بله داشتم در صفحه سایت مجاهدین نگاهی میانداختم که دید نوشته":
مقاومت در حمص (سوریه) واشرف است که چهره خاورمیانه را بسوی آزادی و دموکراسی تغییر میدهد.
من واقعا خواهش میکنم نخندید..این تصور یک گروه بسته و متوهم است که این چنین به پرت و پلا گوئی سیاسی و خطی افتاده است... آری این چرندیات فقط از فرقه رجوی در جهان برمیاید و چند گروه و رژیم دیوانه دیگر در دنیا....
اما در پس پرده یک خط کشتار و دم تیغ دادن سری دیگری از اسیران زبان و گوش بسته در زندان اشرف میباشد... این بار میخواهند سران این فرقه به هر قیمت نگذارند این اردوگاه وحشتناک بسته شود...آری پایان ضرب العجل دولت عراق نزدیک میشود. با درست و غلط این تصمیم کاری نداریم این سیاستی است که دولت عراق در باره حضور این فرقه در عراق گرفته است و میخواهد به هر ترتیب از این فرقه خلاص شود و ای بسا دوباره داستانهای تلخ و ناراحت کننده قبلی تکرار شود و گروهی دیگر از اسیران به ناچار و به دستور فرقه به جلو ماشینهای نظامی فرستاده شدند..
چندی قبل با یکی از اسیران که کمتر از سه ماه است ازاردوگاه فرار کرده است صحبتی داشتم که درباره درگیری قبلی گفت " من و دوستانم در ضلع دیگر نشسته بودیم و نگهبان بودیم که مسئول مربوطه آمده و همه را سوار کامیونت کرده و گفت که میرویم برای استقبال چند مهمان که ما را درکنار ضلعی که نیروهای عراقی مستقر بودند گذاشتند و خودشان به سرعت فرار کردند و بعد از کشتار که همه معترض بودند چرا شورای رهبری درآن صحنه غیبش زده بود..و چرا همه اش این نفراتی که فرقه با آنها مشکل دارد کشته میشوند...روان پریش مسخ شده مژگان پارسائی جواب میدهد که شورای رهبری باید پشت صحنه را کنترل میکرد و سازمان با رهبری اش حرکت میکند حالا هر چه بیشتر کشته بدهیم ماندن ما تضمین میشود..حال ببینید این سیاست کثیف فقط برای چند روز بیشتر در مسند قدرت سازمان ماندن یک مشت روانی و متوهم است..حال هر چه هم خون بریزد فدای سر رهبری مخفی شده!!!!
سوال بزرگ این است مگر رجوی نمیگفت که من اولین صلیب به دوش هستم که در صف مجاهدین خواهم بود؟؟؟!!
چند روز قبل چند ایرانی که برای سفر به اروپا آمدند ازمن سوال کردند که" ببین ما با سیاست سازمان کار نداریم ولی در دنیای قدیم و جدید هر جا نگاه میکنی برای یک گروه یا رژیم یا سازمان هر اتفاقی میافتد خوب یا بد باز هم کار نداریم حتی در بوسنی وصربستان و یا هر جا رهبر آنها پاسخگو بوده و حتی در دادگاه لاهه مسولیت همه چیز را به عهده گرفتند ولو اینکه خبر نداشته باشند...چون که در زیر رهبری آنها بوده پذیرفته اند!! اما داستان در سازمان مجاهدین خیلی فرق دارد موضوع این است که رجوی ها یکی که در بهترین جای فرانسه نشسته و دیگری هم مخفی شده ...حال حتی معرفت و جوانمردی هم ایجاب میکرد که این همه انسان که جوانی و زندگی و همه چیزشان را به نام و به خاطر رجوی گذاشته اند این کمترین رسم مردانگی است امروز جلو همه بایستد و بگوید من هستم و مسئولیت این خونها و این جانها را به عهده میگیریم و اگر قرار است اتفاقی بیفتد اول باید جلو صف رجوی ها باشند....وچرا مریم رجوی به اشرف نمیرود؟؟"
من هیچ پاسخی به این سوال نداشتم جزاینکه خنده تلخی کردم گفتم ببینید این سایتهای مجاهدین است و ببینید هرکس که کلمه ای برخلاف اونها بگوید ولو اینکه بیست یا سی سال برای اونها کار کرده باشد بالاترین گناه را به زعم فرقه ورهبری فرقه انجام داده است و از نظر اونها دشمنترین دشمن هاست...و داستان مهدی افتخاری راگفتم که چگونه او را تبدیل به یک موجود که فقط نفس میکشید کردند....
