ایران دیدبان
موضوع فعالیتهای هسته ای ایران از نظر رجوی فرصت بی مثل و مانندی بود که حداقل دست آورد آن برای مجاهدین، درگرفتن جنگی تمام عیار علیه ایران و سرنگون شدن نظام حاکم بود. چشم انداز حداکثری اش هم این بود که قدرت سیاسی در سینی طلا به مجاهدین تقدیم خواهد شد، چرا که قباله افشای آن به نام آنها خورده است!
اما رویکرد فعلی مجاهدین در این باره، نشانگر بی رغبتی آنان به طرح این مسئله و به راه انداختن تبلیغات راجع به داشتن اهداف نظامی و تسلیحاتی ایران از فعالیتهای هسته ای است. در حالی که برخلاف ده سال گذشته که بقایای رجوی در آستانه مذاکرات نمایندگان آژانس با ایران و نشست شورای حکام، یک حرکت نمایشی در این باره انجام می دادند، این بار و با وجود آن که طرفهای درگیر در این پرونده از مذاکرات ابراز رضایت کرده اند و نشانه هایی برای حل مسائل باقی مانده در این رابطه به چشم می خورد، هیچ واکنشی نشان ندادند!
هم ارزیابی رفتار گذشته مجاهدین که علل علاقه آنان به این موضوع را نشان می دهد و حاکی از این حقیقت است که در مقاطع پیشین زمینه ای برای بحران آفرینی می دیدند و به امید تشدید بحران و یا برای مطرح کردن خود، به جنجال آفرینی دست می زدند و هم سکوت آنان در مقطع فعلی، با توجه به ادعاهای گذشته شان و به ویژه انتشار اخباری که منعکس کننده تصمیمات دولتمردان آمریکا برای استفاده از همین پرونده برای انجام مذاکرات مستقیم با ایران است، از نقش آفرینی این گروه در جنجال هسته ای رمزگشایی می کند و نشان می دهد که دخالت، تلاش و سرمایه گذاری ده ساله آنان در این موضوع، اساساً و از ریشه فرمایشی بوده، به دستور برنامه ریزان بحران صورت گرفته است و گرنه در حالی که بقایای رجوی، با تمام توان برای جنگ افروزی تلاش می کنند، سکوت آنها چه معنای دیگری دارد؟
اگرچه گزینه نقش آفرینی مجاهدین به در پازل هسته ای به دستور بحران آفرینان و نقشه اسراییل، کاملاً محرز بوده و مدارک متعددی در این رابطه وجود دارد، اما یک نکته دیگر را نیز بایستی به علل سکوت فعلی آنان افزود؛ این که، تمام آنچه بقایای رجوی به عنوان اطلاعات در پرونده هسته ای افشا کردند از اساس دروغ بود و هیچ نهاد معتبر و تحقیقات مستقلی، آن اطلاعات که منشایی اسراییلی داشت را تأیید نکرد و اکنون هیچ وجاهتی حتی برای باند بی آبروی رجوی برای دفاع و دوباره مطرح ساختن آن جعلیات باقی نمانده است.
واقعیت دیگر آن است که رهبری گروه ضدایرانی رجوی، نه تنها در ارائه اطلاعات جعلی و دروغ راجع به فعالیتهای هسته ای ایران شکست خورد، بلکه یک شکست سنگین ایدئولوژیکی نیز دریافت داشت، رجوی که براساس ذائقه غربی ها و جریان رسانه ای ضدایران، افسانه ای به نام تلاش برای دست یابی ایران برای بقا و حفظ نظام را تولید کرده بود، به هیچ وجه نتوانست سیاستمداران و کارشناسان را در پذیرش آن مجاب سازد و پروژه ایران هراسی اش نیز مانند ارتش آزادیبخشش به گل نشست!
به همین دلیل است که بقایای سرگردان رجوی، در حالی که آمریکا – بزرگترین مدعی فعالیتهای هسته ای ایران به سمت مذاکره با ایران می رود – با پیش کشیدن بحث پرونده حقوق بشرایران و پیشنهاد فرستادن آن به شورای امنیت، تلاش می کنند که شکست و بی آبرویی درپرونده هسته ای را جبران کنند و زمینه دیگری برای تبلیغات جنگ طلبانه خود فراهم آورند، هرچند که چاشنی تهوع آور به رسمیت شناخته شدن شورای ملی مقاومت را نیز به آن الحاق کنند!