باند مریم رجوی پایداری و مقاومت مردمی را “بسیجی پسند” میداند
۱۷آذر۹۷
در سر مقاله ی رسانه ی مجازی باند رجوی آمده است :
” روحانی در سفر به سمنان حداقل ۶ سخنرانی داشت و هدفش از این صحبتها هم عمدتاً گفتاردرمانی و امیددرمانی بود با همان ادعاها و دروغهای مسخره؛ اما در لابلای این حرافیها و روضهخوانیها، روی یک موضوع مهم هم انگشت گذاشت و آن هم این است که رژیم بر سر یک دو راهی گیر کرده و در یک جا از صحبتهایش دقیقاً به همین دو راهی که یک راه ذلت و تسلیم است و یک راه ایستادگی و پرداخت بهای آن اشاره کرده است…”.
گفتار درمانی درکار نبود والبته امیدواری دادن به مردم کار درستی است ومردمی که گرفتار بزرگترین تحریم وجنگ اقتصادی تا سطح نسل کشی – که سلطه گر اعظم براو تحمیل کرده – با قطع امید محکوم به نابودی است والبته این امید باتوجه به پتانسیلهای بالقوه وبالفعل ایران،پشتوانه ی واقعی دارد ابدا واهی نیست!
گیر کردن بر سر دوراهی هم جزوی از حوادث زندگی است که مهم نیست!
مهم آنست که چگونه راه درست را انتخاب کرده وبه قضیه فیصله داد.
راه ایستادگی درمقابل زورگویان ، استفاده ی هوشمندانه ازامکانات موجود- که خوشبختانه با شکاف برداشتگی دنیای تک قطبی این امکانات بیشتر وبیشتر وبنفع ما تمام شده – میباشد وراه تسلیم وذلت ، تن دادن به توقعات غیر قایبل عملی جهانخوار اعظم است و البته کسی دراینجا طرفدار اتخاذ این راه حل؟! نیست!
درادامه :
” روحانی حرفهای بسیجی پسندی زد ولی از آن طرف مجموعه علائمی وجود دارد که نشان میدهد راه مذاکره را هم کنار نگذاشته. نکته جدید در این حرفها و چه بسا شگرد روحانی این است که تسلیم و مذاکره را در این سخنرانیها مترادف هم به کار نبرده است. و این، نکته ظریف حرفهای روحانی است “.
با توجه به سوابق امر و اینکه باند رجوی چه حرف هایی را بسیجی پسند میداند، ظاهرا اشاره ی مداوم رئیس جمهور به پایداری و مقاومت است که البته این راه را همه ی مردم غیر وابسته به اجنبی- که باند رجوی در راس این اندک مردم قرار دارد- دوست دارند. دراین راه هزینه داده اند و هنوز هم میدهند!
بزعم آنکه فرقه ی رجوی ، همواره درمذاکرات تسلیم بوده وتنها این نوع مذاکرات را می فهمد، انسان نرمال و آشنا به اصول سیاست وکشورداری ، مذاکره را راهی برای بهتر کردن اوضاع میداند وگرنه ، تسلیم شدن که احتیاج به مذاکره ی آنچنانی ندارد!
بازهم :
” علامت دوم این است که میگوید اعتماد شرط لازم مذاکره با آمریکا نیست و بهعنوان مستند حرفش، مذاکره با صدام در زمان خمینی را که ۲سال هم ادامه داشت و همینطور مذاکرات برجام در عین اینکه میگوید به طرف مقابل اعتماد نداشتیم را ذکر میکند “.
البته مذاکره بصورت جدی و کاملش، با دوست انجام نمیگیرد و بیشتر بمنظور ازبین بردن سوء تفاهمات و اختلافت با مخاف ویا دشمن انجام میگیرد و شرطش داشتن اعتماد نیست که اگر بود، با یک نشست ساده موانع موجود حل میشد!
ویتنام بعد از پیروزی قاطعش بر آمریکا- که مسلما اعتمادی درکار نبود- پای میز مذاکره با آمریکا نشست و کوبا که ۶۰ سال است مورد تحریم ظالمانه ی آمریکاست، با این سلطه گر مذاکره نمود ودچار این خوش خیالی هم نشد که اعتماد بین طرفین بوجود آمده است!
بطور کلی، مذاکرات با تحلیل سود و زیان حاصله از هر دو طرف انجام میگیرد و ربطی به اعتماد ندارد!
همینطور :
“روحانی با طرح این سؤال که میخواهیم با بانکهای دنیا همکاری کنیم یا نه؟ گفت: «در حال حاضر که آمریکا این همه فشار آورده است، دهها بانک دنیا از کشورهای دوست که با آنها تعامل داریم، به ما اعلام کردند که اگر در اف.ای.تیاف عضو نباشید، نمیتوانیم همکاری کنیم “.
یعنی آن بانک ها ومخصوصا موسسات مالی دولت های دوست ایران ، خواسته اند که بمنظور جلوگیری از بهانه گیری های بنی اسرائیلی آمریکا ، ایران این تعهدات بین المللی را بپذیرد تا مشکلاتی درکار بانک های آن ایجاد نشود.
بنظر سرمقاله نویس رجوی ، این کار چه عیبی دارد؟!
صابر
***