در طول سالیانی که از تشکیلات فرقه ای مجاهدین جدا شده ایم هم من و هم دوستان دیگر از جو وفضای ایجاد شده در درون تشکیلات و آنچه در درون سازمان بر ما حاکم بوده و حتی امروز هم ادامه دارد پرده برداشته ایم و مرتب با حمله و هجوم سران فرقه روبرو بوده ایم، تمام تلاش ما افراد جدا شده از این فرقه خودپرست بر این بوده وهست تا هموطنان خود را با فرقه مجاهدین بخوبی آشنا کنیم تا مبادا در انتخاب سیاسی خود فریب شیرین زبانی سران فرقه را خورده و راه بیهوده ای را طی کنند که ما رفتیم اما به غیر از تباهی وپرپر شدن خیری برایمان نداشت، نه تنها برای ما بلکه برای کل مردم ایران.
مصاحبه آقای دکتر کریم قصیم را که با رها تی وی انجام داده بودند بدقت گوش دادم و توصیه می کنم کسانی که به سایت رها تی وی دسترسی دارند برای بهتر شناختن فرقه مجاهدین این مصاحبه را گوش دهند تا متوجه شوند که در این سالیان اعضای جدا شده از این فرقه در مورد سران مجاهدین و شورای دست ساز رجوی زیاد نگفته ایم بلکه کم.
نکات زیر مواردی از سخنان آقای دکتر کریم قصیم است که نکات مهمی است و در اصل تاکیدی است بر گفته های چند سال اخیر اعضای جدا شده و منتقد فرقه مجاهدین که برای بیان همین نکات همواره زیر بمباران تهمت های سران فرقه قرار داشته و داریم.
۱٫دبیرخانه شورا ملی مقاومت ارگان اجرائی مسئول شورا است:
آقای مسعود رجوی هم رهبری مجاهدین را در دست دارد و هم اینکه مسئول شورا است این بدان معناست که ایشان هر دو جریان را تمامآ قبضه کرده و در هر دو جریان هم حرف اول را میزند، یکی از همین دوستان شورائی مجاهد در درون اردوگاه اشرف روزی پس از جلسه شورا که در بغداد بود برایم تعریف می کرد که وقتی مسعود می خواهد طرحی را در شورا تصویب کند اگر کسی مخالف باشد ساعت ها حرف میزند تا طرف مقابل کلافه شود و کوتاه بیاید،همین کار را هم در تشکیلات با ما میکرد ، آنقدر حرف میزد تا آدم را کلافه کند و پس از خستگی کامل دستهایمان را برای فرار از نشست های تحمیلی بالا میبردیم، در جائی هم اگر کسی به یکی از بیانات رجوی انتقاد یا اعتراضی می کرد یا اینکه در بهترین شکل خودش را به آن راه میزد که متوجه نشده ابتدا با حملات شدید مسئولین سازمان در همان سالن روبرو میشد و سپس با حملات دیگران که توسط فرماندهان یکان هایشان تحریک می شدند و تا ماهها هم در نشست های یکان خود زیر تیغ انتقاد بود، و این یکی از شیوهای تحمیل بحث های رجوی از ابتدا بوده.
آقای قصیم میگوید:دبیرخانه شورا ملی مقاومت ارگان اجرائی مسئول شورا است از نظر اینجانب حرف کاملآ درست و واقعی است چرا که توضیحات بالا بیانگر همین حرف دکتر قصیم است یعنی اینکه هر حرفی را که رجوی گفت شورا بایستی بدون چون و چرا اجرا کند درست مانند درون تشکیلات با این تفاوت که به شورائی ها اگر انتقادی یا اعتراضی کنند حمله نمی شود، بایستی تاکید کرد که اینگونه تحمیلات در ارگانی که خود را اپوزیسیون قالب کرده با دمکراسی و آزادی سال نوری فاصله دارد.
البته آقای دکتر قصیم دیدگاه خود را تنها در باره شورا بیان نموده چر اکه از جو حاکم بر تشکیلات در اردوگاه اشرف کاملآ بی خبر بوده وآنچه را که بعنوان عضو ارشد شورا از درون تشکیلات مطلع شده تمامآ کذب بوده و برای سفید کاری به ایشان و دوستانشان از سوی سران سازمان گزارش شده به همین دلیل هم وقتی ایشان با رادیو بی بی سی و آقای فانی مصاحبه می کردند و از درون تشکیلات تعریف و تمجید بنده متوجه بودم که ایشان از درون تشکیلات مطلع نیستند، در همین رابطه به یک نمونه اشاره می کنم:
هر گاه که قرار بود اعضای شورا را برای دید و بازدید به اردوگاه اشرف بیاورند چند روز قبل تمام پرسنلی را که قرار بود اعضای شورا مهمان یکان شان باشند توجیه می کردند که درصحبت با اعضای شورا کاملآ مراقب باشند چرا که شورائی ها غریبه هستند و خارجه نشین، در واقع سران سازمان هیچ اعتمادی حتی به ارشدترین اعضای شورا که بعضآ از بدو تاسیس شورا با این جریان بودند نداشتند.
