البته که روز تاسیس سازمان مجاهدین خلق آنطور که امروز میگویند نیمه شهریور سال 1344 نیست , به گمان من تاریخ دقیق تاسیس سازمان مجاهدین خلق پنجم مرداد ماه سال 1350 یعنی 5/5/1350 میباشد یعنی چهار روز بعد از دستیگیری مسعود رجوی . در واقع سازمان مجاهدین کنونی با اعترفات مسعود رجوی و کشیدن کروکی خانه محمد حنیف نژاد و لو دادن آنها شکل گرفت ؛ طبقه اول خانه گلشن پلاک 27 در یکی از کوچه های خیابان خوش محلی بود که مسعود رجوی کروکی آن را به ساواک داده بود ,دستگیری و اعدام بنیانگذاران سازمان و زنده ماندن مسعود رجوی (اسناد در انتهای متن) عملا این شخص را تبدیل به مسئول اول سازمان و این سازمان را تبدیل به یک فرقه کرد. از همان آغازهیاهو و غوغا و جنجال آفرینی و در عین حال معامله و زد و بند و وطن فروشی شیوه های مبارزاتی این فرد و فرقه اش را تشکیل میداد .
ترورهایی که امروزه باشرم از آن یاد میکنند و آن را منتسب به بخش منشعب خود میدانند
دامن زدن به اختلافات درونی و انشعاب
جاسوسی برای شوروی سابق
به غارت بردن اموال مردم و اموال عمومی و جمع آوری سلاح
ازدواج های مکرر با جنجال و سیاسی یا عقیدتی معرفی کردن آنها و مشابه خواندن خود با شیوه کار پیامبر اسلام
شکنجه و سوزاندن و زنده به گور کردن مخالف و منتقد
ستون پنجم عراق و شرکت در جنگ با مردم ایران
پیوستن علنی به صدام حسین و رفتن به زیر حمایت او علیه منافع ملی و مردم ایران
ساختن یک فرقه تمام عیار برای مغزشویی اعضا
قلع و قمع مخالفین و منتقدین در خاک عراق و اروپا و ایران
پولشویی , قاچاق انسان و مواد مخدر .
انفجار و ترورهای کور و عملیات های شبه نظامی .
ساخت یک ایدئولوژی مخلوط ازبرخی مکاتب وترویج آن به عنوان یک مکتب و رهبری شخصیت محور و کیش شخصیت
اخاذی مالی از خانواده اسرا و مردم اروپایی و نیز همکاری با سازمانهای جاسوسی بیگانه در ازای دریافت پول
ظاهر شدن بعنوان جاسوس و خبرچین برای کشورهای دشمن
تحلیل های غلط و انتزاعی وماورائی که هیچ کدام به حقیقت نپویست
سرمایه گذاری روی حمله بیگانگان به ایران و کسب قدرت از این راه
و در نهایت ترک اشرف توسط مسئولین بالا و بخصوص مریم رجوی و نیز پنهان شدن مسعود رجوی , سازمان را از طبقه اول خانه گلشن بعد از چهل سال به پایگاه موقت لیبرتی امروز کشاند. سازمانی که مردم ایران “منافقین ” و اپوزسیون خارج نشین “خشونت طلب و پوپولیست ” و غربیهایی که آن را به بازی گرفته اند “تروریست ” میخوانندش.
رشد طبیعی یک گروه هم فکر و هم سنخ و با امکانات مالی واقتصادی نامحدود علی القاعده باید بعد از چهل سال بسیار بیش از این باشد. شاید نشود نسبت رشد در جهل سال را با رشد یک گروه اجتماعی در فضای مجازی یا یک کلوپ یا مشتریان یک مغازه مقایسه کرد اما رشد کمی به ازای هر ماه پنج نفر با آنهمه تبلیغات و رادیو و تلویزیون ماهواره ای و شیوه هایی برای فریب کاریابان و غیره در حالی که بیش از هفتاد درصد آنها امروز ناراضی و مترصد راهی برای گریز هستند نشان میدهد که این سازمان در همه این دوران در حال افول بوده است و آمار واقعی حاکی از پیوستن متوسط ماهی یک یا دونفر به این سازمان است رقمی که در صورت ممنوع نبودن ازدواج و بچه دارشدن اعضای زندانی در اشرف و باقی قرارگاهها قطعا بسیار بیشتر از این بود.
