همه می دانند که نامه ی صادرشده به نام شورای ملی مقاومت در پاسخ به نامه سرگشاده ایرج مصداقی به رجوی، کارشورایی ها نبوده و توسط ابریشمچی و محدثین و مریم رجوی تنظیم شده است؛ ضمناً مجاهدین برخلاف مسائل دیگر قصد دادن اجازه به شورایی ها برای ورود به این مسئله را ندارند.
شورایی ها پس از پیام مریم رجوی در باره انتخابات دست به قلم شده اند تا به فرموده در باره شقه و شکاف درونی نظام جمهوری اسلامی بنویسند، بدون آن که به نامه سرگشاده و پیغام و پسغام انتخاباتی رجوی که برای عبور از آن نامه سرگشاده بود، اشارهای بکنند.
واقعیت آن است که شوراییها به شدت مسئله دارند، هم در باره مفاد آن نامه سرگشاده که کم و بیش خودشان هم به آن واقفند و اعتراف دارند و هم از پیغام و پسغام انتخاباتی رجوی !
اما چرا آنان با این غلظت سکوت کرده و حکم رفقای مجاهدشان را در باره وارد نشدن به موضوع نامه سرگشاده را با جان و دل پذیرفته اند؟
ممکن است اگر از آنها در باره علت سکوت در این موضوع پرسیده شود، ادعا کنند که این یک مسئله درونی مجاهدین است و خودشان می دانند که چه پاسخی به آن بدهند!!
اما از نظر نباید دورداشت که آنان همان افرادی هستند که ” ماده واحده ” بایکوت رسانه ها را در دفاع از مجاهدین امضا کردند و در باره کوچکترین خواسته های رجوی در عراق مثل رفتن از این اردوگاه به آن اردوگاه و … دست به قلم می شوند و اکنون نیز همسو و هم خط با باندرجوی در باره انتخابات می نویسند.
با این وجود نباید به روی خودشان بیاورند، انگار نه انگار که چنین نامه ای نگاشته شده است و تنها در صورت اجبار و به جهت سرپوش گذاشتن بر اجازه نداشتن برای ورود به این موضوع، خواهند گفت که در بیانیه شورا نظرشان را داده و لازم نمی بینند که به جزئیات این بحث وارد شوند.
در حالی که علت اصلی سکوت شوراییها آن است که آنها نیز هم قبل از آن که مواجب بگیر رجوی باشند، اسیر اویند و از قضا اسیرتر از گروگانهای اشرف و لیبرتی؛ که هیچ اختیاری از خود ندارند.
این مضحکه و خیمه شب بازی که رجوی به اسم مقاومت به راه انداخته است، به همان میزان که به یونیفرم پوشان مستقر در اردوگاه های عراق نیازمند است، به عده ای مطیع و گوش به فرمان با لباس شخصی در اروپا نیازمند است که شورایی معرفی شوند و رجوی بتواند با آنها پز فراگیر بودن بدهد!
واقعیت آن است که آن افرادی که به نام شورایی ها خوانده می شوند، سالهاست که همدست جنایتهای رجوی و شریک وی در سرکوب نیروهای محصور در تشکیلات و تجاوز به زنان و دختران و آواره کردن صدها زن و کودک در خارج هستند و اکنون نیز سکوت منفعت طلبانه آنها چیزی جز تلاش برای حفظ ارباب دست و دل بازشان نیست!