دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱ - - ناصر -
کانون وبلاگ نویسان مستقل ایرانی، هفدهم فوریه 2013http://www.cibloggers.com/?p=3776
با درود به شما فعالین سیاسی ,
کنشگران اجتماعی , اساتید دانشگاه ومدافعان حقوق بشر که حمله جنایتکارانه
به لیبرتی کمپ محل استقرار دوستان اسیرم را محکوم کردید و از دولت عراق
خواستید که همه تلاش خود را برای جلوگیری از تکرار بکار بندد , هر جنایتی
علیه هر انسانی محکوم و مذموم است , با همه احترام به شما عزیزان که با
بسیاری از نامهایتان بسا خاطره دارم و از تک تکتان در دنیای مجازی بسیار
آموخته ام , اما باید گله کنم که انتظارم از شناخت شما و درک و روشنفکریتان
بیش از این بود که به این کوتاه بسنده کنید و بیش از این است که به این
مختصر بنده التفات نکنید .
انتظار شاید این بود که برای زندگان هم دل میسوزاندید , شاید عدالت این باشد که حلوا را نه برای مردگان که برای زندگان گرسنه میپختید, اسیرانی که هم ممکن است بار دیگر یکباره طعمه موشک و خمپاره شوند و یا ذره ذره از رنج های زندگی فرقه ای و تشکیلاتی تلف شوند , شاید تلاشی برای خروج این عزیزان از عراق حتی اگر در حد درخواست از سازمان ملل , نهادهای بین المللی و سازمان مجاهدین , بسیار انسانی تر به نظر برسد , و یا لااقل درخواست مداوای زخمی ها چرا که سازمان مجاهیدن از انتقال زخمی ها بخصوص آنها که از لحاظ تشکیلاتی حلقه ضعیف محسوب میشوند به خارج از پایگاه جلوگیری میکند تا مبادا درخواست جدایی از سازمان را بدهند , نگاه داشتن آنها ممکن است باعث از بین رفتن جان هر کدام از آنها بشود؛ البته سازمان مجاهیدن فکر میکند با این کار یا امکانات پزشکی از عراقیها میگیرد و پایگاه ترانزیتش مقداری تثبیت تر میشود و یا آن زخمی ها شهید میشوند و افتخاراتش زیاد تر خواهد شد که هر دو برایش خیر است .
از شما انتظار میرفت با این تاخیر در صدور اطلاعیه و با این تعداد صد و نوزده نفره حد اقل با کسانی از مجاهدین , دولت عراق و جداشدگان از این سازمان صحبت میکردید تا اطلاعیه ای بیشتر از یک تسلیت صادر میکردید و دل ایرانیان به مدافعان حقوق بشر و کنشگران گرم میشد , گرچه هنوز هم دیر نیست و من و دوستانم حتی برخی از دوستان که از مجاهدین گریخته و در پناه دولت عراق هستند نگفته های زیادی از زندگی در لیبرتی برای شما دارند .
با امید موفقیت و سلامت شما عزیزان و با احترام بهزاد علیشاهی
انتظار شاید این بود که برای زندگان هم دل میسوزاندید , شاید عدالت این باشد که حلوا را نه برای مردگان که برای زندگان گرسنه میپختید, اسیرانی که هم ممکن است بار دیگر یکباره طعمه موشک و خمپاره شوند و یا ذره ذره از رنج های زندگی فرقه ای و تشکیلاتی تلف شوند , شاید تلاشی برای خروج این عزیزان از عراق حتی اگر در حد درخواست از سازمان ملل , نهادهای بین المللی و سازمان مجاهدین , بسیار انسانی تر به نظر برسد , و یا لااقل درخواست مداوای زخمی ها چرا که سازمان مجاهیدن از انتقال زخمی ها بخصوص آنها که از لحاظ تشکیلاتی حلقه ضعیف محسوب میشوند به خارج از پایگاه جلوگیری میکند تا مبادا درخواست جدایی از سازمان را بدهند , نگاه داشتن آنها ممکن است باعث از بین رفتن جان هر کدام از آنها بشود؛ البته سازمان مجاهیدن فکر میکند با این کار یا امکانات پزشکی از عراقیها میگیرد و پایگاه ترانزیتش مقداری تثبیت تر میشود و یا آن زخمی ها شهید میشوند و افتخاراتش زیاد تر خواهد شد که هر دو برایش خیر است .
از شما انتظار میرفت با این تاخیر در صدور اطلاعیه و با این تعداد صد و نوزده نفره حد اقل با کسانی از مجاهدین , دولت عراق و جداشدگان از این سازمان صحبت میکردید تا اطلاعیه ای بیشتر از یک تسلیت صادر میکردید و دل ایرانیان به مدافعان حقوق بشر و کنشگران گرم میشد , گرچه هنوز هم دیر نیست و من و دوستانم حتی برخی از دوستان که از مجاهدین گریخته و در پناه دولت عراق هستند نگفته های زیادی از زندگی در لیبرتی برای شما دارند .
با امید موفقیت و سلامت شما عزیزان و با احترام بهزاد علیشاهی