منابع مالی سازمان البته در این چهل سال رشد قابل توجهی داشته است , ازیک خانه اجاره ای کوچک در خیابان خوش تا یک مقر بزرگ در فرانسه و بسیاری کشورهای دیگر و نیز پول هنگفت برای خرید تماشاچی و راه انداختن تظاهرات و ساختن یک شهر به ادعای مریم رجوی که خواهان ساختن یک قرارگاه ویک شهر در مرز اردن با هزینه خودشان بود ونیز تطمیع برخی پارلمانترها برای تایید و سخنرانی و جلب حمایت میباشند, و همه اینها در حالی است که هیچ یک از سران , مسئولین و اعضای اصلی سازمان حتی یک ساعت در هیچ کجای دنیا شغل , کار و درآمدی نداشته است .
بدون نیرو , بدون آبرو , بدون ایدئولوژی , بدون مقری برای مغزشویی , بدون پایگاه اجتماعی آیا سازمان میتواند به حیاتش ادامه دهد ؟
سابقه سازمان نشان داده که امکانات در دسترس محتوای عملکردش را شکل میدهد , مثلا اهدای چندصد تانک و توپ و کاتیوشا از طرف صدام باعث شد که سازمان خودش را ارتش آزادیبخش ملی نام گذاری کند و عملکردش حمله به مرزداران ایرانی شود.
آیا اینهمه پول سازمان را تبدیل به یک مافیای خشن و انتقامجو نخواهد کرد؟
به درستی که همانطور که از زبان رهبر مفقود شده این فرقه شنیده ایم سازمان وارد یک دوران جدید شده است , دورانی که میتواند خود را به شکل دیگری ظاهر کند .و البته مهم است که درک و شناخت ما جداشده ها از این فرقه به مناسبات فرقه ای و تشکیلاتی اشرف و سایرقرارگاههای واقع در عراق و زیر چتر صدام محدود نشود.
طالبان و القاعده که روزی نقاشی و مجسمه سازی را حرام میدانستند و آثار باستانی را تخریب میکردند و زنان را بخاطرنداشتن برقع و روبند شلاق میزدند امروز در فیس بوک از اسم و عکس زنان برهنه برای گرفتن اطلاعات و جاسوسی استفاده میکنند ,
منزل آخر برای مجاهدین الزاما حرکت آخر نیست حالا با یک سازمان مفقودالرهبر و خانه خراب مواجهیم .
———————————
وی بازجوئی تاریخ دستگیری خود را ۴ شهریور اعلام کرده، اما در کارت بازداشتگاه متهمین، تاریخ بازداشت وی اول مرداد یعنی حدود یک ماه قبل از ضربه شهریور ذکر شدهاست.[۲][۳] بنا بر گفته روزنامه حکومتی کیهان که همان زمان منتشر شد، وی اطلاعات مفصلی در مورد کادرها و اعضای بازداشت شده و نشده و نیز کروکی محل اقامت آنها را در اختیار ساواک قرار داد. تا جایی که ارتشبد نعمت الله نصیری، رئیس وقت سازمان امنیت، وی را از همکاران ساواک معرفی میکند.[۴] برای دلیل اینکه وی بر خلاف سایر سران سازمان به اعدام محکوم نشد، در کتب و نشریات رسمی سازمان پس از انقلاب همواره تاکید میشود که بر اثر فشار بینالمللی و اقدامات برادرش کاظم رجوی(ساکن سوئیس) اعدام وی لغو گردید.[۵] اما روزنامه کیهان آن موقع از قول نصیری بیان میدارد که: «چون در جریان تعقیب، کمال همکاری را در معرفی اعضای جمعیت به عمل آورده و در داخل سازمان نیز برای کشف کامل شبکه با مامورین همکاری نموده، به فرمودهمبارک شاهانه، کیفر اعدام او با یک درجه تخفیف به زندان دائم با اعمال شاقه تبدیل گردیدهاست.» بر طبق این روایت، وی مسئول ضربه شهریور سازمان که در واقع موجبات ایجاد چالش بزرگ و دستگیری و قتل رهبران و اعضای سازمان شد قرار میگیرد..[۶]
در سندی از ساواک اینچنین آمده است: «نامبرده بالا [مسعود رجوی] که از محکومین سازمان باصطلاح آزادیبخش ایران وابسته به نهضت آزادی است و در دادگاه تجدید نظر نظامی به اعدام محکوم گردیده بعد از دستگیری در جریان تحقیقات کمال همکاری را در معرفی اعضاء سازمان مکشوفه بعمل آورده و اطلاعاتی که در اختیار گذارده از هر جهت در روشن شدن وضعیت شبکه مزبور مؤثر و مفید بوده و پس از خاتمه تحقیقات نیز در داخل بازداشتگاه همکاریهای صمیمانهای با مأمورین بعمل آورده لذا به نظر این سازمان استحقاق ارفاق و تخفیف در مجازات را دارد…»



