باند رجوی ازبابت تبدیل نشدن به آلترناتیو، هراسان است!
۱۰/۰۶/۱۳۹۷
” دیدیم که سرانجام خامنهای روز ۱۹دیماه ۹۶ پس از یک سکوت طولانی، ناگزیر شد پرده را کنار بزند و به نقش سازمان مجاهدین و کانونهای شورشی در قیام بزرگ دیماه ۱۳۹۶ اعتراف کند. او البته به روال همان فرهنگ شیادانهٔ معمول آخوندی، قیام مردم ایران را نقشه آمریکا معرفی کرد که اجرای آن با پول سعودی بر عهده سازمان مجاهدین بوده است “.
همه ی سران ایران، آن قسمت از اعتراضات مردم را که شکل مدنی وقانونی دارند، پذیرفته وتلاش های درحل معضل مردمی که صرفا مطالبات قانونی خود را مطالبه کرده وهیچ میلی به سوء استفاده ی دشمنان ایران ازتحرکات آنها ندارند ، دراین زمینه انجام داده وسعی در تسریع حل مشکلات مردم با لحاظ توانائی های کشور دارند!
فلذا ، وقتی نام باند رجوی بمیان میآید ، خطاب نه این باند، بلکه حامیان خارجی آنهاست که بطور غیر مستقیم بدانها گوش زد میشود که یادتان باشد که ازاین گروه ضد ملی وتروریست پرور حمایت میکنید!
بدین ترتیب، سران ایران ، هیئت حاکمه ی آمریکا را سرزنش میکنند که چگونه با حمایت از نیت های ضد بشری باند رجوی ، برای مردم ایران اشک تمساح میریزند وبنابراین شما این حرف ها را بخود نگیرید!
این سخنان بیشتر ازبابت افشای چهره ی واقعی هیئت حاکمه ی آمریکاست!
درادامه :
” مسعود رجوی رهبر مقاومت ایران در دهمین پیام خود با عنوان «مشت در برابر مشت، حمله در برابر حمله، آتش جواب آتش» خطاب به مردم ایران …{گفت } که … با مقاومت سازمانیافته پیوند و پشتوانه دارد “.
پس قبول دارید که او مردم را به اعمال خشونت و تا سطح ترور وکشتار فرا میخواند وبنابراین ازاین بابت که بشما تروریست میگوییم ، نباید اعتراضی داشته باشید!
ثانیا، گزافه گویی ودروغگویی از صفات بارز مسعود رجوی بوده وطرح این مسئله که مردم با سازمان مافیایی او پیوند دارد، تعجب برانگیز نیست!
مردمی را که ما درمیان آنها زندگی میکنیم ، هرگز حسابی بر روی باند رجوی باز نکرده وآنرا به هیچ نمی شمارند و پیوند وپشتوانه معنی ندارد وعملا نیست !
همینطور :
” … موضوع آلترناتیو این رژیم، گفتمان روز است. و صنعت آلترناتیوسازی پوشالی در خارج کشور هم در همین رابطه در بورس قرار دارد. اما در صحنه واقعی، شاهدیم که رژیم که بهتر و بیشتر از هر کس ناقوس سرنگونی خود را شنیده، با تمام قوا مشغول توطئه برای ضربه زدن و نابود کردن تنها آلترناتیو واقعی خودش یعنی ائتلاف شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق است…”.
چیزی بنام آلترناتیو، به ذهن مردم خطور نمیکند وآنچه که پیش چشم است ، اقداماتی است که مردم برای تمشیت امورشان ازحکومتگران میخواهند وحرکات اصیل مردم که دربیگانگی کامل با شعارهای هول وهولکی چند جوان مزدور رجوی است ودرراستای کسب حقوق قانونی خود بوده واین ربطی به قیام وسرنگونی ندارد!
ضمنا شما چرا ازآلترناتیو سازی دلخوشکنک درخارج، واهمه دارید؟
نکند که اربابی که سرگرم این کار احمقانه است ، موقعیت خاصی را برای شما درنظر نگرفته است؟!
این سئوال درمورد آلترناتیو شراکتی مطرح شده وملاحظه میشود که فرقه ی رجوی بطور انحصارطلبانه ای بدان معترض بوده ونشان میدهد که قصدی برای درس گرفتن ازتاریخ ندارید وکماکان دوران کودکی خود را – آنهم درحکم بچه ی شلتاق را- سپری میکنید !
ونیز :
” … همه چیز گواهی میدهد که ایران به نقطه بازگشتناپذیر تغییر نزدیک شده است. قیام ایران با خصلت مردمی و رادیکالش، با ویژگی استمرار و سراسری بودنش و مهمتر از همه، با فراگیری ملی و اتفاقنظر اقشار مختلف مردم ایران در درون آن و پیوندش با مقاومت سازمانیافته، عزم تحقق سرنگونی کرده و هرگز سر بازایستادن ندارد…”.
همانگونه که حماقت ها، خیانت ها، انحصار طلبی و جنون قدرت رجوی سر باز ایستادن ندارد ، حرکت صبورانه ومحتاطانه ی مردم ایران هم ، بطور مدنی برای تحقق خواسته هایی که از انقلاب ۱۳۵۷نشات گرفته ، سربازایستادن ندارد واین دو ازقماش های متضادی هستند !
دانه ی فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه
هردو جانسوزند اما این کجا و آن کجا
صابر