چرا فرقه رجوی از جدا شدگان در کمپ تیرانا می ترسد؟
همانطور که همه در جریان هستند سران فرقه رجوی و بطور خاص رجوی نه تنها تحمل کوچکترین انتقاد و مخالفتی را از جانب هیچکس حتی از جانب جداشدگان سازمان فرقه گرا و تروریستی اش را ندارد بلکه از مخالفان و منتقدان و بطور خاص از جدا شدگان سازمان به شدت وحشت دارد و بخاطر همین از انواع و اقسام ترفند ها و تهدید ها برای پشیمان کردن نیروهایی که قصد جدایی دارند استفاده می کند تا هر طور شده از جدا شدن منصرف شوند.
و اما اینکه چرا رجوی و باند تروریستی و فرقه گرایش از جدا شدگان و بطور خاص اکنون از جدا شدگان سازمان در کمپ تیرانا می ترسد دلایل مختلف دارد که از نظر بنده مهمترین آنها عبارتند از :
یکم) از افشاگری ها و روشنگری این جدا شدگان از خیانت و جنایات رجوی و باندش و بطور خاص افشاگری این جدا شدگان از اینکه مسبب اصلی کشته شدن نیروهای سازمان در عراق توسط گروههای تروریستی رهبری سازمان هست و همچنین سران این سازمان هستند که مانع خروج نیروها از کشور نا امن عراق می شوند و در مسیر انتقال نیروها به کشور ثالث سنگ اندازی و کار شکنی می کنند و یا برخورد های ضد حقوق بشری سران فرقه علیه خانواده های اسیران را که چطور سازمان مانع ملاقات شان با عزیزیان شان می گردد را افشا می کنند و این باعث خشم و عصبانیت و کینه هیستریک رجوی علیه جدا شدگان و بطور خاص جدا شدگان آلبانی شده است
دوم) رجوی ترس و وحشت شدید دارد که در کشور آلبانی مهار تشکیلات زوار در رفته اش را از دست بدهد و نفرات دیگر سازمان که قصد جدایی دارند ولی هنوز جرات بیان آنرا ندارند با تاثیر پذیری از جدا شدگان در کمپ تیرانا جرات اعلام جدایی کرده و کنترل تشکیلات در حال فروپاشی سازمان از دست مسولین در برود و موج جدایی و ریزش نیرویی رو به افزایش برود
سوم) رجوی و باندش در صدد هستند که کمپ تیرانا را جایگزین کمپ اشرف بکنند و در این رابطه مستمراً با مقامات کشور آلبانی در حال ملاقات و مهمانی دادن و هدیه دادن هستند و با مدره نمایی می خواهند دولتمردان کشور آلبانی را متقاعد سازند که با اهداف سازمان در رابطه با طرح جایگزینی اشرف با کمپ تیرانا موافقت کنند. لذا این جدا شدگان با افشاگری های خود دست سازمان را رو کرده و در مسیر رسیدن سازمان به اهداف شوم خود سد می شوند و این امر مثل خاری در چشم رجوی و باندش هست.
بنابراین رجوی برای کنترل تشکیلاتش در کمپ تیرانا محدودیت های زیادی برای نیروهای سازمان برقرار کرده است که از جمله گذاشتن نشست های مغز شویی تحت عنوان نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی بطور مستمر و روزانه و یا اینکه به کمیساریای عالی پناهندگان گفته است که حقوق پناهندگی افراد را به سازمان بدهد و به افراد ندهد تا افراد بخاطر وابستگی مالی نتوانند جدا شوند و در این زمینه با فشار و خریدن مسولین کمپ تیرانا آنها را وادار کرده است که حقوق پناهندگی جدا شدگان را قطع کنند و همچنین نیروهای سازمان را وادار کرده است که به دروغ به مقامات کمیساریای عالی پناهندگان بگویند از اول مجرد بوده و مسئله طلاق های اجباری را مطرح نکنند تا اگر کسی در آینده جدا شده و بخواهد زن و بچه اش را از ایران بیاورد نتواند چنین کاری بکند و اداره پناهندگی قبول نکند و یا با هدیه دادن به نیروهای مسئله دار سعی می کند آنها را از تصمیم جدا شدن منصرف نماید.
و اما ریشه اصلی همه این ترس و نگرانی های شدید و اذیت و آزار جدا شدگان و محدودیت های مختلف برای جلوگیری از جدا شدن نیروهای سازمان برای اینست که این سازمان تحت رهبری رجوی نه تنها یک سازمان انقلابی و یک سازمان سازمان سیاسی نیست بلکه رجوی آنرا با اندیشه فرقه گرا یانه اش بصورت فرقه ای اداره می کند و با اصرار بر استراتژی خشونت و ترور و اقدامات تروریستی هیچگاه نمی تواند و نمی خواهد مخالفان و منتقدان و بطور خاص جدا شدگان سازمان را تحمل کند و به همین خاطر اولا تا آنجا که امکان دارد با شیوه های مختلف از جدا شدن افراد جلوگیری می کند و در ثانی برای جدا شدگان ایجاد فشار و محدودیت می کند و حتی آنها را تهدید به قتل می نماید تا حداقل آنها را وادار به سکوت و عدم افشاگری علیه اهداف شوم رجوی نماید. اما تجربه در این زمینه طی سالیان ثابت کرده است که جدا شدگان نه تنها تحت تاثیر فشار های رجوی و باند تروریستی و خطرناکش عقب نشینی نخواهند کرد و از افشاگری های خود دست بر نمی دارند بلکه با اتحاد عمل بیشتری مصمم تر از همیشه دست به افشاگری زده و به فعالیت های حقوق بشری خودشان سرعت و شتاب بیشتری می دهند