داستان سازی مجاهدین برای فرار از واقعیتها با دستکاری ماجرای دادگاه
سازمان مجاهدین داستانی را در مورد دادگاهی شدن سران سازمان در سال ۱۳۵۱ که در دادگاههای شاه به اعدام محکوم شدند را در سایت های خود به چاپ رسانده و تلاش نموده تا مسعود رجوی را به صورتی معرفی نماید که خواننده تصور کند این فرد شخصیتی بی بدیل و فردی جسور و بی باکی بوده که در دادگاه شاه چنان فریادی بر آورده که رژیم شاه را بلرزه دراورده و خلاصه استوره ای بوده که صلاحیت رهبری سازمان را پس از بنیانگذاران داشته.بر کسانی که ماجرای دادگاه را بیاد دارند و کسانی که در همان ایام ماجر را دنبال کرده اند پوشیده نیست که کسانی که در آن دادگاه محاکمه می شدند شجاعانه از عملکرد خود دفاع کرده و همین دفاعیات شجاعانه هم باعث شد که دادگاه حکم تیرباران آنان را صادر کند،اما جریانی که امروزه مجاهدین از روند دادگاه آن روزگار بیان می کنند متناقض با واقعیت هایی است که بر حاضرین در دادگاه رفته، مجاهدین امروز تلاش می کنند تا روند دادگاه را آنطوری جلوه دهند که در آن رجوی را پیشتاز تر از دیگران نشان دهند در حالیکه موضوع همین دادگاه را بارها و بارها از زبان رجوی در قرارگاه اشرف شنیده ایم اما هر ساله این داستان تعققیر می کند و قسمتی از شجاعت های جناب مسعود خان به آن اضافه می گردد که البته خواننده هم دچار تناقض می شود و هم برایش سؤال پیش می آید، اگر ماجرا را در سایت های مجاهدین بدقت بخوانید متوجه خواهید شد که مسعود رجوی به اصطلاح صلاحیت دادگاه را رد می کند و با برخوردی که دردادگاه انجام می دهد باعث می شود که مثلآ تمامیت رژیم شاه در جهان رسوا شود. گوشه ای از این ماجرا که از سایت مجاهدین برداشته شده را بخوانید:
مسعودرجوی از توطئه رژیم پرده برداشت و در سخنان خود گفت ساواک میخواهد با ظاهرسازی در اینجا بهعنوان یک دادگاه علنی، بنیانگذاران سازمانمان را در پشت درهای بسته بهاعدام محکوم کند. وی خطاب بهرئیس دادگاه گفت: بارها گفتهام که ایندادگاه علنی نیست و نهتنها دفاعیات ما منعکس نمیشود، بلکه حرفهای ما را در روزنامههای رژیم بهطور معکوس درج میکنند.
البته پر واضع است که در دادگاهی که متعلق به حکومتی دیکتاتوری باشد و ته دادگاه هم به اعدام چندین تنی بیاجامد که در دفاعیات خود حتی اینگونه موضع سرسختانه هم نداشته اند داشتن چنین مواضعی گوینده را در اول صف اعدام قرار می دهد، اما می بینیم که بقیه اعدام می شوند اما مسعود تندگو از اعدام می جهد چرا؟ شاید رئیس دادگاه و تمامی دستگاه قضایی شاه از ایشان ترسیده اند، کسی نمی داند،اما این تنها شجاع کاری این آقا در دادگاه نیست،ایشان تنها یه بیان کلمات اکتفا نکرده بلکه یک حرکت غافلگیرانه جیمز باندی هم انجام داده آنهم در درون دادگاه،
بهتر است ببینیم خودشان چگونه بیان می کنند:
رئیس دادگاه که یک مزدور نظامی بود، از رسواشدن رژیم نگران شد و گفت: خیر ایندادگاه علنی است و میبینید که خبرنگار خارجی هم در آن حضور دارد. دراینجا مسعودرجوی گفت: باز تکرار میکنم ایندادگاه علنی نیست و توطئه است، ولی اگر شما اصرار دارید که دادگاه علنی است، این دفاعیات مکتوب من، آنرا بهخبرنگار خارجی میدهم تا دنیا بفهمد که در ایندادگاه چه میگذرد. سپس خودش را بهخبرنگار سوئیسی رساند و دفاعیاتش را بهاو داد. ناگهان همهچیز در بیدادگاه بههمریخت و ماسک از چهره پرفریب آنها فروافتاد. ساواکیها وارد صحنه شدند و خواستند دفاعیات را بهزور از خبرنگار خارجی بگیرند و چون او آن اسناد را نمیداد، آنها او را دستگیرکرده و با خود بردند و تا تمام دفاعیات و یادداشتهای او را از وی نگرفتند، رهایش نکردند. اما مجاهدین با هوشیاری و با استفاده از امکانات دیگر خود، این دفاعیات را بهبیرون دادگاه منتقل کردند.
می بینید تمام تلاش مجاهدین از دستکاری جریان دادگاه گرفته تا اضافه کردن به ماجرا و منحرف کردن افکار عمومی خصوصآ نسل امروزی برای آن است که رجوی را که تنها عضو مرکزی اعدام نشده از همان دادگاه است به اوج قهرمانی برسانند تا بلکه از وضع فلاکت باری که امروز خود و سازمانش در آن گرفتار شده اند نجات پیدا کنند و رجوی را هم رهبری باصلاحیت در افکار عمومی قالب کنند، در حالیکه پریدن رجوی از اعدام آنهم در آن دادگاهی که تمامی محکومین اعدام شدند خود سؤال برانگیز است و البته ناگفته نماند که مجاهدین برای همین اعدام نشدن رجوی سناریو دیگری هم دارند