ظهور یا افول !
تاریخ فرقه رجوی ، تا بوده و هست ، بنا به گفته خودشان ابدا افول نداشته و سراسر ظهور و اعتلاء بوده است .
تاریخ فرقه رجوی ، تا بوده و هست ، بنا به گفته خودشان ابدا افول نداشته و سراسر ظهور و اعتلاء بوده است .
اما واقعیت های سرسخت در دنیای واقعی چیست ؟
اخراج مفتضحانه فرقه رجوی از عراق ، امری نبود که قابل پیش بینی نباشد . عراقی ها اعم از اعراب و اکراد ، به خون جماعت رجوی ، تشنه بودند . چرا که در پروسه حضور باند رجوی در عراق ، ظلمی نبوده که در حق شان نشده باشد . از انتفاضه شعبانیه که با تانک از روی کردها رد شدند وخانه هایشان را توپ باران کردند ، تا اعراب که زمین هایشان را به زور استخبارات و مخابرات عراق ( ارگان های امنیتی و اطلاعاتی عراق ) ، غصب کردند و هر که را لازم بود به زندان های عراق حواله دادند . خلاصه همه عراقی آرزو می کردند که روزی برسد تا انتقام خون های به ناحق ریخته شده خود را بگیرند . از خانواده ی آن جوانی که در زیر پل بعقوبه در جریان ” شغب ” ( حمله نیروهای ائتلاف به عراق ) ، با رگبار کلاشینکف یک مجاهد . جلوی چشمان من ، چهره اش غرق به خون شد ، تا افراد عادی جامعه عراق که زخم های زیادی از مجاهدین داشتند ، همه و همه در صدد انتقام از مجاهدین بودند .
یادمان نرفته آمار سراسر کذایی سازمان ، که مدعی بود 5 میلیون عراقی ، به حمایت از سازمان مجاهدین و استمرار حضورشان در عراق ، بیانیه امضاء کرده اند .
استراتژی دروغ و فریب در سازمان مجاهدین ، با پوست و گوشتشان عجین است . سازمان و بطور خاص مسعود رجوی ، همه چیزش دروغ است . سراسر فریب است .
در فرهنگ فرقه رجوی ، همکاری با ساواک و جان بدر بردن از اعدام ، مقاومت رهبری در زندان نام می گیرد .
در فرهنگ رجویها ، فرار از کشور با لباس مبدل ، پرواز تاریخساز لقب می گیرد .
در سازمان ، هم پیمانی و همکاری با دشمنان مردم ایران ، هجرت انقلابی و پرواز صلح لقب گرفت .
در فرقه رجوی ، دامن پوشیدن برای نیروهای آمریکائی و همکاری با امپریالیسم ، حرکت موازی و همسوئی انقلابی نام گرفت .
در سازمان رجوی ، خلع سلاح و خلع لباس شدن و تسلیم ، انتخاب بین سلاح و سلاحدار و نرمش استراتژیک نام گرفت .
در فرهنگ مریم و مسعود ، تخلیه اجباری اشرف و اخراج مفتضحانه از عراق ، هجرت و انتقال بزرگ نامیده می شود .
در فرهنگ سازمانی و فرقه ای رجوی ، مرگ رهبر ، غیبت بزرگ ، لقب می گیرد .
در عرف رجوی ، زندان انفرادی و شکنجه اعضاء ، برخورد تشکیلاتی و انسان سازی ، نام می گیرد .
کشتن ، کشته شدن ، خودسوزی ، خودکشی ، سیانور خورانده شدن ، مسموم شدن ، سکته قلبی و مغزی ، بیماری لاعلاج ، غرق شدن در دریاچه و رودخانه و اقیانوس و … خلاصه هر نوع کشته شدن و کشته سازی ، شهادت و وفای به عهد با مسعود نامیده می شود و در کتاب کشته های مسعود ، در فهرست شهدای سازمان گنجانیده می شوید .
این است فرهنگ طلائی سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران به رهبری آقای مسعود رجوی و همسر سومش .
اگر همه این ها ، ظهور و سربلندی برای فرقه رجوی است . پس باید گفت :
خطا از من است، می دانم،
از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد”
اما به دیگران هم دلسپرده ام،
از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین”
اما به دیگران هم تکیه کرده ام،
اما رهایم نکن،
بیش از همیشه دلتنگم،
به اندازه ی تمام روزهای نبودنم…
فرید