نامه آقای محمود حسینی به برادرش خلیل حسینی

من و خانواده نگران شما هستیم همه ما دلمان برای شما تنگ شده این همه سال در یک محل ثابت و زندگی تکراری بدنبال چی هستی؟ از وضعیتی که داری خسته نشدی؟ تا کی می خواهی این وضعیت را ادامه دهی؟ برای شما عمری مانده ؟ که می خواهی ادامه دهی .. نمی خواهی به این وضعیت استپ بزنی! کمی چشمان خودت را باز کن و ببین در چه وضعیتی هستی. از وضعیت خودت راضی هستی در محلی که هستی خیلی ها جدا شده اند و طعم آزادی را چشیدند و یک زندگی آزادی دارند شما چرا مثل بقیه نیستی از بقیه کمتری؟ فکری به حال خودت بکن در مسیری قدم گذاشته ای که هیچ آینده ای در انتظار شما نیست لااقل به خودت رحم کن در دام کسانی افتاده ای که به هیچ کس رحم نمی کنند فقط می خواهند منافع شومشان را پیش ببرند.
















