چند دهه فریب برای هیچ
مریم رجوی در اورسواز مشغول زندگی مرفه است، با دستور و مجاب سازی نیروها، اعتصاب غذا را هدایت می کند. از آن طرف آرایش و لباس آنچنانی، سفره های رنگین با منوهای مختلف و تورهای سیاحتی در فرانسه و کشورهای دیگر را برنامه ریزی می کند…
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی رجویسم ، زن خوانده فرقه (مریم رجوی) که در غیاب و فرار مسعود، پدر خوانده فرقه در پاریس در حالی که در بهترین جا و با آب و هوای مناسب مثل گذشته، به خوش گذرانی و عیش و نوش مشغول است، هر آنچه توانسته بر سر اعضا بیچاره آورده از کشتن نیروها، فشار روانی و مغزشویی در لیبرتی تا جدایی از خانواده و سنگ انداختن در مسیر تعیین تکلیف نیروها، بخشی از اقدامات ضد انسانی سرکردگان فرقه بعد از سقوط صدام، پدر خوانده رجوی می باشد. آنها برای فروش اموال اشرف بعد از بسته شدن قلعه الموت (اشرف) نیروها را مشغول خود کرده و به عاریه گذاشته اند و از سوی دیگر به سازمان ملل جهت فشار به دولت عراق برای به اصطلاح آزاد کردن فروش وسایل اشرف پیشنهاد رشوه می دهند. اموالی که به ملت عراق تعلق دارد اما رجوی برای پرکردن جیب خود در زمانه ای که دیگر دیکتاتور عراق، صدام بالای سر او نیست چنگ روی آن انداخته تا بتواند در روزگار دربدری به خیال خود از پول فروش آنها روزگار بی شرفی خود را بگذراند. رجوی که همه اعضا را مطیع و رام شده خود می پندارد در هنگامه شکست و آوارگی با بسته شدن پادگان اشرف، همه اعضا را به اعتصاب غذا مجبور کرده است. او در سال های گذشته که چند روزی به علت پولشویی و جعل و پرونده های دیگر در بازداشت پلیس فرانسه بود، آنقدر آه و فغان سر داد که فکر می کرد همه جن و انس باید به حال او گریه کنند. شرایط زندان را در اروپا که مسعود هتل چند ستاره نسبت به زندان های دیگر کشورها بیان می کرد، به یک باره سیاه چال و … بیان کرد. برای همین چند روز که نتوانسته بود کیش شخصیت خود را در جمع پیرامون فرقه ارضا کند، با غلوی بی شمار و مظلوم نشان دادن خود، موجب شد تعدادی از اعضا فرقه به خودسوزی در فرانسه مبادرت کنند. صحنه هایی که مردم و رسانه های فرانسه را به تعجب واداشت و وحشت و هراس از این فرقه را دامن زد.
اکنون که مریم رجوی در اورسواز مشغول زندگی مرفه است، با دستور و مجاب سازی نیروها، اعتصاب غذا را هدایت می کند. از آن طرف آرایش و لباس آنچنانی، سفره های رنگین با منوهای مختلف و تورهای سیاحتی در فرانسه و کشورهای دیگر را برنامه ریزی می کند. او اعضایی که در نیرنگ و دروغ بسر برده و می برند را برای هیچ در پایگاه موقت لیبرتی در عراق محصور نموده است. قتلگاهی که تاکنون جان بسیاری از اعضا را گرفته است. مردم عراق که دل خوشی از این فرقه ندارند را ناچار به استیفای خون عزیزانشان کرده است. حال باید پرسید آن طومارها و حمایت های به اصطلاح مردم عراق که روزانه منتشر می شد کجا رفته است؟! پشتیبانی اشغالگران جدید که مسعود رجوی آنها را صاحبخانه جدید خطاب می کرد، کجاست؟! کمسیون های مختلف همکاری با اربابان با مضامین مختلف و البته جاسوسی برای آمریکا، رفت و آمدهای زنان شورای رهبری رجوی با شکل های ظاهری نامناسب و مناسب در پایگاه های آمریکا در عراق مانند، آناکاندا، تیف و … چه شد؟!
واقعیت این است که رجوی تنها به فکر ارضا شخصیت و نقش کاریزماتیک خودش است و نه جان و نوامیس اعضا. در این صورت او خواهان اسکان دسته جمعی در یک کشور دیگر نمی شد و تاوان اعمال خود را می داد. کلید نجات فرقه دیگر با نبود صدام قادر به باز کردن هیچ درب نجاتی برای او نخواهد شد و غروب سنگین این باند مرموز و جنایت پیشه در پیش رو است. چرا که صبر و تحمل دولت عراق حدی دارد و فرصت داده شده برای اخراج (که تا پایان سال میلادی کنونی است) رو به پایان است.
دولت عراق به احتمال قوی اجازه دست درازی به اموال ملت خود در عراق را در پادگان اشرف نخواهد داد و رجوی ناچار است که هر چه زودتر به خواسته دولت عراق گردن بگذارد .