حال که به اینجا بحث رسید گفتم از نظر رجوی جان دیگران در مقابل جان مسعود هیچ است چون که او بالاترین آفریده خدا روی زمین است(به گفته مریم رجوی) و اگر او سالم و زنده باشد پس بشریت بالاترین دستاورد خودش را هنوز دارد(باز به گفته مریم رجوی) وموقعی چنین تئوری سرلوحه چنین فرقه ای است دیگر چه فایده ای دارد که حرفی ازتغییرمواضع وروش سازمان بزنیم.....
اما این بار اهرم ها و فشارهای بین المللی برای خروج فرقه از عراق بدترین کابوس برای سران فرقه میباشد....هر روز با فرار از لیبرتی نفرات بالائی و پائینی سازمان پرده از اسرار مخفی سازمان برداشته میشود و خیلی خوب میتوان فهمید چرا تمام تبلیغات فعلی سازمان برروی نامناسب بودن لیبرتی برای استقرار است..چون افراد بهتر از قبل امکان فرار دارند...آخرین ابلاغیه در لیبرتی این است تردد کمتر از سه نفر ممنوع..چرا؟اول فرار ..دوم رابطه ناجور بین دو نفر....از قرار معلوم حدود چهل نفر از اعضای کم سن و سال سازمان که به میلیشای سازمان معروف بودند و بعد از جریانات کشتار همه معترض بودند توسط سازمان به کشورهائیکه قبلا مقیم بودند فرستاده شدند قبل از اینکه فرار کنند...به خیلی هم قول داده شده که در اولین فرصت به خارج فرستاده شوند ولی تقاضا کردند که از سازمان فرار نکنید.......حال هر کاری میکند که نفرات بماند ..در آخرین نشست ها به لایه های پائینی گفته میشود اگر مرزسرخ رد کردید(منظور مسائل جنسی) اشکال ندارد اما فقط فرار نکنید ودر سازمان بمانید....
به قول صریح مسعود رجوی که در نشست شورای رهبری گفته است اگر یک شورای رهبری از رده بالای سازمان که با مسعود محرمیت داشتند از سازمان خارج شود باید مجلس ختم عقیدتی و ایدئولوژی سازمان را خواند...پس باید به آنها گفت اولین ها که خارج شده اند وبه این زودیها خواهید دید چگونه دکان و دستگاه شما را هم افشا میکنند........
نکته بعد هم این که جرات کردید که زندان اشرف را با مردم و مقاومت شهر حمص مقایسه کردید باید گفت که شارلتانیزم سیاسی شما دست هر کسی را در دنیا بسته است و باید گفت مردمی که با همه چیزش دارد مقاومت میکند با یک مشت زندانی که بیش از بیست سال است که دست و پا و گوش بسته در بند عقیده و اجبارات شما هستند یک قیاس احمقانه و فرصت طلبانه است و مرغ پخته را هم به خنده میاورد....
حال سنگ اندازی شما در این دوران بجز به خطر انداختن جان تعداد دیگری برای نیروها ندارد..حال که فرصت هست باید سریع اقدام به تخلیه نیروها کرد و بجای نوش دارو بعد از مرگ سهراب و گریه و زاری بر تن های خونین پیشاپیش نگذارید این اتفاقات تکرارشود....چون میدانید که برای این تخلیه شما مجبور هستید به ابلاغ دولت عراق توجه کنید...
شاید وقت آن رسیده است که واقعا درهای زندان را باز کنید ببینید که چگونه افراد فرار میکنند...
----------