رسانه هاي مجاهدين طي هفته هاي
اخير سعي در بسيج همه جانبه اي دارند كه مجددا در ويلپنت پاريس تجمعي دست و
پا كنند تا به زعم خودشان ابراز وجودي كرده باشند و براي كشورهاي خارجي
نظير، فرانسه و آمريكا هم نمايش قدرت.
البته اين توهمات و افكار
احمقانه از سي سال پيش هر ساله در سالگرد سي خرداد ادامه داشته و دارد و
شايد همين امسال يا سال ديگر آخرين اين نمايش باشد. هرسال با مضموني و با
شعاري اين مراسم برگزار مي شود. آنچه كه در همه اين مراسم و سالگردها مشترك
بوده، سخنراني بي محتواي مريم رجوي است و سخنراني يك سري نماينده مجلس و
مقامات دولتي سابق كه با پرداخت هزاران دلار پول براي هر كدام آنها را
خريده و براي سخنراني به جلسه مورد نظرمي آورند.
مي خواهم در اين فرصت كوتاه از چند منظر به اين موضوع نگاه كنم:
1.
پايه و اساس اين سخنراني را روي «حمايت از مجاهدان اشرف و ليبرتي» گذاشته
اند آن چيزي كه ديگر الان بر همگان روشن است كه وجود خارجي ندارد. فرار
روزانه نيروهاي اشرف و ليبرتي و پناهنده شدن آنها به نيروهاي ملل متحد و
پليس عراق از يك طرف و از طرفي سردرگمي خود سازمان نسبت به اينكه اين دو
گانگي اشرف و ليبرتي را چكار كند؟ آيا به ليبرتي برود يا در اشرف بماند؟،
سرخوردگي باقيمانده نيروها در تشكيلات بخاطر پوچ بودن همه شعارهاي رهبري
سازمان مبني بر «حفظ اشرف»، «اشرف ناموس هر مجاهد خلق»، «در اشرف مي مانيم
تا بميريم» و غيره همه و همه دست به دست هم داده تا يك وضعيت ناهنجار و
كلاف سردرگمي از نيروهاي سازمان در عراق را بوجود بياورد. پس پايه و اساس
اين مراسم كه پايه گذاري شده بر روي «ارتش آزاديبخش» است خود متزلزل و
لرزان است.
2. حضور لرزان سازمان و بخصوص مريم رجوي در پاريس نكته
ديگري است. همين هفته گذشته مريم و برخي از مسئولين برجسته مجاهدين در
پاريس نظير ابريشم چي شوهر سابق مريم و سيدالمحدثين مسئول بخش خارجي سازمان
را به دادگاه فرانسه احضار كردند. اين البته تاكنون از تمام نيروهاي
سازمان مخفي مانده است و هيچ موضعگيري رسمي از طرف سازمان صورت نگرفته است
مي خواهند تا آنجا كه امكان دارد اين موضوع را چراغ خاموش رد كنند، البته
از شواهد و مدارك چنانچه برمي آيد موضوع پيچيده تر از اين حرفهاست.
3.
حضور سخنراناني كه صرفا براي گرفتن پول به سخنراني مي پردازند و هيچ
اعتقادي به حرفها و گفته هاي خود ندارند حتي در خيلي از موارد متن سخنراني
آنها نيز از طرف سازمان ديكته مي شود. اين نوع سخنراني كه از طرف برخي
پارلمانترهاي خريداري شده و يا مقامات اسبق كشورها صورت مي گيرد هيچگونه
وجهه قانوني و سياسي ندارد. چون هم آنكه سخنراني مي كند و هم آنكه به
سخنراني وادار مي كند و هم شنونده اروپايي و آمريكايي به خوبي مي دانند كه
اين بده و بستان با پول صورت گرفته و هيچ بار سياسي ندارد.
4.
ارقام نجومي كه سازمان از شركت كنندگان مراسم اعلام مي كند و در برخي موارد
دهها برابر اعلام مي كند خود گوياي از هم گسيختگي دستگاه تبليغاتي اين
فرقه است. تمامي كساني كه در كشورهاي اروپايي بخصوص در فرانسه زندگي كرده
اند مي دانند كه پادوهاي سازمان از مدتها قبل به كمپ پناهندگان كشورها مي
روند و نفرات پناهنده و بي خانمان را با دادن پول راضي مي كنند كه در مراسم
شركت كنند. اگر در تصاوير منتشر شده از سخنراني ها دقت كنيد هيچوقت
دوربينها از نيمه به بعد محل سخنراني را نشان نمي دهد چون نيمه به بعد آن
كساني هستند كه صرفا براي خوراك يا پول به مراسم آورده شده و غالبا هم ساكن
كشورهاي آفريقايي يا افغاني مي باشند.
5. امسال مخاطب اصلي اين
مراسم وزارت خارجه آمريكاست. از آنجايي كه سازمان انتظار دارد (البته به
رسم هميشه) از ليست خارج شود ميخواهد به اصطللاح يك قدرت نمايي كند و
نيروهاي مثل بسيج شده اش را به رخ وزارت خارجه آمريكا بكشد. تا شايد آنها
را راضي كند كه با داشتن پايگاه توده اي چنين وسيعي، ازليست خارجشان كنند.
آنچه
كه در اين پنج محور بصورت خلاصه و اجمالي بر شمردم حاكي از اين است كه
سازمان سعي ميكند به هر خس و خاشاكي دست يازد تا اين جسد «ارتش آزاديبخش»
را كه بوي تعفن آن از عراق نيز فراتر رفته و اقصي نقاط جهان را فرا گرفته
همچنان بعنوان، «تنها ابزار سرنگوني» جمهوري اسلامي معرفي كند.
در
آخر ميخواهم اين سئوال را از مشخصا از مسئولين سازمان بپرسم و آن اينكه
گيريم كه دولتهاي خارجي را مجاب كرديد كه نيرو داريد و پايگاه توده اي
داريد ولي خودتان خوب مي دانيد كه واقعيت امر چيز ديگريست؟ مگر مي شود با
چند پير و پاتال و زهوار در رفته اي كه الان توي عراق صرفا به «جيم» و «ف»
خود فكر مي كنند و تنها بلد هستند پاچه همديگر را بگيرند برويد سرنگون
كنيد. تازه خودتان در آستانه سرنگون شدن هستيد.
دروغ و دغل پس از
سي سال ديگر بس نيست؟ واقعيتهاي خودتان و جامعه را ببينيد و راه حلي درست
انتخاب كنيد كه بيش از اين خار و ذليل نزد ايراني و خارجي نباشيد.