مارک زدن از نوع مجاهدین خلق
ز. ش. جداشده در آلبانی
لینک به منبع
خانواده های محترم، میخواستم یکی از ترفند هایی که مجاهدین خلق برای جدا نشدن افراد میزنن را بگم که چی هست.
قبل از آن باید بگم که یکی از مشکلات افراد که جدا نمی شوند مسئله سن است که برخی نفرات قدیمی و مسن که تعدادشان هم خیلی زیاد است میگویند که دیگر سن ما بالا رفته بگذار این چند صباح را هم بگذرانیم و تمام شود.
مسئله دیگر امرار معاش است. برخی به دلیل مشکلات مالی بیرون نمی روند. می گویند چکار کنیم از نو زندگی درست کنیم؟
یکی دیگر از مشکلات مسائل خانواده است که از ترس خانواده و اینکه با چه برخوردی مواجه میشوند قید بیرون رفتن را میزنند. ترس از سرکوفت خانواده خیلی دست و پا گیر است.
بیش از ۹۰ درصد افراد که خودم شنیده ام روی همین سه موضوع مانده اند. خودم همین مشکلات را تجربه کردم و ذهن خودم هم درگیر این چیزها بود.
اما یک مشکل دیگر از مشکلات بعد از این مسائل که در این مقاله می خواهم به آن بپردازم و افراد را میترساند و جرات آمدن به بیرون را ندارند مارک زدن است که تبلیغات بغایت هیتلری فرقه رجوی روی فرد انجام میدهد که شاهد این تبلیغات سالها بوده ایم.
بعد از رفتن نفری که جدا میشود، همیشه دست نوشته ای را در نشست ها رو میکنند که این فرد خودش نوشته و اعتراف کرده که مزدور بوده یا اینکه مسائل اخلاقی داشته یا معتاد بوده است؛ و چون این نفر سالها در این فرقه بوده نمیخواهد جلوی دوستانش که سالها با آنها زندگی کرده این مارکها را بخورد.
فرقه همیشه این موضوعات را از طریق سیمای ماهواره ایش یا از طریق سایتش بیرونی میکند که طرف را بغایت میترساند. شاید بگویید به جهنم، بگذارید بیرونی کند، کسی که برایش مهم نیست. ولی این را بگویم که حق بدهید به افراد چون سالها در اسارت بودند و مغز شویی شده اند. فکر میکنند که دنیای بیرون هم همه طرفداران مجاهدین خلق هستند. شاید خنده تان بگیرد ولی همین است و یک نمونه اش خود من هستم. چون با بیرون در ارتباط نیستی که بفهمی که چقدر این فرقه منفور است.
نمونه فاکتهایی از این قبیل مارکها می آورم. نفر مسئولی در فرقه بود که بغایت انسان و چشم پاک بود. بعد از جدایی او در سازمان که ضربه شدیدی برای سازمان بود بخاطر اینکه سازمان جواب نفرات خودش را بدهد که این فرد مورد احترام چرا جدا شده، از قافله عقب نماند و چون حرفی برای گفتن نداشت شروع کرد به سند سازی که او مشکل داشت و مسائل اخلاقی که خودمان بیرون کردیم. این حرف ها برای ما جدید بود که چرا این حرفهای مزخرف را به این آدم خوب میزند. آنجا بود که همه نفرات تنفر شدیدی از رجوی پیدا کردند.
نمونه دیگر این قضیه که الان نفراتی که از سازمان در آلبانی جدا شدند با آنها مواجه هستند مارکهای مختلف از قبیل مزدوری که خود ما هم از این قضیه شاخ در آوردیم که از داخل که دوست داریم سوال کردیم آنها گفتند که این مارکها را به شما میزنند که نفرات داخل بترسند و جرات بیرون آمدن را نداشته باشند.
بقدری علیه نفرات جدا شده سم پاشی میکنند که ادمها ترسیده اند و جرات بیرون امدن را ندارند. مثلا می گویند که این آدمها الان معتاد شده اند، الان در کنار خیابان میخوابند، یا در زندان هستند. این است سازمان مجاهدین خلق. ولی باید گفت با این مارکها و با این تبلیغات دروغین هر کاری کنی الان نفرات در دنیای آزاد هستند. و تو حنایت دیگر رنگی ندارد. روزی را داشته باش که در داخل خودت همین نفرات علیه خودت شورش کنند.
با امید به روزی که نفرات را در بیرون ببینیم و این را بگویم به همه نفرات، هر چقدر هم در بیرون مشکلات مالی و غیره داشته داشته باشید، خانواده ها نمیگذارند که شما در بیرون لحظه ای زجر بکشید. شما چنین خانواده هایی دارید که با گذشت و روی باز مشکلات شما را درک کرده و کمکتان خواهند کرد.
نفرجدا شده در آلبانی تیرانا . ز.ش