انقلاب خواهر مریم سوراخ شد. شکل و محتوی در فرقه رجوی لینک به منبع در دنیای واقعیت ها هرجریان و یا تشکل سیاسی و یا عقیدتی اگر بخواهد با هوادارانش برخوردی صادقانه داشته باشد و ریگی درکفشش نباشد ماهیت خودرا همانطورکه هست بروز داده وعلنی می کند. برای مثال جریانی که تمایلات وخط مشی چپ و یا راست گرایانه دارد، درعالم واقع ودرموضع گیری هایش همان را تبلیغ می کند. ولی فرقه رجوی که بزرگ ترین چالشش صداقت و یکرنگی است درعصرما از این بدیهی ترین اصول وقاعده مستثنی است. درصحنه بیرون و انظار خارج از مناسبات خود را دمکراتیک، ترقی خواه معرفی کرده و ژست مدرن گرایی می گیرد ولی انچه درمناسباتش بروز پیدا می کند اوج ارتجاع و واپسگرایی و ابتذال است. بطوری که گاها انسان خودرا درقالب انسان های اولیه تجربه می کند. برای روشن شدن اذهان واینکه سخنی به گزاف نگفته باشیم به چند مورد ان اشاره ای گذرا ومختصر میکنم تا افکارعمومی که بهترین قضاوت کننده است بداند که درمناسبات فرقه ای که یکی از رهبرانش خانم مریم قجرعضدانلو از منشور حقوق بشر دم می زند وبرنامه های چندین ماده ای درستایش ازادی، پیشرفت وترقی خواهی و حمایت از نظم نوین ارائه می دهد تا کجا مناسبات وظرف تشکیلاتش را عقب مانده واعضایش را سالیان درقالب فناتیک وبیگانه با واقعیت های دنیای مدرن امروزی به اسارت گرفته است. درخاک عراق و بر سرسفره و بساط خیانت پیشگی که صدام برایشان گسترده بود گروه نظامی کوچکی بنام ارتش ازادیبخش که تمامی ابزار لجستیکی ونظامی ومواد غذایی اش توسط صدام تامین می گردید ومستشاران ارتش صدام هم نقش طراح عملیات نظامی ان را برعهده داشتند وبدون کسب اجازه از صدام ونیروهای امنیتی قادر به خوردن یک لیوان اب هم نبودند را تشکیل دادند. درهمان دوران فعالیت شناسایی خود را درنوار مرزی بمنظور کسب اطلاعات از تحرکات و ارایش نظامی ارتش ایران شروع کردند.بخشی از کاراطلاعاتی انها بوسیله دستگاهای شنود و بیسیمی صورت می گرفت ولی عمده فعالیت انها بمنظور کسب اطلاعات با رخنه شبانه به خاک ایران ودستگیری اهالی روستاهای نوارمرزی وچوپانان محلی تامین میشد. اعضایی که برای این ماموریت ها اعزام می شدند تعریف می کردند که نفراتی که دستگیرشده اند همگی دستگاههایی شبیه بیسیم بدست داشتند که خیلی کوچک ولی قدرت انتقال صوتی بالایی دارند واین برای مامشخص می کرد که از نیروهای وزارت اطلاعات هستند. گاهی وقت ها بصورت مخفیانه این دستگاهها را که درانبار مخابرات نگهداری می شد را به ما نشان می دادند! بیسیم های کوچک ومشکی رنگ که درکف دست جا می گرفت. مدتها این دستگاها مشغله اصلی ذهنم شده بود چون برایم خیلی عجیب می امد. سال ۸۵ که به ایران امدم دریکی از همان روزهای اول که به اتفاق دوستان بازگشتی درخیابانهای تهران قدم می زدیم درکمال شگفتی ودرمنتهای ناباوری به چشم خود می دیدیم که دردست هرشهروند تهرانی از پیر وجوان، زن و مرد، کوچک وبزرگ یکی از این بیسیم ها هست. با اهستگی خطاب به دوستانم که انها هم از تعجب داشتند شاخ درمی اوردند گفتم یعنی جمهوری اسلامی این همه نیروی اطلاعاتی دارد اینجا که از هر۱۰نفر، نه نفراطلاعاتی هستند؟ بعدها وباگذشت زمان فهمیدیم که اولا اینها بیسیم نیستند وموبایل هستند ودوما نه وسیله جاسوسی بلکه یک امکان پیشرفته ارتباطی است و سوما نه به نیروهای وزارت اطلاعات بلکه دردسترس تمامی مردم ایران است.در ان لحظه دلم اول برای شهروندان مرزی وچوپانان محلی سوخت که به جرم داشتن موبایل بعنوان نیروی وزارت اطلاعات دستگیر وبرای تخلیه اطلاعاتی تحویل نیروهای دژخیم وشکنجه گران ضداطلاعات ارتش صدام می شدند تا وحشیانه تحت شکنجه قرار گیرند وبعد بحال خودم ودیگردوستانم دلم سوخت که بدلیل قطع از دنیای ازاد و واقعیت های ان درغار رجوی درچنان بی خبری از تحولات وپیشرفت های علمی ودستاوردهای دنیای معاصر قرار گرفتیم که هنوز موبایل را به چشم ندیده بودیم. – ۲- ژست مدرن گرایی در قالب واپسگرایی – قسمت دوم و پایانی انقلاب خواهر مریم سوراخ شد. شکل و محتوی در فرقه رجوی لینک به منبع درتشکیلات فرقه رجوی درپادگان اشرف اطلاع رسانی و تغذیه اخبار وتحلیل های سیاسی از طریق کاست هایی که گزارشات خبری از قبل روی آن ضبط شده بود دراختیار اعضا قرار می گرفت. ویدئو و سیستم پخش کننده در یک اتاق که به ان اتاق فرهنگی گفته می شد قرار داشت و یک نفر تحت عنوان فرهنگی در سه نوبت صبح (صبخانه)، ظهر(نهار) وشب(شام) بمدت نیم ساعت مسئولیت داشت که اخبار روز که البته از قبل توسط مسئولین مربوطه دست چین وسانسور شده بود را پخش کند. مسئول فرهنگی بدلیل اینکه بعداز اتمام برنامه خبر و اتمام مدت زمان کاست برنامه زنده تلویزیون عراق درسالن پخش میشد مجبور بود جهت کنترل، نهار را درهمان اتاق فرهنگی صرف نماید. دریکی از روزها که مسئول فرهنگی برای انجام کاری به بیرون از سالن رفته بود نوار کاست قطع و برنامه زنده تلویزیون عراق در سالن پخش شد. رقص عربی زنان با بدن های نیمه برهنه غوغایی عجیبی براه انداخته بود. همه هاج وواج به یکدیگر نگاه می کردند! مسئولین فرقه دو دستی بر سرمی زدند که فرهنگی کجاست که انقلاب خواهر مریم برباد رفت. زنان مویه می کردند که وا مصیبتا انقلاب خواهر مریم سوراخ شد. تعدادی از اعضا را بدنبال فرهنگی فرستادند تا بیاید تلویزیون را خاموش کند عجیب هیچکدام از نفرات و بخصوص فرماندهانی که ادعا داشتند می خواهند عملیات سرنگونی را فرماندهی کنند به ذهنشان نزد که می توان دگمه تلویزیون را از همان داخل سالن خاموش کرد و نفرات به دنبال مسئول فرهنگی درسطح مقر فرستادند .تحت تاثیرهمین عملکرد وقتی به ایران برگشتیم تا مدتها نمی توانستیم با ریموت تلویزیون را روشن وخاموش کنیم وهمچنان منتظر فرهنگی بودیم. خویشاوندان واشنایان از این میزان دست وپا چلفتی ما تعجب می کردند وسئوال اساسی انها این بود که با این طرز تفکر واین میزان عقب ماندگی درعصر تکنولوژی می خواستید دولت ایران را سرنگون ومردم ایران را ازاد کنید؟! ایا اول بهتر نبود خودتان را از ذهنیت عقب مانده و طرز تفکر ارتجاعی ازاد می کردید؟! عملکرد هر عضوفرقه ونگرش او به دنیای خارج از تفکر، دگم وبسته فرقه ای نماد عینی و واقعی تناقض وحشتناک شکل و محتوای فرقه رجوی است. این عملکرد در تمامی باورهای مذهبی، تاریخی و سنتی خود رانشان می دهد . علی اکرامی