انترناسیونالیزم ازدید فرقه ی رجوی!
۱۸/۰۴/۱۳۹۶
هوشنگ اسدیان (رجویست) درنوشته ای منتشره در رسانه های رجوی خیلی پرحرفی کرده و دست تمام مداحان درباری تاریخ را در گزافه گویی ازپشت بست که البته کاری است قابل نکوهش زیاد وشرم آور!
اما درکنار این چاپلوسی های زیاده، کار خوبی هم انجام داد وآنهم عبارت از ارائه ی تعریف جدید از انترناسیونالیزم بود که افرادی مثل من که اقلا کتاب تاریخ نادری را تا نصف اش خوانده ام ، انترناسیونالیزم اینطوری نشنیده بودم !!!
او در شرح وقایع میتینگ ویلپنت مریم رجوی در مدح نامه ای با عنوان “همبستگی انترناسیونالیستی در ویلپنت ” نوشته است :
” در این گرد همایی بین المللی بسیاری دمکراسی را به چشم جا ن دیدند، در باره اش گفتند و سخن سُرائیدند. مدافعینِ برابری حقوق زنان در برابر شرایط سختی که در جوامع مختلف جاری است، سخن گفته و از برابری حقوق زنان و مردان در پهنۀ این مقاومت اظهار نظر کردند. مقاومتی قدرتمند و سازمان یافته که از دیر باز تفویضِ قدرت را به زنان در سر لوحۀ مبارزات خود قرار داده و سنگین ترین مسئولیت را زنان به عهده گرفته اند و به بهترین نحو آن را به پیش می برند “.
یکی از نمود های دموکراسی ، میدان دادن به ابراز مخالفت ویا نقد این یا آن مسئله یا دربدترین حالت طرح سئوال است وآیا کسی پیدا شد که دراین خیمه شب بازی سئوالی ازمریم بپرسد که درمورد چگونگی مرگ مسعود رجوی – که درسال گذشته ازطرف ترکی الفیصل مطرح شده وبراین مرگ صحه گذاشته بود – توضیحی بدهد ویا ازترکی الفیصل حاضر در نشست بپرسد که چرا این خبر تو مورد تکذیب یا تایید رسمی قرار نگرفت ؟؟
اگر دموکراسی در سطح نازلش ( آزادی بیان ) هم مطرح بود ، حتما این سئوال درمورد سرنوشت کسی که ” آفتاب بخاطر او طلوع وغروب میکند- مریم رجوی ” مطرح میشد وچون نشد، صحبت دموکراسی را کنار بگذار!!
تفویض انحصاری قدرت به زنان ، همانقدر زشت است که به مردان!!
چه دلیلی دارد که این بار مردان ازاین حقوق بی بهره باشند؟!
آیا در حیطه ی جهان بینی شما حتما باید یکی از اینها محروم باشد ؟! یعنی نمیشود که هردو آزاد باشند؟!
پس تکلیف آزادی وبرابری چه میشود؟!
حال آنکه ما میدانیم این تفویض قدرت به زنان ، فرمالیته بوده وصرفا وصرفا برای ازمیدان بدر کردن مردانی بود که ممکن بود زمانی موی دماغ مسعود رجوی شوند!
مردانی که زنانی مشابه آنها دربین زنان تشکیلات رجوی با چراغ قوه هم پیدا نمیشد وبنابراین حقه بازی های مریم ومسعود را بحساب تفویض قدرت به زنان نگذاشته و هندوانه بر زیر بغل این بردگان جسمی- جنسی نگذارید!!
آقای اسدیان به گفتار طولانی وخسته کننده ی خود چنین ادامه میدهد :
” قدرتمندی و پراکتیک اجتماعی از حرف به عمل را در این گرد همایی انترناسیونالیستی می توان به راحتی مشاهده کرد که چگونه زنان در تمام عرصه ها مداخله گرند و مسئولیت دارند. در کدام سازمان و در کجای تاریخ جهان ملاحظه شده است که رهبریت و اکثریت راهبران سیاسی، نظامی و تشکیلاتی شان را زنان بر عهده داشته باشند “؟
فرقه گرایی ودور خود گشتن که خاص باند رجوی است ، چه ربطی به پراتیک اجتماعی دارد؟!
