رجوی حرف خودت رو درست ترجمه کن
اکبر حسنی (مستعار)
آگه یک آدم منصف به عملکرد مسعود رجوی، اون گور به گور شده که معلوم نیست گورش کجاست، نگاه کنه خوب میفهمه چه خبره
کلا این روش رجوی هست که حرف اصلی خودش رو لای صد تا حرف دیگه ساندویچ میکنه
وقتی رجوی تازه از زندان در اومده چی میگه
“ما نیومدیم اون چیزی رو که هست تایید کنیم”. خود همین جمله به تنهایی گویای همه چیز هست
مسعود رجوی از روز اول با انقلاب مردم سر جنگ داشت
فقط رهبری انقلاب رو میخواست. خودش این سالها اینو اثبات کرده، وگرنه تو که تازه اومدی یعنی چی نیامدیم تایید کنیم؟ چیه حسرت میخوری که چرا مردم ریختند توی خیابان و شاه سرنگون شد و سر تو بدون کلاه ماند؟
هی میگه خلق خلق، انگار که خودش خلق رو آفریده و مالک همه مردمه. همیشه این رجوی بوده که تعیین کرده که هر کس چطوری باید به پاش ذبح بشه
چه کارهایی که نکرد. از روز اول تصمیم گرفته بود کار به خشونت بکشه، و گرنه مگه این مردم نبودن که با هم دست به دست دادن حرفشون رو یکی کردن تصمیم گرفتن بیان توی خیابون؟ بگن چی رو نمیخوان چی رو میخوان. پس چی شد که اینطور دو دسته شدن؟ چیزی که رجوی توی ذهنش بود این بود که آخرش دو دستگی ایجاد کنه که کرد. همه رو انداخت به جون هم. در نهایت همه رو کشید زیر چتر مبارزه مسلحانه. بعد هم طلبکار خلق قهرمان شده که چرا همه سرهای خودشون رو به فرامین اون نمی سپارند تا بنده و غلام زر خرید اون بشن که بعد اون تصمیم بگیره که چطوری ذبح بشن.
توی فرقه یک کلمه هست که همه چیز رو با اون میسنجند
“نقطه آغاز”
یعنی هدف و منظور اصلی چیست؟ از ابتدا چی تو کله طرف بوده که فلان حرف رو زده یا فلان کار رو کرده؟
مگه رجوی ملعون نمیگفت بریم جوادیه عملیات جاری بذاریم؟ (انگار ما کم بودیم که سوزونده میخواد باقی خلق رو هم بسوزونه)
اگر واقعا براش چیزی مونده از انسانیت، گرچه اون با هر چی که بوی انسان و انسانیت میده کینه حیوانی داره، ولی اگر به قول خودش یک گرم شرف واسش مونده، بگه که نقطه آغازش چی بود که همه رو به خاک و خون کشیده و میخواد بکشه و به کشتن بده؟
فقط همین جمله رو رجوی برای ما معنی کنه
“ما نیومدیم اون چیزی که هست رو تایید کنیم .”
مگه نمیگفت که همه چیز توی مریم خلاصه میشه
خوب مریم بیاد حرف مردش رو معنی کنه
اکبر حسنی اسیر آزاد شده از فرقه رجوی در آلبانی