۲٫بسته بودن درهای شورا به روی ایرانیان و دعوت از خارجی ها در میتینگ ها:
براستی چرا سازمان مجاهدین بجای اینکه ایرانیان سرشناسی را که در کار سیاسی تخصص دارند و می توانند با حضور خود در صحنه سیاسی مسئله حل کنند سیاستمداران امریکائی از دور خارج شده را به میتینگ های خود راه میدهد و برای شرکت آنان در تجمعات خود متحمل خرج های میلیونی می شود؟
واقعیت این است که سازمان مجاهدین و در راس آنان رجوی کسی را به غیر از خودش در دنیای سیاسی قبول ندارد،گروه های سیاسی ایرانی هم به این مسئله واقف هستند و به همین دلیل که ایشان یعنی مسعود رجوی دارای یک خصلت خودخواهانه است گروه های دیگر سیاسی از همبستگی با او خوداری میکنند به این علت که تا که پای گروهی در شورا باز شود بایستی در وهله اول رهبری مادام العمر رجوی را بپذیرد این در حالی است که شاید در گروه های دیگر کسانی باشند که بتوانند به بهترین وجه کارها را به پیش ببرند اما کیش شخصیت ایشان این اجازه را به او نمی دهد تا زیردست باشد برای همین هم همسر خود را بعنوان ریئس جمهور بلاعوض و دائمی در راس امور قرار داده تا مبادا کس دیگری وارد گود شود، دعوت از سیاستمداران از دور خارج امریکائی هم تنها برای تبلیغ در برابر خارجی ها در دورانی است که ایران در گوشه رینگ قرار دارد وسازمان با این ترفند ها به دنبال کوبیدن میخ خود نزد غربی هاست.
۳٫مالکیت تلویزیون و نام گذاری فریبکارانه:
سیمای آزادی( تلویزیون ملی ایران) نامی است که برای فریب دادن افکار عمومی بکار می رود، همانطوریکه نام ارتش خود را ارتش آزادیبخش ( ملی ) نامگذاری کرده بودند تا با ملی خواندن آن اقشار مختلف را به سمت خود بکشانند، شخصآ در سال ۱۳۶۸ با فریب خوردن همین نام ارتش ملی راهی اردوگاه اشرف شدم اما تنها چیزی که در آن وجود نداشت محتوای همین کلمه بود، حتی در رابطه با نشریه ایران زمین هم که مدتی با این نام چاپ می شد رجوی مشکل داشت و شبی در یکی از نشستها اعلام کرد که از این پس چیزی به نام نشریه ایران زمین نداریم و بایستی از این پس با نام نشریه مجاهد چاپ شود، در واقع می بینیم که سران سازمان با همین کلمه هم مشکل دارند وتاب و تحمل نام ملی را هم روی رسانه های خود برنمی تابند،سیمای آزادی مجاهدین یک تلویزیونی است تنها برای بیان افکار عقب مانده فرقه، والا بقول آقای دکتر کریم قصیم چرا در تلویزیون خود که ادعای آزادی دارد ونام آزادی را هم یدک می کشد از ورزش زنان خبری نیست؟دراردوگاه اشرف هم همین بود در هنگام مسابقات جمعی مسابقات زنان در خفا انجام می شد که مبادا نامحرمی آنرا ببیند، اگر ادعای سازمان براساس واقعیت هاست و اگر تلویزیون آنان سیمای آزادی است پس چرا به غیر از خودی ها کس دیگری را در آن شرکت نمی دهند تا اگرشرکت کننده انتقادی هم داشته باشد در همان سیمای خودشان مطرح کند؟ در اصل اگر به آزادی و دمکراسی کوچکترین پایبندی داشتند از منتقدین و معترضین خود دعوت می کردنند تا باشرکت در تلویریون بقول خودشان ملی با هم مناظره کنند،اما ایهات که مجاهدین نه اهل این کار هستند و نه بوئی از دمکراسی و آزادی برده اند.
۴٫روش برخورد با اشتباهات:
از اولین روزی که وارد تشکیلات این فرقه شوید اولین آموزش به شما این است که اگر کسی به شما انتقاد کرد بایستی بپذیری حتی اگر انتقاد برحق و درست نباشد، در اصل منظور این است که اگر کسی اشتباهات شما را به شما گوشزد کرد نبایستی جارو جنجال کنی و بایستی قبول کنی چرا که شاید در آن زمان شما کاری نکرده باشی اما ممکن است در آینده چنین اشتباهی از شما رخ دهد یا شاید در گذشته این اشتباه را کرده باشی، من با محتوای این جریان مشکلی ندارم اما مشکل آنجاست هر گاه که شما یا هرکس دیگری در رابطه با سازمان یا سران آن انتقادی داشته باشد مورد حمله وحشیانه از سوی عده ای چماقدار قرار می گیرد و بایستی متحمل انبوهی توهین و تهمت های بی جا و بی مورد شود،به نظر من قبول اشتباهات از سوی سران سازمان آنقدر سخت و مشکل است که گوئی با بیان آن به حلقومشان زهر می ریزی.
نتیجه اینکه تمام تلاش رجوی در بیش از سه دهه این بوده که شورا و تشکیلات درونی سازمان را یکدست نماید تا همان جو خفقانی را که بر تشکیلات حاکم کرده بر شورا نیز حاکم نماید و از این راه بر شورا نیز تسلط مطلق داشته باشد و در این راه هم تا حدودی موفق بوده زیرا به بیان آقای قصیم تمام اطلاعیه های شورا را بایستی یا مسعود ویا مریم رجوی تایید کنند، این بیان کننده مالکیت مطلق رجوی ها بر شوراست یعنی رجوی از مسئول شورا بودن به مالک شورا تبدیل گشته و برای اعضای شورا این امر قابل قبول نیست واعضای شورا بایستی فکری به حال خود وآینده سیاسی خود نمایند.