حضور ناموزون عده ای سیاستمدار راست گرای بازنشسته به همراه تعدادی ازاعضای باند رجوی ودرکنار پناهندگان بی خانمان کشورهایی که کشورشان با شراکت افراد دسته اول غارت شده – واین غارت سبب دربدری آنها گشته – چه سنخیتی با انترناسیونالیزم دارد ؟
جمع شدن افرادی با منافع متضاد وگاه آشتی ناپذیر ، چگونه انترناسیونالیزمی است عزیز؟!
بشریت البته در هزاران سال ابتدای حضور خود درزمین ، تجربه ی مادر سالاری ( زن سالاری ) را تجربه کرده وتقصیر ما نیست که شما تاریخ نمیدانید!
در حال حاضر تنها میتوان ازبرابری زن ومرد صحبت کرد که این برابری با وجود امکانات برابر ممکن است وگرنه حرف وشعاری بیش نیست!!
دیگر اینکه نقض حقوق مردان نباید به حساب آزادی زنان حقنه شود!!
این چه نوع برتری زنان است که با دستورمسعود رجوی ۱۰۰۰ زن میتوانند رهبر شوند یا ازاین رهبری جعلی برکنار گردند ؟!
آیا این زنان رهبر؟! میتوانند به رجوی – اگر زنده باشد – بگویند بالای چشم ات ابروست ؟!
البته که نمیتوانند واین رهبری ، صوری وبرای مصارف شخصی مسعود رجوی بوجود آمده است واتفاقا خیلی هم مردانه است این رهبری!!!
بازهم رهبری پاکباخته :
” آری در ویلپنت و با ورود مریم، صحنه عوض شد و شوری دیگر به پا شد. این همه هزار هزران جمعیت تنی واحد شدند و یکپارچه شعار مریم و یگانگی و رهایی به نغمه سر دادند و اتحادی بی نظیر را رغم زدند. شوری دیگر شعله ور شد و نغمه در نغمه خوش رها شد. آوازی دلنشین از یگانگی و اتحاد با رهبری پاک باخته به چهچه نشسته شد “.
کارشان مانند اعضای یک گروه سمفونی بود تا صدای دیگری بر نخیزد واین چه ربطی به اتحاد دارد؟!
پاکبازی با چه فاکتی ؟!
این پاکباخته ، مریم است یا مسعود؟!
فرقی نمیکند! هیچکدام هزینه ای نپرداخته اند و اطلاق صفت پاکبازی بر آنها که همواره وتا لحظه ی فعلی زندگی درباری دارند، ازپایه واساس نادرست است!!
ضمنا ، شما شخصا با کدامیک ازاین دورهبر- مریم ومسعود- به یگانگی رسیدید وچرا ؟!
درپایان :
” در ادامۀ سخنرانی رئیس جمهوربرگزیدۀ مقاومت ایران خانم مریم رجوی، به درستی بحثی جدی و حائز اهمیت را مطرح کرد؛ در رابطه با مسئلۀ خود مختاری ملیتهای ایران که نه تنها ضرورت داشت بلکه نیاز مبرم ملیتهای ساکن در ایران می باشد “.
رجوی یکبار گفته که من هیچ امتیازی به آذربایجانی ها – بعنوان بزرگترین قوم غیر فارس- نخواهم داد که کار درخوری بنفع من نکرده است !
آذربایجانی هم حقوق خود را هرگز از ازکمینه ای بنام مسعود گدائی نخواهند کرد!
تکلیف بقیه ی اقوام هم با برخوردی که با اسرای این اقوام در دست رجوی شده، معلوم است !!
کسی که میخواهد به ملیت ها خودمختاری دهد، دروهله ی اول ودرطول این ۴۰ سال بیکاری ، میتوانست زبان آدبی آنها را به آنها بیآموزد وزبان های بین المللی را که بر توانائی های آنها درزندگی اضافه میکرد، بیافزاید که چنین نکرد ودر ماهیت اش هم نبود بکند .
چرا که آگاه تر میشدند وفرقه گری وآگاهی باهمدیگر بشدت ناهمسازند!
اصلا کسی که جربزه ی دادن خود مختاری در سطح زندگی به زیر دست های خود را ندارد، چگونه میتواند به حدود ۵۰ درصد مردم ایران – کمتر یا بیشتر- خودمختاری اجتماعی- سیاسی بدهد؟!
صابر