واكنش هراس آلود پس از يك شوك بزرگ
بالاخره «شوراي ملي مقاومت» در مورد استعفا و جدايي آقايان كريم قصيم و محمدرضا روحاني، واكنش نشان داد. پس از چند روز كه سراسر دستگاه تبليغاتي و سياسي، مجاهدين در يك شوك عجيب به سر مي برد بالاخره امروز اطلاعيه اي صادر كردند و از قول شوراي به اصطلاح ملي مقاومت كه همه آن را ديگر اعضاي مجاهدين تشكيل ميدهند و قريب به اتفاق آنها در عراق به سر مي برند، با وضعيتي هراس آلود، دو عضو جدا شده را منتسب به رژيم كرده و نوشت: «سناريويي كه از نيمة ارديبهشت گذشته با عناصر نادم و تواب مانند مصداقي و يغمايي شروع شد و با استعفاي غيرمترقبة اين دو تن به مرحلة جديدي رسيد كه از چنگ انداختن بيش از پيش دشمن ضدبشري بر شوراي ملي مقاومت ايران به عنوان تنها جايگزين دموكراتيك پرده برمي دارد.»
در يك كلام مجاهدين با اين اطلاعيه كريم قصيم و محمد رضا روحاني را نيز به رژيم وصل كردند. اين البته در مورد مجاهدين كه تمامي مخالفان و اعضاي جدا شده خود و حتي منتقدان سياسي در خارج از كشور و همينطور راديوهاي فارسي زبان و نماينده سازمان ملل در عراق و سفير آلمان در عراق را به وزارت اطلاعات نسبت مي دهند، چىز بعيدي نيست.
اين حربه رجوي، شايد روزي كارساز بود. اما اكنون ديگر حربه اي پوسيده و از دور خارج محسوب مي شود. افتضاح رفتارهاي سياسي و تشكيلاتي رجوي آنقدر بالا گرفته كه اعضاي قديمي شورا و كساني كه يكي از اركان اصلي سياسي مجاهدين بودند، اكنون اعلام انشعاب مي كنند و راه خود را از رجوي جدا مي كنند.
نكته مهمي كه در اطلاعيه شورا آمده است در مورد اتهامي مبني بر عدم موضعگيري آقايان قصيم و روحاني نسبت به است. در اطلاعيه آمده است: « اين دو تن بايد طبق آئيننامة داخلي شورا پاسخگوي سكوت و اقدامات پيشين خود در ارتباط با نامه ايرج مصداقي و اسماعيل يغمايي مي بودند....» نتيجه اي كه مي شود از اين پاراگراف گرفت اين است كه:
اولا: پس پشت پرده از همه خواسته شده است كه عليه آقايان يغمايي و مصداقي موضعگيري كنند كه قصيم و روحاني اين كار را نكرده و مورد غضب قرار گرفته اند.
ثانيا: آنهايي هم كه موضعگيري نكرده اند هم پس بايستي نسبت نامه هاي آقايان يغمايي و مصداقي سمپاتي داشته باشند. از جمله منوچهر هزارخاني، مهدي سامع، پرويز خزائي. به اين ترتيب اگر در روزهاي آينده موضعگيري صريح و بي پرده اي بيرون نيايد نتيجه اي كه مي شود گرفت كه بحران شقه بسيار بسيار عميقتر از آن چيزي است كه دربيرون نمود دارد. اكنون سه عضو ياد شده تنها كساني هستند كه بطور سمبليك عضو غير مجاهد شورا مي باشند.
ثالثا: نامه آقاي مصدقي تماما به سياستهاي تشكيلاتي و ايدئولوژيك رجوي پرداخته بود، نامه آقاي يغمايي هم صرفا به مسائل تشكيلاتي سازمان و در مورد وضعيت سلامتي همسر سابقش اختصاص داشت. سئوال اين است مگر قرار است اعضاي شورا در مورد مسائل داخلي مجاهدين موضعگيري كنند؟
تمام حرف را اگر بخواهم در يك جمله خلاصه كنم، بايستي بگويم كه سازمان مجاهدين از يك بحران بزرگ و لاعلاج رنج مي برد و اين بحران به رأس آن كشيده شده است. واكنش شوراي ملي مقاومت به اين موضوع خود گوياي اين مطلب است. آنچه كه در انتظار اين تشكيلات پوسيده و مندرس ميباشد، فروپاشي محتوم است. اين البته نتيجه يك استراتژي و تاكتيك غلط و غير مسئولانه و عدم پاسخگويي رهبري سازمان نسبت به اشتباهات استراتژيك خود و پاي فشردن بر اشتباهات است.