدام بلکه از ابتدا بیهوده در عراق بود و این حقیقتی است که سازمان آن را می پوشاند , وگرنه شعاری به نام ارتش آزادیبخش دروغی بیش نبود , رجوی دنبال فرصتی بود که به ایران روزی حمله ای بشود و از او و سازمانش استفاده شود . ولی اینکه من و یا افراد داخل سازمان به این پوچی و بیهودگی اشرافی نداشتیم , چرا , اتفاقا برای خیلی از افراد داخل سازمان واضح و روشن بود , ولی تا قبل از سرنگونی صدام که هر صدایی مبنی بر اعتراض به خط و مشی سازمان و یا بیهوده بودن و ماندن در عراق و یا هر چیز دیگری به شدت سرکوب می شد و سازمان هم تا می توانست سلاح و توپ و تانکش را به رخ افرادش می کشید و تا کسی حرفی می زد ارتش آزادیبخش را جلو می انداختند و حتی من از کسانی شنیده بودم که در مورد تعادل قوا سوال می کردند از مسئولین سازمان که به لحاظ تعادل قوایی نمی توانند با ایران مقابله کنند ولی مسئولین در لفافه می گفتند که حمایت عراقیها را خواهند داشت و در این جنگ تنها نخواهند بود و بعد هم بحث هر رزمنده در مقابل 100 نفر دشمن باید توانایی جنگ داشته باشد چون انقلاب ایدولوژک کردند و خوب اینها همه برای سرپوش گذاشتن بر این واقعیت بود که حتی اگر واقعیت داشت و مجاهدین روزی با حتی 10 هزار نفر وارد جنگ با ایران می شدند در دنیای تعادل قوایی اگر واقع بینانه نگاه کنیم برای همین تعداد افراد کافی بود که ایران تعدادی هواپیما می فرستاد و دیگه این افراد حتی از مرز هم رد نمی شدند چه برسد به تهران و ... که رجوی همیشه وعده می داد , ولی بعد از سرنگونی صدام خیلی راهها باز شد و بیش از پیش حتی مشخص شد که سازمان بیهوده در عراق است و حتی افرادی که شعارهای پوچ رجوی را باور کرده بودند بعد از سرنگونی صدام این بیهودگی برای اغلب افراد روشن شد و خوب خیلی ها منتظر روزی بودند که بشود از این سازمان نجات پیدا کنند و بعد از سرنگونی صدام بهترین موقعیت بود که با توجه به اینکه آمریکاییها هم در کنار اشرف محلی برای جدا شده ها درست کرده بودند هرکسی خودش را از شر سازمان نجات بدهد و من هم مثل خیلی های دیگر به محض اولین فرصت از سازمان بیرون آمدم .
سایت ایران قلم:
سازمان در حال چاپلوسی و ابراز ارادت مداوم برای آمریکایی هست که روزگاری جهانخوار و امپریالیست می نامید، آیا آمریکا انها را به عنوان مزدور می پذیرد.
آقای مهدی نیکبخت:
من فکر می کنم که آمریکا ماهیت حقیقی سازمان را به خوبی می شناسد و حتی بعد از سرنگونی صدام هم بیشتر از قبل اینها را شناختند , ولی در دنیای سیاست, آمریکا به صورت کوتاه مدت از مجاهدین استفاده می کند , ولی اینکه در نهایت روی این سازمان حساب خاص و ویژه ای برای آینده ایران بکند من فکر نمی کنم آمریکا این کار را بکند , قبل از هر چیز آمریکا از بی پشتوانه بودن سازمان در ایران به خوبی خبر دارد و بهترین نمونه اش همین اعتراضاتی که در ایران انجام شد ولی یک نفر حتی به حمایت از مجاهدین حضور نداشت و دیگه روشنتر از این که مردم ایران مجاهدین را نمی خواهند. اون زمان به واقع مجاهدین تمام تلاششان را می کردند که اعتراضات را به خودشان ربط بدهند , واقعیت این است که مجاهدین سالیان سال است که منتظر فرصتی هستند و البته تمام تلاششان را خواهند کرد که هیچ فرصتی را از دست ندهند کما اینکه تعدادی افراد را از خارج به ایران اعزام کردند برای شلوغ کاری و اینکه شعار های مردم را عوض کنند به نفع خودشان که البته کسی بهشون اجازه نداد، به همین دلیل اساسا آمریکا حتی فرقه مجاهدین را لایق مزدوری نمی داند و باید در یک راه طولانی همچنان فرقه مجاهدین به مجیزگویی و چاپلوسی از آمریکا مشغول باشد.
سایت ایران قلم:
شما الان در اروپا حضور دارید، نقش قلعه اوورسورواز در فرانسه را در ادامه حیات این فرقه تروریستی چگونه می بینید، توصیه شما به مقامات کشور فرانسه و سایر دولتمردان اروپایی در این مورد چیست؟
آقای مهدی نیکبخت:
من فکر می کنم که اروپا در قلب خودش یک غده خطرناک دارد که هر لحظه ممکن است این غده سر باز کند و خیلی مشکلات جدی و خطرناک برای شهروندان اروپایی به بار بیاورد . کما اینکه این افراد در جریان دستگیری مریم رجوی نشان دادند که تا چه حد می توانند خطرناک باشند , با خودسوزیهایی که انجام دادند و با حملاتی که به افرادی که غیر از اونها فکر می کنند و ..., و کسی که بهش فرمان داده می شود که خودت را بسوزان و این کار را انجام می دهد پر واضح است که هر فرمان دیگری را هم اجرا خواهد کرد .
قلعه اورسورواز یک اشرف کوچک شده است که با همان شیوه اداره می شود و من فکر می کنم همه ترورها و خشونتها به راحتی از همین قلعه هدایت و سازماندهی می شود .
افرادی در این قلعه هستند که حتی 20 سال است که از این قلعه بیرون نیا مده اند واین یک برده داری وحشتناک در قلب اروپا است و از طرف دیگه یک خطر جدی بیخ گوش کسانی که به دمکراسی و آزادی اعتقاد دارند, مجاهدین از قوانین اروپا که بر اساس احترام به دمکراسی و آزادی بنا شده سوء استفاده می کنند و مقاصد خودشان را پیش می برند . من فکر می کنم بعد از بسته شدن دکان و قلعه اشرف می بایست قدم بعدی بستن قلعه اورسورواز باشد , و مقامات و دولتمردان فرانسوی و اروپایی به واقع باید متوجه این خطر بزرگ باشند و برای امنیت مردم و کشورشان می بایست قلعه اورسورواز را ببندند و می بایست متوجه نقض شدید حقوق بشر مجاهدین و برده داری مجاهدین در درون این قلعه باشند که این در کشوری مثل فرانسه به عنوان مهد آزادی اتفاق می افتد .
----------