نیما میهن دوست ( عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق )
Thursday, August 29, 2013
همچنان مطالعه و بررسی نوشته های آقای ایرج مصداقی از سمپات های مشخص و برجسته مجاهدین را مشتاقانه ادامه می دهم . بعبارتی علیرغم مرزبندی های فکری و سیاسی جداشدگان با ایشان ، به هر صورت جسارت و ابهام زدایی و افشای انحطاط فکری ، سیاسی و اخلاقی و تشکیلاتی مجاهدین از سوی ایشان قابل توجه است . بقول خودشان سفیدی ها و سیاهی ها را به قلم آوردند تا صداقت را ریشه زندگی نوین خود سازند . آقای مصداقی خواستند علیرغم اینکه آسمان پرستاره فکر و روح شان را هم چنان داشته باشند ولی به وجدان آرام خود نیز ببالند . در این نوشتار می خواستم به موضوع با اهمیتی که انصافا آقای مصداقی آن را بیشتر مورد بررسی قرار داده اشاره نموده و ابراز نظر نمایم .
ایشان با ارائه فاکت های بسیاری ، بدهکار ندانستن و پاسخگو نبودن مجاهدین به مردم ایران را تاکید کرده اند. اینکه در قبال هر شارلاتان بازی از سوی تشکیلات ، هیچ احساس نیازی علی الخصوص برای شخص مسعود رجوی و مریم عضدانلو ایجاد نشده و نمی شود تا با نقد اصولی مواضع اشتباه خود همانند هر گروه ترقیخواه و دمکراتیک به نمایندگان سیاسی مردم ایران بیلان عملکرد خود را گزارش نمایند . یعنی رهبری سازمان اظهار نظر نماید که چگونه اعضای قدیمی اش بجای انسان طراز مکتب شدن ، به یک عنصر (و نه انسان) تحت نظام سرکوبگرایانه تبدیل شده اند. آنهاییکه حتی قواعد زندگی عادی را هم از یاد برده!!! و با تن دادن به پیچیده ترین نوع استثمار از نوع خون و عاطفه توسط رهبری سفاک مجاهدین به زندگی بی ثمر خویش بصورت حفظ ظاهر و بقول خودمان فرمی جلو رفتن در تشکیلات ، ادامه داده و همچنان دستمایه رجز خوانی های حیله گرایانه مریم رجوی در مجامع میشوند تا او بهتر بتواند عالیترین سوءاستفاده ها را از آنان کرده باشد. همانهایی که به سبب سازوکارهای ایدئولوژیک و فرقه ای مسعود رجوی، چه آگاهاهانه و یا نا آگاهانه وی را خدایگان خود می پندارند و تن می دهند که رهبری سازمان ، قیامت و معاد آنها را از کره خاکی و زمین و براساس نیات خود برپا دارد.
آقای مصداقی بخوبی فهمیده اند که سازمانیکه هم اکنون به مبارزات اینترنتی روی آورده و از مقر اورسورواز در محاورات کذایی در فضای مجازی به دغلکاری مشغول است نماینده واقعی مردم ایران نمی تواند باشد . تشکیل دهها گروه سیاسی جعلی و دروغین از مردم عراق در تایید حضور سازمان در خاک عراق و محکومیت کشته شدن اعضای سازمان در موشک پرانی ها به کمپ ترانزیت ویا گروهها و یکانهای عملیاتی ناپیدا در ایران ، شگردهای تازه فرقه مجاهدین خلق بحساب نمی آیند . جالب اینجاست که هر موقع پته سازمان برای چنین جعیاتی روشده بناگاه سازمان در یک فرار به جلو همانند ساخت کلیپ تظاهرات در گوشه ای از اشرف و جازدن آن بعنوان تظاهرات مردم مشهد (درسال ۱۳۸۸) ویا ساخته و پرداختن عناصر خیالی همچون مهری امیری بعنوان مسئول انجمن حقوق زنان ایران که عملا همان زنان اورسوروازی در شیفت های متوالی نقش او را در مصاحبه با رسانه ها بعهده داشته اند ، تلاش نموده است یا ردپاهای خود را در یوتیوب به زعم نبوغ های نداشته خود پاک نماید و یا تلاش نموده ادعا کند اصلااز کجا اعلام می کنید موضوع مرتبط با مجاهدین است !!!؟؟؟ می بینید فریبکاری تا کجا در تاروپود این دستگاه خیانت و رذالت ریشه دوانیده است. دستگاه فکری که اگر لازم ببیند اقدام به تطمیع یک کارگر از خدابیخبری نموده و با پرداخت هزینه اندک وی را وامیدارد در آشوب های سال ۸۸ عکس رهبری سازمان را بالا ببرد تا مگر عکسی جور شود و خواهران اینترنتی سازمان به مراد دل خودشان در اخذ ملات تبلیغاتی خودشان برسند و آن بنده خدای غیرسیاسی در فردای استنطاق بی جواب بماند و…… . میشود گفت تا زمانیکه استفاده ابزاری و سیاسی از این چنین گروههایی توسط ایالات متحده امریکا و یا حتی اروپا هست ، دل بستن به آزادی انسانهای دربند این فرقه کماکان سخت خواهد بود .