سحرخدایاری مانند صد ها دختر قربانی فرقه رجوی
توسط انجمن نجات مرکز فارس آخرین بروزرسانی 20 شهریور 1398
واکنش رسانه های تبلیغاتی تشکیلات مجاهدین خلق به خبر خود سوزی و فوت سحر خدایاری معروف به دختر آبی در رسانه ها و شبکه های اجتماعی، به هیچ وجه دور از انتظار نبود. استفاده ابزاری از هر نوع اتفاق منفی که در ایران رخ بدهد در رسالت تبلیغاتی مجاهدین خلق امری تعریف شده است. این اتفاق می تواند سیل و زلزله باشد یا خودسوزی دخترکی که به دلیل حضور در استادیوم فوتبال به حبس محکوم شده است.
فارغ از آنکه دقیقا چه بر سر قربانی حادثه گذشته است، موضع گیری مجاهدین خلق در این مورد بسیار قابل بحث است همانطور که موضع گیری آن ها درباره دختران معترض به حجاب اجباری بسیار متناقض است.

سران تشکیلات مجاهدین خلق در صورتی می تواند داعیه دفاع از حقوق زنان داشته باشند که خود سوابق افتخار آفرینی در احترام به حقوق زن داشته باشند درحالیکه سوابق این تشکیلات فرقه ای سرشار از موارد نقض حقوق بشر و به ویژه زنان است. تنها و تنها یک عکس از جمعیت زنان ساکن در پایگاه های مجاهدین خلق کافی است که متوجه شویم موضع گیری این تشکیلات درباره حجاب اجباری بسیار عجیب است.
علاوه بر آن در خاطرات و مصاحبه ها و مستند های گوناگون از زنان عضو مجاهدین خلق به سادگی در می یابیم که در درون این تشکیلات نه تنها حجاب برای زنان اجباری است بلکه اندکی اهمال در حفظ حجاب منجر به برخورد های شدید و مجازات های جسمی و روحی بسیار می شود.
در خصوص نقض دیگر حقوق زنان، پرونده مجاهدین خلق همچنان تاریک است. شاید به سادگی نتوان شمار دقیقی از زنان و دخترانی که تحت فشار های جسمی و روحی شدید در این فرقه دست به خودکشی یا خود سوزی زدند را بدست آورد. اما دست کم نام چندین زن بارها در شواهدی که از جداشده ها بدست آمده است، ذکر شده است. نام هایی چون مینو فتحعلی، مهری موسوی، آلان محمدی، مرجان اکبری وزهرا نوری بارها عنوان شده است.
اساسا مشکلات روحی و روانی اعضا در فرقه رجوی معضلی است که از سه دهه پیش یعنی پس از شدت گرفتن فشار های فرقه ای، وجود داشته است. در تشکیلات مجاهدین خلق پدیده خودکشی محدود به زنان نیست.کامران بیاتی، کریم پدرام، ولی الله فیض مهدوی، شمس الله محمدی، احمد رازانی و چندین تن دیگر در فهرست مردانی هستند که در درون قرارگاه های مجاهدین خلق دست به خود کشی زده اند.
اما همه این موارد در یک سو قرار می گیرند و موارد خودسوزی فرمایشی در سوی دیگر پدیده نقض حقوق بشر در فرقه رجوی هستند. نام ندا حسنی و صدیقه مجاوری یادآور نمونه های بسیاری است که در راه به اصطلاح مبارزه تشکیلاتی مجاهدین خلق جان خود را گرفتند. خودسوزی های فرمایشی پس از دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه در سال 2003 هرگز از حافظه تاریخ پاک نمی شود. ندا (دختری جوان) و صدیقه (که مادر پسر بچه ای نوجوان بود) و چندین تن دیگر از اعضای مجاهدین خلق تحت تعلیمات و تبلیغات مجاهدین خلق در مقابل چشم شهروندان اروپایی خود را به آتش کشیدند. ندا و صدیقه کشته شدند و آن چند نفر دیگر برای ابد معلول و از کار افتاده شدند.
اکنون در رسانه های تبلیغاتی مجاهدین خلق از ندا حسنی با عنوان «مشعل فروزان آزادی» یاد می شود و هرگز گفته نمی شود که چگونه دختری 25 ساله قانع شد که جان خود را به آتش بکشد.
مزدا پارسی