شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ - - ناصر -
شکست تلاش محافظکاران نوین در جهت متلاشی کردن یک سازمان ضد جنگ آمریکائی
ام. جی. روزنبرگ
۵ مه ۲۰۱۳
ستیز
بر سر جنگ با ایران چند جبهه ی مختلف دارد. داخل واشینگتون، خط نبرد میان
دو گروه است، از یک طرف ائتلاف یا اتحادیه ی متشکل از گروهای صلح و امنیتی
کوچک، حامی عدم اشاعه سلاح های هسته ای و گروهای ضد جنگ که طرفدار یافتن
راه حلی مناسب در بن بست (روابط با) ایران، و دیگری ماشین جنگ خواه با
پشتوانه مالی زیاد، متشکل از سازمان های محافظه کاران نوین که بر این
باورند که جنگ باید سالیان پیش آغاز میشد.
سازمان
مرکزی در جبه ائتلاف ضد جنگ، شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایک) است،
بزرگترین سازمان مردمی آمریکائی های ایرانی تبار. نایک پیشرو در مخالفت با
جنگ، طرفداری از دیپلماسی و مخالفت با تحریم های گسترده ای که تنها به مردم
ایران صدمه میزند. و این سازمان هم زمان با این تلاش ها تهران را برای
سابقه ناگوار حقوق بشرش سرزنش کرده و می کند.
با
دسترسی به کاخ سفید، وزارت امور خارجه، و رسانه ها، نایک بیشتر و بیشتر
برای گروه جنگ طلبان مشکل ساز شده است، تا حدی که یکی از اصلی ترین هدف
حملات آنان مبدل شده است.
سر
دمدار حملات، سید حسن داعی الاسلام, در یک ایمیل داخلی چنین بیان کرد “از
بین بردن” نایک و رئیس آن “بخشی جدایی ناپذیر در مقابله با سیاست پرزیدنت
اوباما و هیلاری کلینتون (وزیر سابق امور خارجه) است”. به عبارت دیگر، از
بین بردن نایک برابر است با از بین بردن سیاست دولت در جلوگیری از جنگ.
داعی
الاسلام تبلیغات گسترده افترا آمیز و متهم کردن نایک به لابی گری برای
جمهوری اسلامی ایران بوده و می باشد- اتهامی مضحک با توجه به حمایت بدون
ابهام نایک از جنبش طرفداران دموکراسی در ایران، اما ادعایی که اثبات صحت
آن سازمان را به طور کامل نابود خواهد کرد.
نایک، در واکنش به این امر و در مقابله، در جواب داعی الاسلام را با اتهام افترا به دادگاه فراخواند.
بدون
شک نایک از این امر آگاه بود که شکایت کردن و به دادگاه کشیدن داعی الاسلام
شروع نبردی مانند نبرد داوود و جالوت (و یا گزشتن از هفت خان رستم رد شدن
خواهد بود)،در پرونده ی شکایت از افترا قوانین ایالات متحده بر علیه شاکی
است.
در
این مقابله اما واقعیت امر و نتیجه حاصل تلخ تر از این بود. علاوه بر
قوانین ضد شاکی در آمریکا و ضعف ملی سازمان نایک در مقایسه با رقیب قابل
توجه بود. محافظکاران نوین تصمیم بر وارد کردن ضربه ای کاری و از بین بردن
نیروهای ضد جنگ داشتند. در واقع، دانیل پایپس (Daniel Pipes)، بنیه مالی
بسیار خوب و بعنوان فعال ضد مسلمان، طرفدار جنگ، و ضد اوباما، از استفاده
از بازوی حقوقی سازمان خود (انجمن خاور میانه) قدم به پشتیبانی از داعی
الاسلام گذاشت. پایپس یک تیم حقوقی درجه یک از ششمین بزرگترین دفتر وکالت
جهان، با رهبری وکیل سابق کاخ سفید (درزمان جورج بوش) بردفورد برنسون
(Bradford Berenson) را برای دفاع از داعی الاسلام استخدام کرد.
