چند نکته در باره اطلاعیه شماره ۹۵ مجاهدین؛ باند رجوی در پی از بین بردن ۷ عضو مفقود شده اش
باند بی اعتبار رجوی، روز گذشته (۲۶ آبان ۹۲) با نگارش یک سناریوی پلیسی، مغشوش و متناقض با ادعاهای گذشته اش در باره ۷ تن از اعضای مفقود شده این گروه، به طرح دروغ های دیگری برای جلب توجه آمریکا در مورد وضعیت وخیم مجاهدین پرداخت. در این به ظاهر اطلاعیه که با عنوان «هشدار به مقامات آمریکایی و ملل متحد – ۶ مأمور نیروی قدس در بغداد و طرح آخوندها برای تحویل گرفتن گروگانها یا سر به نیست کردن آنها در عراق » انتشار یافته، چند نکته قابل توجه است:
۱- در ارتباط با وضعیت ۷ عضو مفقود الاثر مجاهدین، ۶ نفر از اعضای سپاه قدس به عراق آمده اند و با دولت این کشور وارد گفتگو شده اند، آن هم برای پرده پوشی و این باعث نگرانی مجاهدین شده است.
۲- ایران با عراق وارد معامله شده و «در انتظار موقعیت مناسبی است تا دولت عراق گروگانها را به این رژیم تحویل دهد، یا آنها را در عراق به قتل برساند یا در زیر شکنجه در هم بشکند.»
۳- یک «مقام ارشد دولت» آمریکا و نماینده وزارت خارجه در جلسه استماع زیرکمیته خاورمیانه کنگره در ۱۳نوامبر به سود مالکی، شهادت داده اند و اظهار داشتند که دولت عراق اطلاعی از این موضوع ندارد.
۴- از رئیس جمهور آمریکا میخواهد تا در این موضوع دخالت کند !
اما آنچه در باره این نکات به نظر می رسد، گفتنی باشد:
اینگونه خبرسازیها نشان می دهد که تمام ادعاها و اظهارات مجاهدین پس از مفقود شدن این افراد، در باره متهم ساختن ایران یک واکنش غریزی بوده که از قضا آن زمان هم مدعی بودند که متکی براطلاعاتی به دست آمده از درون رژیم است. در حالی که در این اطلاعیه از رایزنی، گفتگو و انجام معامله ایران با دولت عراق بر سر استرداد آنان سخن می گوید که اعترافی است صریح بر این که اولاً حتی از نظر مجاهدین نیز دولت عراق، دولتی است مستقل و دوماً ایران نقشی در حادثه ۱۰ شهریور نداشته است.
ظاهراً رهبری گروه تروریستی مجاهدین یا نمی داند که معامله چیست و یا می خواهد آنچنان ابعادی برای این معامله ترسیم کند که بعداً هر ادعایی در مورد سرنوشت این ۷ نفر را به این خبر مجعول و مغشوش مربوط سازد. در معامله خواست مشخص و معینی دنبال می شود مثلاً استرداد، این که هم زمان استرداد، اعدام و اعتراف گرفتن از آنها مد نظر باشد که دیگر معامله نمی شود. اما طرح مسئله از سوی رهبری مجاهدین این احتمال را تقویت می کند که آنان تمام شقوق محتمل برای این افراد را در نظر گرفته اند، این که آنان، اظهار ندامت کنند و مانند تمام جداشدگان رجوی را رسوا سازند، این که بخواهند به ایران بازگردند و یا این که قاتلانی را اجیر کرده باشد تا آنها را هرجا یافتند بکشند و در نهایت هم پای ایران را وسط بکشند و بگویند ما که از اول گفتیم کار ایران است!!!
اما این که مقامات آمریکایی زیر بار تبلیغات و دروغ پراکنی های مجاهدین نمی روند، هیچ جای شگفتی ندارد، زیرا ادعاهای مجاهدین بدون سند و شاهد معتبر صرفاً هذیان گویی مالیخولیایی است که نشانه پریشان حالی و وخامت اوضاع تشکیلاتی آنان است و دلیلی ندارد کسی را که نگاه کارشناسی به مسئله دارد تحت تأثیر قرار دهد و لذا طلبکاری بقایای رجوی، از آن همان باج خواهیهای معمول آنان است که البته هیچ وقت هم نتیجه ای برای آنان ندارد.
در مورد درخواست از رئیس جمهور ایالات متحده برای دخالت در این موضوع باید گفت، از آنجا که رجوی فکر می کند قطب عالم امکان است و مجاهدین در نوک پیکان تکامل قرار دارند، احتمالاً یکی از وظایف رئیس جمهور آمریکا را برعهده گرفتن رتق و فتق امور داخلی مجاهدین و پیداکردن افراد گمشده این گروه می داند؛ والّا که دلیلی وجود ندارد اوباما پاسخگوی زد و بندهای رجوی با نئوکانهای حاکم بر پنتاگون در دوران بوش باشد و به قول و قرارهای آنها عمل کند!