انجمن ستارگان، سوئیس ـ ژنو، بیست و هشتم ژانویه ۲۰۱۴
نماینده های کانون ایران ستارگان ، آقای میرباقر صداقی آقای مهدی نیکبخت و خانم نسرین ابراهیمی در آگوست ۲۰۱۳ با کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد در ژنو ، شهرداری ژنو و تعدادی از اعضای پارلمان سویس در ژنو و برن در رابطه با کمک برای نجات جان اعضای در بند در لیبرتی (عراق) و همینطور در رابطه با افشای ماهیت فرقه در اروپا و به طور خاص در سویس و افشای ماهیت شخص مریم رجوی ملاقات کردند.
همینطور در این ملاقاتها تعدای کتاب تحت عنوان ”دزد روح ها” به نوشته آقای ”آنتوان گسلر” نویسنده سویسی که مناسبات درونی فرقه را افشا می کند و تعدادی نامه از طرف افراد جداشده که به افشای ماهیت فرقه رجوی پرداخته و از کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد درخواست کمک برای نجات جان اعضای دربند فرقه در لیبرتی را کرده بودند تقدیم گردید که مورد استقبال قرار گرفت.
انجمن ایران ستارگان تا به الان گزارشی از این ملاقتها را در سایت منتشر نکرده بود به این دلیل که متاسفانه فرقه رجوی تا خبری از ملاقات و یا فرستادن نامه به سازمان یا اعضای پارلمانها یا مجلس و یا هر شخص دیگری می شود بلافاصله به اذیت و آزار آنها پرداخته و تلاش می کنند تا از هرگونه کمک به اعضای دربند در لیبرتی جلوگیری به عمل بیاورند ، لذا کانون ایران ستارگان تصمیم گرفت تا گزارش این ملاقاتها را به زمان دیگری موکول کند تا بدون اذیت و آزار فرقه و بدون سنگ اندازی آنها برای کمک با اعضای دربند بشود کارهای لازم را برای نجات جان این افراد انجام داد.

در این ملاقات نماینده های انجمن ایران ستارگان ضمن ارائه آخرین گزارش از وضعیت اعضای دربند فرقه رجوی در لیبرتی از کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد خواستند تا از کشورهای اروپایی خواسته شود این افراد را به عنوان پناهنده در کشورهای خود بپذیرند.
آقای صداقی از فشار مناسبات فرقه ای بر اعضای دربند فرقه صحبت کردند که چگونه رهبری فرقه ذهن افراد را در کنترل خود می گیرد و تمام اراده آنها را از آنها می گیرد و خود به جای آنها فکر می کند و تصمیم می گیرد ، ایشان گفتند که این افراد از خود هیچگونه اراده ای ندارند و ماندن آنها در لیبرتی و ماندن آنها با فرقه به هیچ عنوان خواست آنها نیست و نبوده.
آقای صداقی همچنین از مشکلات جسمی و روحی این افراد صحبت کردند که میانگین سنی آنها بالای ۵۰ سال است آنها بیشتر از ۲۰ سال است که در اشرف در یک جای کوچک و بسته نگه داشته شده اند و برای سرگرم کردن آنها رهبری فرقه از آنها بیگاری می کشیده و وادار به کارهای سنگین فیزیکی می کرده است لذا اغلب این افراد مشکلاتی شدید جسمی دارند که نیاز به دارو و دکترهای متخصص دارند.
و خیلی ازاین افراد به خاطر نبودن ارتباط با دنیای بیرون از قرارگاه قبلی یعنی اشرف و به خاطر نبودن ارتباط با خانواده و به خاطر جدا کردن بچه ها از پدر و مادرها و به خاطر جدا کردن اجباری زن و شوهر ها از همدیگر و ….. دچار مشکلات روحی شدید هستند و به افسردگی شدید دچار شده اند.
ایشان از تجربه ۲۰ ساله خود در اشرف گفتند که چگونه ۲۰ سال تمام در قلعه اشرف مجبور به ماندن با فرقه شدند و بعد هم در اولین فرصت و وقتی که آمریکاییها در کنار اشرف محلی به نام تیف برای افراد جدا شده درست کرده بودند خود را نجات دادند به تیف رفتند.

اعضای سابق مجاهدین خلق و منتقدین ذهن بیمار رهبرعقیدتی مجاهدین و مناسبات قرون وسطایی فرقه رجوی به ترتیب از سمت راست : مهدی نیکبخت ، نسرین ابراهیمی و میر باقر صداقی
آقای نیکبخت نیز گفتند متاسفانه فرقه رجوی همیشه همه چی را برعکس واقعیت جلوه می دهد و حقیقت این است که افراد گرفتار در لیبرتی به کمک نیاز دارند و می بایست هر چه سریعتر از عراق خارج شوند قبل از هر چیزی عراق جای امنی برای این افراد نیست و ما شاهد هستیم که روزانه ده ها نفر بر اثر حملات تروریستی جان می بازند ولی متاسفانه سازمان با راه اندازی تظاهرات و اعتصاب در اروپا از تلاش و کمک برای خروج این افراد جلوگیری می کند سازمان می خواهد که این افراد تک به تک در عراق توسط گروههای تروریستی کشته شوند و به کشورهای آزاد پا نگذارند رهبری فرقه به خوبی می داند که این افراد اگر به بیرون از فرقه راه بیابند دست به افشاگری بر علیه فرقه خواهند زد و با فرقه نخواهند ماند به این دلیل رهبری فرقه می خواهد از آنها شهید ساخته و به لیست شهدایش اضافه کند.
آقای نیکبخت همچنین از فریبکاریهای فرقه در اروپا صحبت کردند که چگونه واقعیت درون فرقه را وارونه جلوه داده و با ملاقاتها و نامه ها و … به سازمانها و پارلمانترها و … چگونه به آنها اطلاعات غلط داده و آنها را جذب خود می کنند آنها خود را ناجی مردم ایران به دیگران معرفی می کنند در صورتی که در درون فرقه تک تک افراد خود به ناجی نیازمندند.
چگونه یک سازمان که اعضای خود را به خاطر کوچکترین انتقادی به این سازمان خفه کرده و حتی زندان و شکنجه کرده و بعضا به قتل می رسانده می تواند خود را ناجی بداند ؟ و چگونه کسی که خود به آزادی اعتقادی ندارد و فقط شعار آن را ورد زبان کرده است می تواند برای کشوری آزادی به ارمغان ببرد؟