در
ابتدا ادعای داعی الاسلام در دادگاه بر حقیقت اظهارات خود بود و اینکه نایک
باید مجبور به رو کردن اسناد و مدارک خود شود تا صحت ادعای ایشان در کنترل
تهران بر امور نایک ارزیابی گردد. نایک همکاری کرد تیم حقوقی وابسته به
داعی الاسلام جست و جوی خود را در هزاران ایمیل، اسناد و مدارک، و
روزشمارهای نایک بطور وسیع انجام داد.
با
این وجود، ذره ای از شواهد در جهت تایید از ادعای واهی داعی الاسلام یافت
نشد و جست و جو با سر خوردگی تیم ایشان به اتمام رسید. در عوض این اسناد یک
حقیقت بسیار ساده را نشان داد: نایک یک سازمان مردمی مستقل وتحت حمایت
جامعه آمریکایی های ایرانی تبار است، و در جهت همکاری با تمامی احزاب
مناقشه از جمله دولت های ایالات متحده، ایران، و اسراییل تلاش می کند.
بعلت
عدم اثبات اتهام وارده، داعی الاسلام از ادعای خویش که نایک لابی جمهوری
اسلامی است عقب نشینی کرد. این برای نایک پیروزی بزرگی به حساب میامد و اگر
مرافعه دادگاهی درکشور دیگری مطرح شده بود ، نتیجه بر شکست داعی الاسلام و
پیروزی کامل نایک گرفته می بود.
اما
در ایالات متحده شاکیان (در این مورد نایک) باید یک قدم فراتر رفته و نه
تنها خدشه دار شدن نام خود را باید اثبات برسانند، بلکه شاکیان همچنین باید
کینه توزانه بودن عملکرد طرف مقابل را هم به اثبات می رساند. پس نایک باید
ثابت میکرد که داعی الاسلام میدانست که دروغ میگوید، امر بسیار مشکلی که
تحت شرایط موجود برای و متقاعد کردن قاضی بسیار محافظه کار و منصوب بوش ،
جان بیتس (John Bates)، — همان قاضی که در پرونده ی والری پلیم (Valerie
Plame) از جرایم دیک چینی (Dick Cheney) چشم پوشی کرده بود و او را از
مخمصه نجات داده بود– که داعی الاسلام کینه توزانه عمل کرده احتمالا امکان
ناپذیر بود.
نایک
موفق به این کار نشد و قاضی در نتیجه بخشی از هزینه های “تحقیق و اکتشاف” (
۱۸۴،۰۰۰$) را از داعی الاسلام به نایک انتقال داد. اما این تنها پیروزی
داعی الاسلام بود.
در
این روند نه تنها ادعای این که نایک لابی خارجی است در هم شکسته است بلکه
دانیل پایپس و محافظه کاران نوین هزینه ی بسیار بیشتر از ۱۸۴،۰۰۰$ خرج تلاش
های خویش برای نابودی نایک کردند. آن ها امیدوار بودند که قسمتی بزرگتر از
از این خرج را بردوش نایک بگذارند تا از طریق بیشتر کردن خزانه سازمان، آن
را از پای بیندازند.
اگرچه
نایک موفق به حذف هنگفت ترین قلم درخواستی در تومار اهداف داعی الاسلام
شد، اما نایک به جا ماند و یک قبض ۱۸۴،۰۰۰$، مبلغی که اکنون درمرحله
استیناف است. بطور خلاصه،حمله ی داعی الاسلام نتجیه معکوس داد و ظاهرا
ایشان (یا پایپس) را در چاله نشاند. در واقع، در هفته ی گذشته در حین یک
مصاحبه ی تلفنی مطبوعاتی داعی الاسلام از خبرنگاران برای تامین مخارج
درخواست کمک مالی کرد!
بنابراین
در پایان این روند پنج ساله، هیچ مدرکی برای اثبات این اتهام که نایک لابی
گری برای رژیم ایران بود پیدا نشد؛ هدف “از بین بردن نایک” به طور کامل
شکست خورده این سازمان همچنان به عنوان یکی از برجسته ترین صداها در سیاست
ایران در واشنگتن مطرح است؛ و اکثریت هزنیه ی تحقیق و اکتشاف برای متهم و
حامیان محافظکاران نوین او باقی مانده است.
