نوریزاد! درس عبرتی برای آقای محمد ملکی و همفکران شان
آقایان محمد نوریزاد و محمد ملکی. تهران
آقای حامد صرافپور
مدت هاست که آقایان محمد نوریزاد و محمد ملکی به همراه تعدادی از مادران در دام سیاست بازی های حقوق بشری مریم قجرعضدانلو افتاده اند و سخنان و فعالیت های آنان دستاویزی برای تبلیغات فرقه مجاهدین شده است و همچنان کم و بیش ادامه دارد که در این رابطه می توان به برخی نوشته های خانم شعله پاکروان (مادر ریحانه جباری) اشاره نمود که بلافاصله بعد از بیان شدن در سایت های این فرقه تروریستی و ضدایرانی انعکاس می یابد بدون اینکه در هیچ جایی انتشار یافته باشد. می دانیم که در طی همین چند ماه گذشته ده ها بیانیه و نامه به اسم زندانیان سیاسی از درون زندان ها به ناگاه در رسانه های فرقه منتشر می شود در حالی که خود مجاهدین مدام ادعا می کنند که این افراد در سیاهچال قرون وسطایی اسیر هستند. سیاهچال هایی که انبوه عکس و کلیپ مرتبط به جشن و سور مختلف از درون آن به بیرون می آید و از وضعیت سامان یافته زندانیان حکایت می کند که خود داستان غریب دیگری است و هیچ شباهتی به سیاهچاله و قرون وسطی ندارد…
پیش از این بارها از سوی کارشناسان فرقه رجوی و بخصوص جداشدگان از این دستگاه مافیایی به این هموطنان هشدار داده شده که مراقب ترفندها و سیاست های ضدایرانی و فریبکارانه رهبران مجاهدین باشند چرا که آنچه در بیرون می نمایند هرگز با مناسبات درون فرقه ای آنان همخوانی ندارد. اما متأسفانه ما ایرانیان اکثراً تا ضربه نخوریم برایمان تجربه نمی شود و گویا هرکسی دوست دارد خودش یکبار چیزهایی را تجربه کند که بارها با خون هزاران انسان کسب شده است. و جای تأسف اینجاست که قشر روشنفکر! ما بیش از هرکسی در این دام ها گرفتار می آید که نمونه بارز آن همین آقایانی است که نام بردم.
همانطور که اشاره کردم، در ماه های قبل، برخی نوشته ها و تحرکات آقای نوریزاد، علاوه بر سایت های ضدایرانی مانند العربیه، مورد استفاده سایت های تبلیغی تروریست های رجوی نیز قرار گرفته بود که خود گویای خیلی واقعیت های تلخ است. چندی پیش خطاب به آقای محمد ملکی نکته هایی در مورد جنایت و خیانت های فرقه مجاهدین نکاتی نوشته بودم، و اینکه ایشان در دام تبلیغات دروغین گرفتار آمده و آنان در حال سوء استفاده از وی هستند و برای رسیدن به هدف خود، براحتی می خواهند او را نیز قربانی کنند و از این نمد کلاهی برای خود بدوزند. و با ده ها فکت تجارب عینی و ملموس خود را از مناسبات به غایت ضددمکراتیک، غیرانسانی و برده گونه تشکل رجوی، یادآور شده بودم که گویی چندان عبرت نشد. اما امروز در سایت های فرقه رجوی شاهد مطالبی بودم که درس بزرگی به آنان که همچنان در خواب غفلت هستند می داد. درسی که ما بسیار تجربه کرده ایم و بارها آنرا در اختیار مردم قرار داده ایم. کافی است به مطالب چند روز اخیر مجاهدین در برخی سایت ها بیندازید و مشاهده کنید که چطور آقای نوریزاد را “فقط” بخاطر اینکه دیدگاه خود را در مورد آشتی ملی نوشته است، زیر ضرب برده و در واقع “دهان دوخته اند” تا دیگر به خود اجازه ندهد یک قدم خلاف جهت آنان بردارد. نوریزاد همان کسی است که همگام با محمد ملکی و گروه همراهش در برخی حرکت های اعتراضی شرکت داشت و این بازی ها مورد پسند رجوی بود. امروز یک درجه از مسیری که مورد طبع رجوی بود چرخش داشته و همین کافی است که خشم این گروه ضددمکراتیک را برافروزد.

جالب اینجاست که دست آموزان مریم رجوی در کمال بیشرمی به نوریزاد درس “شرم” می دهند و مورد سوآل قرار می دهد که چرا تمام عیار خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی نیست و خواهان آشتی ملی شده است و چرا مسیر خشونت طلبی مجاهدین را طی طریق نمی کند!. آنان هرگز از مریم رجوی نپرسیده اند که اگر ذره ای مفهوم شرم را درک می کند چرا طی ده ها سال به همراه شوهرش، دست در دست دشمان ایران (آل سعود، نتانیاهو، صدام حسین، شاه اردن، تروریست های تکفیری، داعش، بازماندگان حزب بعث، جان بولتن، جان مک کین و…) گذاشته بوده اند و همچنان در کنار ضد ایرانی ترین جریانات جهانی قرار دارند؟ و چرا در هر موضوع و جریان ضدایرانی، موضعگیری هایی دارد که فقط به نفع آل سعود و موساد است؟
لازم به یادآوری نیست که زوج رجوی از آینده دمکراتک ایران فردا داد سخن دارند و امروز حتی قادر نیستند یک سخن آشتی گونه را تحمل کنند و یکسره زیر ضرب برده اند.
در همینجا باید یادآور شوم از اینکه خانم فریبا هشترودی (عضو پیشین شورای ملی مقاومت رجوی) نیز بشدت زیر ضرب رفته و بخاطر نقد ساده مسعود رجوی، آماج انواع تهمت ها قرار گرفته است و نشان می دهد که چگونه رهبران این فرقه با ادعای فوق دمکراتیک بودن تشکلات خود، هیچ نقدی را از احدی نمی پذیرند ولو آن شخص سال های طولانی در کنارشان فعالیت داشته باشد.

همه این ها درس عبرتی است برای کسانی که تصور می کنند با مشاهده چند برنامه تلویزیونی این فرقه خطرناک، به عمق شناخت از آنان رسیده و در اوج ناآگاهی، به دام شعارهای زرق و برق دار آنان می افتند. امید که همین چند نمونه درس عبرتی برای نوریزادها، ملکی ها و پاکروان ها باشد که در ماه های اخیر سوژه بازی های پنهان مریم قجرعضدانلو گشته اند.
حامد صرافپور
۳۱ فروردین ۱۳۹۵
۱۹ آوریل ۲۰۱۶
***