فکر می کنم این اوج هوشیاری سیاسی دستگاه دیپلماسی عراق بود که از این موضوع استقبال کرد و عملا توپ را به زمین حریف انداخت و نتیجه آنهم امروز کاملا روشن است تا جای که دیگر حتی در درگیری های لفظی طرف حساب آنها نه دولت عراق بلکه رسما وعلنا آقای مارتین کوبلرنماینده سازمان مملل است.
ودیدیم که مسعود رجوی در آخرین موضع گیریش، با نادیده گرفتن پروتکلهای دودوتا چهارتای سیاسی و عواقب آن به ناچار با همان فرهنگ خاص خودش به سیم آخر زده میگوید:
« هنوز نزدیک به ۱۳۰۰ نفر در اشرف هستند. این قدرت بسیار عظیمی است. این یک قدرت اتمی است. آن آقا خیال کرده خوب وقتی که جمعیت مجاهدین در اشرف نصف شد، دیگر اینها هم تعیین تکلیف هستند …. اما نشناخته است مجاهدین را. اشتباه محاسبه در همینجا است، که ۱۲۰۰ که جای خود دارد ۱۰۰۰ نفر که جای خود دارد. ۵۰۰ نفر که جای خود دارد. نشناخته که اگر فقط یک یگان ۷۲ باقی بماند چه خواهد شد.»
اگر چه آقای هزارخانی روشنتر و بدون هیچ معذ وریتی البته فارغ ازهرگونه نگرانی ازعواقب آن تنها بنا بر انجام وظیفه می نویسد:
« این یکی مأمور کوچ دادن اجباری ساکنان اشرف به زندان لیبرتی است، یعنی عضو افتخاری کمیته سرکوب اشرف و شریک زورگوییها و جنایتهایشان. و جالب این جاست که این مظاهر بی گفتگوی خشونت علیه بشریت، مأموریتهای ننگینشان را به نام جلوگیری از خشونت به عهده میگیرند!
نه، گذشته از همه ملاحظات، آیا شما فکر نمی کنید که آقای ”تسهیل کننده” واقعا گندش را چنان درآورده که بوی گند فاضلاب سرباز کرده در لیبرتی را به دست فراموشی سپرده است؟ »
چرا که مارتین کوبلر، نمایندۀ ویژه دبیرکل و رئیس هیأت یاری رسان سازمان ملل متحد اعلام کرده:
« مصرانه از باقی ماندۀ ساکنان کمپ اشرف می خواهم تا بدون تأخیر به کمپ حریه منتقل شوند. » وی در خصوص هرگونه تأخیر در فرایند جابجای به کمپ اشرف هشدار میدهد: « فرایند جابجایی نباید متوقف شود. من نگران این هستم که اگر جابجایی از سرگرفته نشود، شاهد بروز خشونت باشیم. [البته] هرگونه بروز خشونت غیرقابل قبول است. »
بازهم برای اینکه امکان مانور و راه هرگونه سواستفاده ای را از طرف حساب های مربوطه که در راستای منافع خودشان می خواهند از این نمد کلاهی دست و پا کنند را ببندد.
بنا بر اطلائیه ای که مجاهدین تحت نام با مسمای « کمیته بین المللی در جستجوی عدالت » با ذکر فاکتهای مشخص قصد و نیت گرداندگانی که، خود را قیم قربانیان میدانند بر ملا کرده:
«...این گزارش این را القا میکند که دولت عراق با تفاهم و بردباری با ساکنان برخورد میکند حداقلهای ضروری را تامین می کند، اما ساکنان زیاده خواه هستند، خواستهای غیر منطقی دارند، از گفتگو با مقامات عراقی سرباز می زنند ، بحران سازی می کنند و برای کسانی که میخواهند کمپ را ترک کنند مشکل تولید میکنند..
در قسمتی از گزارش تحت عنوان «تمامیت فیزیکی» آمده است: ”فرمانده پلیس تایید کرد که او در جریان شایعاتی قرار گرفته که به دو نفر که میخواسته اند جدا شوند اجازه خروج از کمپ توسط سایر ساکنان داده نشده و در این پروسه مجروح شده اند.».
فکر میکنم حالا کاملا قابل درک است که اصل پذ یرش ترک اشرف نه تنها هیچ ربطی به داشتن حسن نیت نداشت بلکه همانطور که قبلا گفتم ا دست آویزی بود که بتوان با اتکا به آن ازپذ یرش مسئولیت همین برخورد و رویارویی با سازمان ملل و نهادهای وابسطه به آن فرار کرد چرا که لاجرم قیمت این گونه سرگشیها را باید می پرداخت.
اما خوشبختانه اینباربر خلاف گذشته این قیمت را حداقل در گام اول و بدون هیچ مغذوریتی نمی توان از جیب قربانیان خود پرداخت چرا که چنین رویکردی اگر چه از روی استیصال، به مثابه جام زهری است که آقای رجوی بناچارشخصا سرکشیده ولاجرم باید متتظر عواقب آن هم باشد.