یک
روز نه چندان خوب برای لابی طرفداران جنگ، اما روزی بسیار خوب برای
آمریکایی ها که از ایده درگیر شدن درسومین جنگ در خاور میانه -با وجود
درگیری در عراق و همزمان با حضورفعال سربازان ما در افغانستان – کاملا
هولناک بنظر میرسد.
—
ام.
جی. روزنبرگ خبرنگار ویژه ‘واشنگتون سپکتیتور ‘(Washington Spectator)
میباشد. او ۱۵ سال به عنوان یک دستیار سنا و مجلس نمایندگان به مشغول به
کار بوده و اخیرا برای “میدیا مترز فرآمریکا” (Media Matters For America)
به عنوان پژوهشگر سیاست خارجی کار میکرد. در اوایل کار سردبیر خبرنامه
سازمان ای پک (AIPAC)،”نیر ایست ریپورت” (Near East Report) بود. از
۲۰۰۹-۱۹۸۸، او مدیر سیاست در اسرائیل پالیسی فروم (Israel Policy Forum)
بود.
-
همچنین:
حامد
صرافپور، فریاد آزادی، پاریس، پنجم ژوئیه ۲۰۱۱: … حسن داعی الاسلام نماینده
و کارگزار آقای رجوی در آریزونای آمریکا، در برنامه تفسیر خبر جمشید
چالنگی با سخنانی که ناشی از سوزش شدید ایشان بخاطر عدم حمایت مردم از فرقۀ
رجوی بود، ضمن توهین مکرر به جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران، چندین بار
این جنبش را به عمد «جنبش زرد» لقب داد و رهبران نمادین جنبش سبز را به
سازش و خیانت و وادادگی و بی جربزگی متهم نمود. آنچه در سخنان حسن داعی
بشدت خنده دار بود اینکه وی دوهفته پس از برگزاری گردهمایی مریم قجرعضدانلو
در حاشیه پاریس، فراموش کرده بود آنکس که جنبش «زرد» را رهبری می کند کسی
جز خانم عضدانلو نیست! فیلمها و عکسهای مربوط به این گردهمایی که از اساس
بر رنگ زرد بنا شده است … …
-
میترا
یوسفی، سوئد، پنجم نوامبر ۲۰۰۹:… باری اعلام برنامه خبرپراکنی بی اعتبار
رادیو اسراییل، سخن ازحضور یکی از ایادی معلوم الحال رجوی، « حسن داعی
الاسلام »! داد که مدتهاست به عادت معهود منافقی ودر تغییر زننده و
محیرالعقول فوق ۱۸۰ درجه یی، فرصت طلبانه از واژه ی « اسلام » در نام
فامیلش فاکتور گرفته و تحت اسم « داعی»، ظاهر می شود … …
-
حامد
صرافپور، ایران باستان، پاریس، هفتم اکتبر ۲۰۰۹:… به نظر می رسد که مسئولین
این فرقه یا همچنان در غار اصحاب کهف رهبرشان خفته اند و یا به حدی اوضاع
متشنجی دارند که نمی دانند مردم ایران آن مردم دهها سال قبل نیستند که
سخنان بی پایه و اساس اینان را به راحتی بپذیرند و سوآلی به ذهنشان نزند.
اما روز شنبه ۳ نوامبر دم خروس این بازیهای سیاسی از دهان آقای حسن داعی
الاسلام سخنگو و تحلیل گر سیاسی فرقۀ رجوی در آمریکا بیرون زد و ایشان در
حالتی عصبی و بهم ریخته اعلام نمود که این عکسها را از گوگل بیرون کشیده
اند! … …
-
شبنم
سهندی، خبرنامه گویا، بیست و ششم اوت ۲۰۰۷:…«صدای آمریکا» در نظر داشت که
در روز ۷ جولای بار دیگر برنامهای با حضور داعی الاسلام پخش کند. وکیل
«نایاک» با ارسال نامهای در تاریخ ۵ جولای، این اقدام را «نشانه آشکار و
متقاعد کننده خباثت و بی توجهی به حقیقت» نامید و این موسسه را از اقدامات
قانونی و حقوقی خود مطلع ساخت. فردای آن روز، موسسه «صدای آمریکا» از تصمیم
خود مبنی بر لغو پخش این برنامه خبر داد……