بیش از یکسال پیش با شعله ور شدن قیام اجتماعی وعدالتخواهانه اقتصادی و سیاسی در کشور تونس ، حرکت بیداری توده های ستم زده دیگر کشور های عربی نیز آغاز گردید و بتدریج کشور های لیبی و مصر و یمن به این حرکت آگاهی بخش و رهایبخش پیوستند. اعتراضاتی که به واسطه شدت فشار اختناق در دهه های گذشته با پستی و بلندی های عجیبی مواجه بود. ولی آنچه در این میان حائز اهمیت ( است ) و می تواند مورد بررسی قرار گیرد نوع و محتوای مواجه گروه تروریستی مجاهدین در قبال این خیزش های اجتماعی و سیاسی است .

در دنیای مدرن و عصر تحولات دموکراتیک فرقه های ستیزه جویی همچون مجاهدین خلق و القاعده دچار فروپای خواهند شد
برای مثال سازمان ( مجاهدین خلق ) با احتیاط ده روزه در قبال مردم تونس با آوردن زیرنویس خبری معمولی برای تحولات تونس مطلب گذاری نمود. چرا که سازمان به جهت مواضع آنتاگونیستی خود در قبال مردم ایران از مدتها پیش حرکت مطلقا موازی و تایید کننده برای سران مرتجع و مستبد کشورهای منطقه و حتی افریقایی با حساسیت لازم را در رئوس برنامه های سیاسی خود اتخاذ نموده بود. شاید براحتی مواضع به اصطلاح انقلابی سازمان در ماههای اول انقلاب را در خصوص همین کشورها بیاد داشته باشیم که مرتبا نقش دایه مهربانتر از مادر را برای نهضت های آزادیبخش همان کشورها بازی می کردند. ولی حالا با یک موضع تند پادشاه عربستان علیه ایران نمی دانند با چه وصفی خود را در سایت های مجاهدین بگونه ای با صفت های کذایی و بی حاصل شادمان جلوه دهند. ضمن اینکه بهتر می دانند ذاتا چنین رژیم های مجعول و استبدادی به واسطه ترس تاریخی خودشان از بی ثباتی سلطه و حاکمیت خود هیچگاه برای آنان بهاء و ارزش سیاسی و حتی مزدوری قائل نخواهند شد.
حال لازم می بینم در این میان به گردش کارسیاسی سازمان در حول تحولات مصر بپردازم . بخاطر دوستان می آورم که چگونه سایت های وابسته به سازمان ابتدا در قبال فرایند سرنگونی حسنی مبارک بمدت زمان قابل ملاحظه سکوت پیشه نموده و سپس با وضعیتی تاخیر و پشت حرکت مردم مصر!!! روند سرنگونی مبارک را دنبال نمودند. با روی کار آمدن مرسی چه شور و وجدی را علنا بنمایش گذاشتند و تبریک و تهنیت هایی را به ایشان و مردم مصر ابراز کردند. علی الخصوص زمانیکه مرسی بحث حمایت پویا و فعالی را درقبال جنگ با دولت سوریه پیش کشید. ولی حال سران سازمان باز در یک تغییر بی هدف دیگری همپای عربستان و بعضی کشور های منطقه به کنارگذاشتن محمد مرسی و دستگیری وی و حتی کشتار ناعادلانه مردم مصر توسط کودتاگران نظامی در خیابانها و مساجد آن کشور پشت نموده و باز در یک موضع بغایت ارتجاعی دنبال دولت ناخوانده و دست نشانده کودتاگران راه افتاده اند و این در حالی است که شدت جنایات بحدی بوده که هم دولت اوباما و حتی شخصیت های طراز اول جمهوری خواه امریکا نیز چنین روند سرکوب و خشونت در مصر علیه مردم آن کشور را محکوم نموده اند. بنظر میرسد اقدامات فرمی و کلیشه ای سازمان فقط در راستای بهره برداری های آنی و بسیار کوتاه مدت از حوادث منطقه ای بوده و به وضعیت رقت بار موقعیت آنان دلالت دارد .

سران فرقه مجاهدین برای رسیدن به اهداف جاه طلبانه سیاسی به تروریست های القاعده و سلفی ها امید بسته و آن را ضامن پیروزی خود می پندارند! این طنز تاریخ است!